حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٦٨ - كلمه ٩ - قال أمير المؤمنين
ترجمه: خوشا بر حال آنكس كه به ياد معاد و عالم آخرت باشد و زاد و توشه بر اين سفر دراز بسيار بردارد.
شرح: يعنى سعادتمند كسى است كه در دنيا چنان غرق نشود كه به كلّى از آخرت و مرگ و ما بعد مرگ كه جهان ابدى است فراموش كند مانند دنياپرستان غافل نادان، بلكه بيدار كار آخرت باشد و از دنيا بسيار زاد و توشه براى سفر معاد بردارد و هرچه مىخواهد ذخيره كند براى آن جهان خود ذخيره كند كه تأمين آتيه همانست كه براى خود در جهان ابد فرستاده و الّا اين عالم بىثبات بىقرار به هيچ چيز از مال و جاهش تأمين آتيه نتوان كرد چون آتيه حتمى اين عالم، انتقال و مرگ و رفتن از اين عالم پست مادّى به جهان روحانى است و بهشت جاودانى. پس خوشا بر حال آنكه جهد و كوشش كند و از علم و عمل صالح زاد و توشه براى سفر خود كه بارگاه شهود حق و دار رحمت و لقاى خداست بردارد و روح خود را به نقش و نگار عالم مادّه نفروشد:
|
يار مفروش به دنيا كه بسى سود نكرد |
آنكه يوسف به زر ناسره بفروخته بود |
|
|
گر دوست بهر دو كون بفروشى |
يوسف به جوى دهى زيانكارى |
|
|
خارى كه برويد از بيابانش |
در ديده عاشق است گلزارى |
|
|
دانى كه الهى از چه مىنالد |
از دست فراق ماه رخسارى |
|
كلمه ٩- قال أمير المؤمنين ٧: نعم دليل الإيمان العلم
[١].
[١] - در غرر و درر آمدى به طبع صيدا( ص ٢٣٨، س ١٧) چنان است كه جناب استاد الهى رضوان اللّه عليه نقل فرمودند؛ ولى در غرر و درر به طبع نجف( ص ٣٢٠، س ١٢) به جاى« دليل»،« وزير» آمده است:« نعم وزير الإيمان العلم».
قوله:« العلم محيى النفس» غرر و درر آمدى، شرح آقا جمال خوانسارى، ج ٢، ص ٣٦، ش ١٧٣٦:« العلم محيى النفس و منير العقل و مميت الجهل».
قوله:« العلم افضل شرف» در چاپ قبل به نقل حضرت استاد الهى بدين صورت نقل شده است:« العلم افضل الشرف»، و لكن در غرر و درر چنان است كه اختيار كردهايم، و آقا جمال در ترجمه آن فرموده است:« علم برترين شرفى است و هيچ شرف و فضيلتى با او برابرى نكند.»( شرح آقا جمال، ط ١، ج ١، ص ١٢٩، ش ٤٨١).
و نيز در غرر و درر بدين صورت نقل شده است:« العلم افضل شرف من لا قديم له» آقا جمال در شرح آن فرموده است:« علم افزونتر شرف كسى است كه نباشد قديمى از براى او؛ يعنى كسى را كه اصل و نسبى يا شرف و بلندى مرتبه سابقى نباشد و خواهد كه شرفى تحصيل كند، علم از براى او افضل شرفى است. علم تحصيل كند كه كمال شرف از براى او حاصل شود»( شرح آقا جمال بر غرر و درر، ج ٢، ص ٥٤، ش ١٨٠٨).
و در غرر و درر طبع نجف آمده است:« العلم افضل شرف من لا قدم له»( ص ٤٢ س ١٤). شيخ رئيس در قصيده عينيّه بدين معنى اشاره فرموده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|