علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٥٠ - ٣ مسأله اعجاز قرآن
بنابراين امكان ندارد آنچه راويان در اين باره از مسموعات خود به صورت غير متواتر روايت كردهاند بپذيريم؛ زيرا راوى واحد هر چند راستگو باشد اگر آنچه نقل كرده، با عنوان قرآنى نقل كرده باشد، قطعا خطا كرده است و اگر با غير اين عنوان باشد مردود است؛ زيرا يا روايتى است كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شنيده است يا نظر شخصى خود اوست كه هرگز به عنوان آيات قرآنى حجيّت شرعى نخواهد داشت»[١].
سيد مجاهد طباطبايى در كتاب «وسائل الاصول»، محقق اردبيل در كتاب «شرح الارشاد» و سيد محمد جواد عاملى در كتاب «مفتاح الكرامة» نيز همينگونه استدلال كردهاند[٢].
٣. مسأله اعجاز قرآن
يكى ديگر از مسائلى كه با شبهه تحريف در تضادّ است و با آن منافات دارد يا روشنتر بگوييم آن را قاطعانه نفى مىكند، مسأله اعجاز قرآن است. علما مسأله اعجاز را بزرگترين دليل بر ردّ شبهه تحريف دانستهاند؛ زيرا احتمال زيادت، همان گونه كه برخى از خوارج گفتهاند كه سوره يوسف تماما بر قرآن افزوده شده است، چون يك سرگذشت عاشقانه است و جايى در قرآن ندارد يا كاستن، آن گونه كه صحابى بزرگوار عبد اللّه بن مسعود گمان برده است كه دو سوره معوّذتان دو دعاى مبطلالسحرند و جزء قرآن نيستند، درباره قرآن به كلى منتفى است؛ زيرا لازمه افزودن امكان همآوردى با قرآن است و آيا بشر را ياراى آن هست كه همانند قرآن بياورد، به گونهاى كه هرگز با آن تفاوتى از جهت فصاحت و بلاغت و بيان و محتوا نداشته باشد؟ هرگز! خداوند در قرآن فرموده است:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً[٣]؛ بگو اگر انسانها و پريان [جن] اتفاق كنند كه همانند اين قرآن
[١] بروجردى، البرهان؛ ص ١١١.
[٢] ر. ك: صيانة القرآن من التحريف؛ ص ٣٩- ٣٨.
[٣] اسراء ١٧: ٨٨.