علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣ - وحى در قرآن
اينگونه آمادگى پيامبر بايد پيرايههاى جسمانى را از خود بزدايد و شايسته تماس با ملكوتيان شود. پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرمودهاند: «و لا بعث اللّه نبيّا و لا رسولا حتّى يستكمل العقل و يكون عقله افضل من جميع عقول أمّته[١]؛ خداوند، پيامبرى برنيانگيخت، مگر آنكه عقل (خرد و انديشه) خود را به كمال رسانده باشد و خرد او از خرد تمام امتش برتر باشد».
طبق گفته صدر الدين شيرازى، پيش از آن كه ظاهر پيامبر به نبوّت آراسته گردد، باطن او حقيقت نبوّت را دريافت كرده بود. پيامبر ابتدا باطن خود را به كمال انسانى آراسته گردانيد سپس اين آراستگى از باطن به ظاهر وى نمودار گشت. در واقع، پيامبر نخست سفر از خلق به حق را آغاز كرد و پس از وصول به حق، سفرى از جانب حق و همراه با حق به سوى خلق بازگشت[٢].
ازاينرو، وحى چيزى نيست جز آگاهى باطن كه بر اثر سروش غيبى انجام مىگيرد: «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ ...»[٣] «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ»[٤].
پديده وحى هم همانند الهام، به تابناك شدن درون در مواقع خاص اطلاق مىشود. با اين تفاوت كه منشأ الهام بر الهامگيرنده پوشيده است، ولى منشأ وحى بر گيرنده وحى كه پيامبرانند روشن مىباشد. به همين علت، پيامبران هرگز در گرفتن پيام آسمانى دچار حيرت و اشتباه نمىشوند، زيرا بر منشأ وحى و كيفيت انجام آن آگاهى حضورى كاملى دارند.
زراره از امام جعفر صادق عليه السّلام مىپرسد: چگونه پيامبر مطمئن شد آنچه به او مىرسد وحى الهى است، نه وسوسههاى شيطانى؟ امام عليه السّلام فرمود: «انّ اللّه إذا اتّخذ عبدا رسولا أنزل عليه السكينة و الوقار فكان الذى يأتيه من قبل اللّه مثل الذي يراه بعينه[٥]؛ هرگاه خداوند بندهاى را براى رسالت برگزيند، به او آرامش و وقار ويژهاى
[١] محمد بن يعقوب كلينى؛ اصول كافى؛ ج ١، ص ١٣.
[٢] صدر الدين شيرازى؛ شرح اصول كافى؛ ج ٣، ص ٤٥٤.
[٣] بقره ٢: ٩٧.
[٤] شعراء ٢٦: ١٩٣ و ١٩٤.
[٥] محمد بن مسعود عياشى سمرقندى؛ تفسير عياشى؛ ج ٢، ص ٢٠١، حديث ١٠٦. بحار الانوار، ج ١٨، ص ٢٦٢.
حديث ١٦.