علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٦ - تدوين قرائتهاى معروف
اولين كسى است كه اين قرائتها را در اندلس ترويج كرد.
پس از وى ابو محمد مكى بن ابى طالب قيسى (متوفاى ٤٠٧) مؤلف «التبصرة» و «الكشف عن وجوه القراءات السبع» و سپس حافظ ابو عمرو عثمان بن سعيد دانى (متوفاى ٤٤٤) مؤلف «التيسير» و «جامع البيان» به اين كار دست زدند.
در دمشق، استاد ابو على حسن بن على اهوازى (متوفاى ٤٤٦) كتابهايى در قرائت تأليف كرد.
در همين ايام ابو القاسم يوسف بن على هذلى (متوفاى ٤٦٥) از مغرب به مشرق سفر كرد و از كشورهاى مختلف ديدن نمود و در اين كشورها، روايات ائمه قرائت را مطرح ساخت. او به ماوراءالنهر رسيد و در غزنه و ديگر شهرها به كار قرائت پرداخت. آنگاه كتابى به نام «الكامل» تأليف كرد كه در آن پنجاه قرائت از ائمه معروف گردآورى شده است. در كتاب او ١٤٥٩ روايت آمده است. او مىگويد: «من با ٣٦٥ شيخ و استاد قرائت از آخر مغرب تا دروازه فرغانه، ملاقات كردم».
پس از وى ابو معشر عبد الكريم بن عبد الصمد طبرى (متوفاى ٤٧٨) كتاب «التلخيص» و «سوق العروس» را درباره قرائتهاى هشتگانه در مكه تأليف كرد كه در آنها ١٥٥٠ روايت و طريق آمده است. ابن الجزرى مىگويد: «كسى را نمىشناسيم كه بيشتر از اين دو علوم قرائت را جمعآورى كرده باشند، مگر ابو القاسم عيسى بن عبد العزيز اسكندرى (متوفاى ٦٢٩) كه كتابى به نام «الجامع الأكبر و البحر الأزخر» تأليف كرد و محتوى بر ٧٠٠٠ روايت و طريق است».
ابن جزرى اضافه مىكند: «تأليف كتب درباره قرائتها، همچنان ادامه دارد و مؤلفان، قرائتهاى شاذّ و صحيح را بر مبناى تحقيقات خود و يا بر اساس آنچه كه خود صحيح مىدانند، روايت مىكنند و مورد اعتراض هيچكس واقع نشدهاند، بلكه آنان در اين رهگذر از پيشينيان پيروى مىكنند زيرا قرائت، سنّت متّبعى است كه همچنان يكى از ديگرى أخذ مىكند و همانطور كه در كتابهاى «الكامل» از هذلى «سوق العروس» از طبرى، «الإقناع» از اهوازى، «كفايه» از ابو العز، «مبهج» از سبط خياط، «روضه» از مالكى و امثال اينها آمده مورد اتّباع است و بر مبناى روايات آنان و محتويات اين كتابها اعم از ضعيف و شاذّ، از قرّاء سبعة باشد و يا عشره و يا غير