شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٨٦ - نقش ميرزا مسيح در قتل گريباي دوف
پس ازاينکه در دوشنبه، دوم شعبان المعظم سال ١٢٤٤هـ. ق، به حکم ميرزا مسيح مردم تهران بر گريباي دوف کنسول دولت روس شوريده و او را به قتل رساندند.[١]
وفتحعلي شاه که جريان اصيل روحانيت وعامه مردم را درمقابل حکومت خود ميديد واز طرف ديگر از عکسالعمل تند احتمالي روسها ميترسيد، دستپاچه شد واز مالسوف دلجوييهاي بيش از حدّ به عمل آورد. و جنازهي کشته شدگان روسي را درکليساي ارامنه تهران گذاشته ومالسوف را با تجليل فراوان، همراه با پيامي براي عباس ميرزا نايب السلطنه روانه تبريز گردانيد.
عباس ميرزا در تبريز دستور سوگواري براي مقتولين روسي را صادر کرد! آنگاه عباس ميرزا نامهاي به ژنرال پاسکويچ نوشته وبا تملق بسيار از او و دولت روسيه عذرخواهي نمود واظهار داشت هرگونه که پاسکويچ مصلحت بداند و دستور بدهد قضيه را فيصله خواهند داد.
با توجه به گواهي مالسوف راجع به حرکت تند وخارج ازقانون وتحريکآميز گريباي دوف، و با توجه به اينکه دولت روسيه درآن زمان به فرماندهي پاسکويچ درگير جنگي با دولت عثماني بود و نميخواست درآن شرايط، جنگ ديگري با ايران داشته باشد، قضيه را تا حدودي ساده تلقي کرده وسه پيشنهاد اصلي ارائه داد:
١. يكي از شاهزادگان بلند مرتبت ايران براي پوزش خواهي نزد امپراتور روس برود. (اين مأموريت را خسروميرزا انجام داد).
٢. از ميان ازدحام کنندگان ومهاجمين به سفارت يک تن که به شرارت وتلاش بيشتر درقضيه قتل گريبايدوف معروف باشد وبه اين عنوان نامش برسر زبانهاي مردم باشد، اعدام شود.
٣. حاجي ميرزا مسيح مجتهد از ايران تبعيد شود.
[١]. مکارم الآثار، ص١٧٠.