حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٠١ - كلمه ٥ - قال أمير المؤمنين
بقاست مساعدت كند و به علم و معرفت انسان بيفزايد و گرد و زنگار دنيا را كه منشأ هرخطا و شقاوتست و بالطبع همه مردم عادى مشتاق آنند از دل پاك كند و اشتياق و عشق عالم آخرت را كه اغلب مردم از آن تا دم مرگ غافلند در آينه دل منعكس گرداند چنان كس به حقيقت رفيق انسانست اين گونه رفيق است كه فرمودند: الرّفيق ثمّ الطّريق حافظ فرمايد:
|
دريغ و درد كه تا اين زمان ندانستم |
كه كيمياى سعادت رفيق بود رفيق |
|
كلمه ٤- قال أمير المؤمنين ٧: من هوان الدّنيا على اللّه أن لا يعصى إلّا فيها
[١].
ترجمه: از پستى دنيا نزد خدا و بىقدرى آن همين است كه خدا را معصيت نمىكنند مگر در دنيا.
شرح: در اين جهان مادّه و حركت كه خدا دار فتنه و امتحان قرار داده گوئى ميدان جولان اميال مختلف و صحنه دواعى و اغراض متعارض است و تزاحم شهوات موجب غفلت از خدا و منشأ هرظلم و جور و طغيان و عصيان است امّا از اين جهان كه به عالم مافوق الطبيعه رفتيم ديگر حركت متزاحم و اميال متعارض نيست وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ[٢] است و آنجا كسى نافرمانى خدا نكند و ظلم و جور به خلق نرسد پس اين دنياى پست مادّه و حركت است كه دار عصيان و ميدان طغيان است و عوالم ديگر جاى آسايش و لذّت و بهجت خلق است و عشق به حسن و جمال حق.
كلمه ٥- قال أمير المؤمنين ٧: من ذمامة الدّنيا عند اللّه أن لا ينال ما عنده إلّا بتركها
[٣].
[١] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ٣٠٤، س ١٩؛ و ط صيدا، ص ٢٢٥، س ٢١؛ و شرح آقا جمال خوانسارى، ج ٦، ص ٣١، ش ٩٣٦٦.
و در نهج البلاغه بدين صورت است:« و قال ٧: من هوان الدّنيا على اللّه انّه لا يعصى الّا فيها و لا ينال ما عنده إلا بتركها»( حكمت ٣٧٧، ص ٤٨٦، ط بنياد، تصحيح عطاردى).
[٢] - زخرف/ ٧٢
[٣] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ٣٠٤، س ٢٠؛ و ط صيدا، ص ٢٢٥، س ١٢١؛ و شرح آقا جمال، ج ٦، ص ٣٢، ش ٩٣٦٧. قوله:« و در كلمه ديگر فرمود: حبّ الدنيا ...» غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ١٦٨، س ٤؛ و ط صيدا، ص ١٢١، س ٢١؛ و شرح آقا جمال ج ٣، ص ٣٩٥، ش ٤٨٧٠.