حكمت عملى يا اخلاق مرتضوى - الهى قمشهاى، مهدى - الصفحة ٦٦ - كلمه ٦ - قال أمير المؤمنين
٨- و مقام رضا.
٩- و مقام تسليم.
و آخرين مقام، مقام تسليم است كه عارف در اين مقام ابدا بر خود يا بر غير چيزى از حق نخواهد و هرگز اعتراض بر فعل حق ندارد و به هرچه پيش آيد مبتهج و خوش است هرگز چرا چنين شد يا چنان، نگويد چرا سالمم يا مريض يا فقير يا غنى چرا سرد يا گرم است ابدا نگويد كه چون و چرا در كار حكمت ازلى خلاف مقام رضاست.
|
چون و چرا را بهل كه در عشق |
از عاشقان چند و چون روا نيست |
|
|
اين گفته مرتضاست بنيوش |
خوشتر ز گفتار مرتضى نيست |
|
جز آنچه خدا خواهد چيزى در نظام كلّى و نظام شخصى نخواهد بلكه بهتر از آنچه هست نداند اين مقام رضا و تسليم حقيقت و غرض اصلى و مقصود نهائى ايمان است رزقنا اللّه تعالى.
كلمه ٦- قال أمير المؤمنين ٧: من أعطى فى اللّه و منع فى اللّه و أحبّ فى اللّه و أبغض فى اللّه فقد استكمل الإيمان
[١].
ترجمه: هر كس عطاى او براى خدا، منعش براى خدا، و دوستيش براى خدا، و دشمنيش همه براى خدا باشد چنين كس ايمانش به مرتبه كمال رسيده است.
شرح: يعنى آنكس كه از ميل و هواى خود به كلّى خالى شد و به زبان حقيقت گفت:
|
فانيم از خويش و موجودم به حق |
شد لباس هستيم يكباره شق |
|
|
نيست از خود هستم از دلدار خود |
چونكه جان كردم فداى يار خود |
|
|
نيست از من جنبشى از ذات من |
اوست در من دمبدم جنبش فكن |
|
آنكس متخلّق به اخلاق اللّه است بلكه فانى فى اللّه، و عطا و منع و حب و بغضى از
[١] - غرر و درر آمدى، ط نجف، ص ٢٩٥، س ١٩؛ و ط صيدا، ص ٢١٨، س ١٦؛ شرح آقا جمال، ط ١، ج ٥، ش ٩٠٣١، ص ٤٢٦.
قوله:« و به زبان حقيقت گفت: ...»