حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١١٩ - كلمه ١٠ - قال أمير المؤمنين
كلمه ٩- قال أمير المؤمنين ٧: الكريم يعفو مع القدرة و يعدل مع الإمرة و يكفّ إسائته و يبذل إحسانه
[١].
ترجمه: بزرگوار مردم با وجود قدرت بر انتقام بدكاران عفو مىكنند، و در دوران رياست و امارت به عدل و داد مىپردازند، و آزار به خلق نمىكنند، و از هرنيكى و احسان كه مىتوانند «از مال و جاه و قلم و قدم و غيره» از هيچ كس دريغ ندارند.
كلمه ١٠- قال أمير المؤمنين ٧: ابذل معروفك للنّاس كافّة فإنّ فضيلة [فعل] المعروف لا يعدلها عند اللّه سبحانه شئ
[٢].
ترجمه: احسان خود را به تمام مردم مبذول دار كه هيچ كار شرف و فضيلتش نزد خدا برابر احسان به خلق نيست.
شرح: از هرگونه احسانى كه بتوانى به هركه باشد مضايقه مكن احسان به مال احسان به زبان احسان به قلم به قدرت و توانائى و رفع ظلم و داد خواهى مظلوم، احسان علمى «كه بهترين احسانست به تعلّم جاهلان و هدايت گمراهان» و به همه كس احسان و خير خود را تعميم ده و متّصف به صفت رحمانى الهى باش از دشمن
[١] - غرر و درر آمدى، شرح آقا جمال، ط ١، ج ٢، ص ١٢٦، ش ٢٠٧١؛ و صورت عبارت در اين شرح بدين گونه است:« الكريم يعفو مع القدرة و يعدل فى الإمرة، و يكف اسائته و يبذل إحسانه» و در ترجمه آن فرموده است: كريم يعنى شخص گرامى بلند مرتبه، يا صاحب سخاوت و جود، در مىگذرد از گناه مردم نسبت به او با وجود قدرت بر انتقام، و عدالت و دادگرى مىكند در امارت و حكومت، و باز مىدارد بدى خود را از مردم، و بذل مىكند احسان خود را.
غرض اين كه در شرح مذكور عبارت جمله دوم« يعدل فى الإمرة» با حرف« فى» است و به نقل از استاد الهى رضوان اللّه عليه با حرف« مع» است.
و عبارت روايت مطابق غرر و درر، طبع نجف، ص ٥٣، س ١٩، بدين صورت است:« الكريم من يعفو مع القدرة و يعدل مع الإمرة و يكفّ لسانه و يبذل إحسانه». و نسخه خطّى غرر و درر با طبع نجف موافق است جز اين كه عارى از« من» است« الكريم يعفو مع القدرة ...».
[٢] - غرر و درر آمدى، شرح آقا جمال خوانسارى، ج ٢، ص ٢٣٦، ش ٢٤٧٠. صورت روايت در آن بدين گونه است:« ابذل معروفك للناس كافة فان فضيلة فعل المعروف لا يعدلها عند اللّه سبحانه شىء» و نسخه خطّى غرر و درر نيز با آن موافق است. اعنى با اضافه كلمه« فعل» است؛ و همچنين غرر و درر ط نجف، ص ٤٥، س ١٢، غرض اينكه كلمه« فعل» در نقل حضرت استاد الهى شرّف اللّه نفسه ساقط شده است، لذا آن را ميان علامت[] نهادهايم.