حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٣٠ - نامه دوم
ديگر را كه عائلهاش بودند به اطاق درس مىآورد و خاكستر رويش را به كنار مىزد و بدان حال مىگذراند.
بسيار به فرزندانش علاقه داشت در شرح حالش كه در نغمه عشاق صفحه ٢٦٧ آورده معلوم مىگردد، علاوه اين كه به چشم مىديديم.
قصيده حساميه را در فراق و مصيبت فرزند خود كه قصيده را به نام او منتسب كرده است سروده است و چه سوگ و ماتم و زارى دارد. و مطلعش اين است:
|
اى مرغ من از چه ز آشيان رفتى |
استاره شدى بر آسمان رفتى |
|
و مختمش اين است:
|
تا چند الهى از غمت نالد |
زان شهر كه آمدى بدان رفتى |
|
اين قصيده ٤٥ بيت است و بسيار شيوا است.
قصيده نظاميه را در نصيحت فرزند خود دوست بزرگوار فاضلم ثقه الإسلام نظام الدّين الهى فرموده است، و مطلع آن اين است:[١]
|
نظام من اى سرو باغ معانى |
نظام من اى طاير آسمانى |
|
و ألحق قصيده غرّائى است و دستور العملى جامع مشتمل بر ٦٩ بيت كه هريك چون آب زلال است و يا سحر حلال. هر كس شنيد گفتا للّه درّ قائله.
مىفرمود: خانه ما در هرشهرى ساخته است و آن عبارت از مدرسه است. خداى متعال درجاتش را عالى كند خيلى با مدرسه و طلاب سرخوش بود و انس داشت، و در مدرسه بر طلاب آشنا وارد مىشد و در اوّلين مرحله امكان عنان سخن را در دست مىگرفت و حضار را نصيحت مىكرد، بسيار بىقيد بود.
روزى در خدمت جناب استاد بزرگوار حضرت آية اللّه علامه طباطبائى صاحب تفسير قيّم الميزان أبقاه اللّه لاهل الايقان بودم فرمود:
مرحوم قمشهاى بسيار بىقيد بودند وقتى در مشهد رضوى ٧ در محفل مذاكره و مباحثه ما با كلاه شب خوابى آمد مردم پنداشتند كه او يك فرد عادى است.
مرحوم آقاى قمشهاى كسى را نكوهش نكرده و كسى را جز پيغمبر و آل پيغمبر
[١] - كليات ديوانش، ص ٣٥٣.