شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١١ - ٢ آيةالله سيد محمد باقرسلطاني طباطبايي
امام، درس آقاي بروجردي هم ميرفتيمـ پنج سال خارج فقه ايشانـ ، همچنين پنج سال درس مرحوم علامه طباطبايي ـ سه سال درس اسفار و دو سال شفاـ ، دو سال هم درس آقاي منتظري ـ منظومه سبزواري ـ ، ويکسال هم درس آقاي محقق داماد رفتيم. تقريباً دوازده سال بنده درقم مشرّف بودم، هم از لحاظ درسي وهم از لحاظ اخلاقي از اساتيد آنجا بهره مند بوديم .[١]
حاج آقا مجتبي از استاد اخلاقش اين گونه ميگويد: مرحوم آشيخ عباس تهراني، ايشان حقي دارد برگردنمان، استاد اخلاق ما بودند، در روزهاي جمعه درمدرسه مرحوم حجّت، ايشان تشريف ميآوردند ودعاي ندبهاي هم بود، قبل از دعاي ندبه، ايشان صحبت ميکردند براي طلاب، عده خاصي بودند، ولي محل کتابخانه مدرسه حجّت جاي محدودي بود، همين تعدادي بودند که آنجا پر ميشد، واقعاً درسرنوشت ما مؤثربود، ايشان مربي خوبي بودند براي طلاب، من فراموش نميکنم ايشان را هيچ وقت، هروقت ياد م ميآيد دعا گوي ايشان هستم، خداوند رحمتشان کند.[٢]
بلي اين گونه بودند چنين انسانهايي که ديدار آنها ونشست وبرخاست با آنان، آتش عشق به حق را در دلهاي مشتاق ومستعد برميافروخت ومسيرآنان را تغييرميداد:
اي لقـــاي تو جواب هرسؤال مشکل ازتوحل شود بي قيل وقال
آنان که جاني شيفته حق داشتند، درمحضر او چنان از فيض حضورش سرمست و ازجام الست سرشار ميگشتند، که خاطره خوش آن لحظههاي ملکوتي را هرگز ازياد نميبردند وبا خود زمزمه ميکردند که :
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقي همه بي حاصــــــلي وبي خبــــــري بود
[١]. خاطرات آیة الله حاج آخوند.
[٢]. همان مدرک.