شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٢٤ - ٢ آية الله العظمي امام خميني
گويا درسال ١٣٦٣ ق بود شخصي، به علت شبهاتي که معاندين به او تلقين وتزريق کرده بودند، درايمان وعقايد ديني خود دچار لغزش شد وبراي بدست آوردن حقيقت به قم مراجعه کرد واو را به امام خميني معرفي کردند؛ امام با پشتکار واهتمام فراوان در مقام رفع شبهات وابهاماتي که درذهن او جاي گرفته بود برآمد، وتا آنجا به آن اهتمام ورزيد که سه روز حوزهي درس خويش را تعطيل کرد وسرانجام موفق شد که شبهات را ازذهن او دور سازد واز انحطاط فکري او جلوگيري کند و راه حق وحقيقت را به او نشان دهد.
آن روز که کتاب سفسطه آميز اسرار هزار ساله منتشر شد، نظر به اينکه مطالب آن به مسائل عقلي مربوط بود، از طرف علما ومراجع قم براي رد آن به امام خميني مراجعه شد واو با اينکه مدتي بود به درد چشم مبتلا بود وبه مطالعه ونوشتن قادر نبود، دست به کار ردّ آن کتاب منحرف کننده شد.
آوردهاند که وقتي امام به نوشتن رد اين کتاب دست زد وکتاب کشف الاسرار را تأليف ميکرد، به طور معجزه آسا درد چشم او برطرف شد؛ به طوري که گويا عارضهاي متوجه آن نبوده است.
اين احاطه و مهارت کم نظير امام خميني; در علوم عقليه وبررسيها وتحقيقات ژرف وپيگيري که درمسائل پرپيچ وخم فلسفه وعرفان دارد. او را استاد منحصر به فرد حوزهي علميهي قم در علوم عقليه قرار داد وعدهي بيشماري از فضلا، علما ودانشپژوهان براي استفاده واندوختن سرمايهي علمي به او روي آوردند وهمانند هالهاي به گرد او حلقه زدند واز بوستان علم ودانش او بهرهمند شدند وميتوان گفت که اکثر علما ودانشمندان حوزهي علميهي قم که از رشتهي معقول اطلاعاتي دارند يا مهارتي يافتهاند، از شاگردان امام بوده واز معدن پرذخاير او درعلوم عقليه استفاده بردهاند.[١]
[١]. همان مدرك، ص٥٣.