علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٦٧ - مراحل تحدى
مىگذاردند يا آنان را از نزديك شدن و شنيدن آواى قرآن منع مىكردند، خود شاهدى است بر دلربايى قرآن و جاذبيّت روحانى آن تا سر حدّ اعجاز و عدم امكان مقابله به مثل با آن.
آرى قسمت دوم از تفسير دوم، تا حدودى معقول به نظر مىرسد و ظاهر كلام سيّد و برخى از بزرگان كه بر اين راه رفتهاند همين است. در حقيقت تمامى امتياز در ذات قرآن نهفته است كه ديگران از مقابله با آن عاجزند، زيرا چنين امكاناتى از اختيار بشر بيرون است[١].
تحدّى قرآن
تحدّى به معناى همآورد خواستن است. قرآن مكرّرا ناباوران را به مبارزه و هماوردى خوانده، گويد: «اگر باور نداريد كه اين قرآن سخن خدا باشد و گمان مىبريد ساخته و پرداخته دست بشر است، هرآينه آزمايش آن آسان است، سخندانان و سخنوران خود را واداريد تا در اين راستا نيروى خود را به كار گيرند و سخنى همچون قرآن، زيبا و شيوا، محكم و استوار، و حكمتوار، بسازند و ارائه دهند؛ ولى هرگز چنين اقدامى نتوانيد كرد، زيرا بخوبى مىدانيد كه قرآن همانند سخن بشر نيست ...».
مراحل تحدّى
قرآن در چند مرحله، تحدّى و همآورد خواستن خود را مطرح كرده:
١. نخست به طور مطلق سخنى همانند قرآن بياورند:
«أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ، بَلْ لا يُؤْمِنُونَ. فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ[٢]؛ آيا مىگويند:
آن را بر بافته؟ [نه] بلكه باور ندارند! پس سخنى همانند آن بياورند، اگر راست مىگويند».
٢. سپس به اندازه ده سوره را مطرح نمود هر چند كوچك باشند:
[١] ر. ك: التمهيد؛ ج ٤، ص ١٩٠- ١٣٥.
[٢] طور ٥٢: ٣٤- ٣٣.