حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٨٥ - كلمه ٩ - قال أمير المؤمنين
عادت انسان به شمار آيد، كه ترك شهوت انسان را به خدا نزديكتر از سائر عبادات گرداند و از هركار براى تكميل نفس نيكوتر است و چون عادت طبيعت ثانوى است پس اگر انسان به شهوات حيوانى عادت كند مسخ به حيوان شود و اگر ترك آن نمود به حقيقت انسان كه از ملك برتر است مىگردد. رزقنا اللّه تعالى.
كلمه ٩- قال أمير المؤمنين ٧: أدّب نفسك بما كرهته لغيرك
[١].
ترجمه: فرمود: نفس خود را ادب و تربيت كن از آنچه در ديگران ناپسند مىبينى.
شرح: يعنى يك راه براى تهذيب و تربيت و ادب نفس آنست كه صفات رذيله و افعال ناشايستهاى كه در مردم بينى و ناپسند تو است نفس خود را از آن صفات پاك ساز و آنچه زشت و ناشايست در مردم بينى بدان كه آن براى تو هم زشت و ناپسند است و تو در اثر حبّ نفس و خودخواهى بسا بر خود زشت نمىبينى.
و در كلمه ديگر فرمود: استقبح من نفسك ما تستقبحه من غيرك. از خود قبيح شمار عملى را كه از ديگران قبيح دانى پس از توجّه به زشتى و ناپسندى به اوصاف و اعمال ديگران كه حبّ نفس مانع و حجاب درك زشتى آنها نيست قياس كار خويش بر گير و مگذار حبّ به نفس سبب شود كه آنچه زشت است در خود زيبا تصوّر كنى و بر ديگران زشت و ناروا دانى پس چون صفات رذيله و افعال قبيحه ديگران را به عقل فطرى خود «بىحجاب حبّ نفس» تشخيص مىدهى قبح و زشتى آنها را براى خود بشناس و نفس را از آن پاك ساز تا ادب نفس از بىادبان بياموزى نه آنكه چون عيبى در خلق بينى از زشتىها و عيوب نفس خويش غفلت كنى و به ادب و تربيت و تهذيب نفس خود نپردازى بلكه به عيبجوئى و بدگوئى بىادبان و بدكاران اكتفا كنى و هرگز نفس ناطقه خود را از نقص و عيب و اوصاف رذيله،
[١] - بحار، ط بيروت، ج ٧١، ص ١٦٥، س ١٦:« و قال ٧: كفى بك أدبا لنفسك ما كرهته لغيرك».
قوله:« و در كلمه ديگر فرمود ...» نهج البلاغه:« و من كتاب له ٧ للحسن بن على عليهما السّلام كتبه اليه بحاصرين منصرفا من صفين ... و استقبح من نفسك ما تستقبح من غيرك»( ط تبريز، ص ٢٢٦، س ٧).
قوله:« عدو شود ...» امثال و حكم دهخدا، ط ١، ج ٢، ص ١٠٩٤):
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|