حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ١٨ - نامه اول
زندگيش ترك نشده بود و در آن روز سرحال بود و هيچ آثار بيمارى نداشت و چون شب فرا رسيد كه خيلى به شب و سحر انس و علاقه داشت داعى حق را لبّيك گفت. يعنى در شب سه شنبه دوازدهم ربيع الثّانى ١٣٩٣ هجرى قمرى مطابق ٢٥/ ٢/ ١٣٥٢ هجرى شمسى مخاطب به خطاب:
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ\* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً\* فَادْخُلِي فِي عِبادِي\* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي شده است. و در فرداى آن شب از طهران به قم جنازهاش حمل و در وادى السّلام به خاك سپرده شد، وَ اللَّهُ يَدْعُوا\* إِلى دارِ السَّلامِ لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.
اين چند جمله كه از خامه نارساى اين خام به تحرير افتاد در حقيقت، نامه سركار اين بنده را به حرف آورد.
|
روى تو ديدم سخنم روى داد |
ز آينه طوطى به سخن در فتاد |
|
جمعه ١٣، ج ١، سنه ١٣٩٣ هجرى قمرى
٢٥/ ٣/ ١٣٥٢ شمسى
قم- حسن حسنزاده آملى