حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٠٣ - كلمه ٨ - قال أمير المؤمنين
علم و غيره مىپردازند.
كلمه ٧- قال أمير المؤمنين ٧: حبّ الدّنيا يفسد العقل و يصمّ القلب عن سماع الحكمة[١].
ترجمه: حبّ دنيا عقل را فاسد مىكند و گوش قلب را از شنيدن سخن حكمت كر مىسازد.
شرح: يعنى هركه دوست دنيا و عاشق مال و جاه دنياست عقل فطرى و هوش حقيقى او فاسد شود و ديگر به سخن حكمت و الهيات مايل نباشد و گوش به گفتار انبياء و اولياء و حكماى الهى كه دنيا را در نظرش حقير كند ابدا ندهد مبادا از دنياى موهوم كه معشوق اوست دور شود و امّا عاقل گويد:
|
دنيا بتى است عشوهگر و بىوفا |
زين بىوفا وفا چه تمنّا كنى |
|
يا گويد:
|
مجو درستى عهد از جهان سست نهاد |
كه اين عجوزه عروس هزار داماد است |
|
كلمه ٨- قال أمير المؤمنين ٧: حقّ على العاقل العمل للمعاد و الاستكثار من الزّاد
[٢].
[١] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ١٦٨، س ٨؛ و ط صيدا، ص ١٢٢، س ٣،( فى حرف الحاء باللفظ المطلق)، شرح آقا جمال، ط ١، ج ٣، ص ٣٩٧، ش ٤٨٧٨، ديباچه عبارت روايت بدين صورت است:« حبّ الدنيا يفسد العقل و يصمّ القلب عن سماع الحكمة، و يوجب اليم العقاب» جز اين كه در شرح آقا جمال به غلط چاپى« يصمّ» به« يهمّ» تحريف شده است.
[٢] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ١٦٩، س ٢٠؛ و ط صيدا، ص ١٢٣، س ٥،( فى حرف الحاء بالفظ المطلق)، شرح آقا جمال، ج ٣، ص ٤١١، ش ٤٩٢٤.
قوله:« در كلمه ديگر فرمودند: ثوب العلم ...» غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ١٦٢، س ١١؛ و ط صيدا، ص ١١٧، س ١٧.( حرف الثاء بلفظ مطلق) و نسخه خطّى غرر و درر معهود نيز با دو چاپ غرر و درر طبع نجف و صيدا موافق است، و لكن محقق خوانسارى در شرح غرر و درر به جاى« العلم»،« العمل» آورده است و آن را به عمل صالح ترجمه كرده است بدين صورت.
« ثوب العمل يخلّدك ...» جامه عمل صالح پاينده مىدارد تو را و كهنه نمىشود، و باقى مىدارد تو را و فانى نمىشود. و در بعضى نسخهها« العلم» بجاى« العمل» است، و بنابراين ترجمه اين است كه جامه علم پاينده مىدارد تو را ...»( ج ٣، ص ٣٥٠، ش ٤٧٠١).