علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣١ - واژههاى غير عربى
از لغت هذيل: ١. رجز: عذاب (مدثّر ٧٤: ٥)؛ ٢. صلدا: نقيا (بقره ٢: ٢٦٤)؛ ٣.
مدرارا: متتابعا (انعام ٦: ٦)؛ ٤. فرقانا: مخرجا (انبيا ٢١: ٤٨)؛ ٥. عيلة: فاقة (توبه ٩: ٢٨)؛ ٦. وليجة: بطانة (توبه ٩: ١٦)؛ ٧. أجداث: قبور (يس ٣٦: ٥١)؛ ٨. ذنوبا:
عذابا (ذاريات ٥١: ٥٩)؛ ٩. دسر: مسامير (قمر ٥٤: ١٣)؛ ١٠. واجفه: خائفه (نازعات ٧٩: ٨)؛ ١١. مسغبة: مجاعه (بلد ٩٠: ١٤)؛ از لغت حمير: ١. سقاية: اناء (يوسف ١٢: ٧٠)؛ ٢. مسنون: منتن (حجر ١٥: ٢٦)؛ ٣. صرح: بيت (نمل ٢٧: ٤٣)؛ ٤. وبيلا: شديدا (مزّمّل ٧٣: ١٦)؛ از لغت جرهم: ١. محسور: منقطع (اسراء ١٧: ٢٩)؛ ٢. حدب: جانب (انبيا ٢١: ٩٦)؛ ٣. و دق: مطر (نور ٢٤: ٤٣)؛ ٤. ينسلون: يخرجون (انبيا ٢١: ٩٦)؛ ٥. حبك:
طرائق (ذاريات ٥١: ٧)[١].
واژههاى غير عربى
در لغت عرب واژههايى وجود دارد كه ريشه عربى ندارند و از لغتهاى مجاور گرفته شده است، و اين يك امر طبيعى به شمار مىرود و در تمامى زبانهاى زنده و گذشته بر اثر مجاورت و رفت و آمدها، لغات نيز دادوستد مىشدند.
البته شكل واژههاى اجنبى همواره با تغييراتى مواجه مىشده است و به مرور زمان رنگ و بوى لغت ميزبان را به خود مىگرفته و همساز آن لغت مىگرديده است[٢]. به اينگونه تغييرات در واژههاى بىگانه اصطلاحا «معرّب»- عربى شده- مىگويند. در اين زمينه كتابهاى فراوانى نوشته شده؛ از جمله به كتاب «المعرّب» نوشته ابو منصور جواليقى، موهوب بن احمد بن محمد (متوفاى ٥٤٠) مىتوان اشاره كرد. اين كتاب بيشتر به واژههاى فارسى تعريب شده پرداخته و اينگونه كلمات را در اشعار اصيل عربى آورده است. اخيرا اينگونه واژههاى واردشده را «دخيل»- داخل شده- گويند و در المنجد، اين اصطلاح زياد به كار رفته است. در اين مورد گفته مىشود: «و الكلمة من الدخيل؛ اين كلمه از كلمات
[١] براى مزيد اطلاع به« الاتقان»، ج ٢، ص ١٠٤- ٨٩، نوع ٣٧، و نيز التمهيد، ج ٥، ص ١٣٠- ١٠٨ رجوع كنيد.
[٢] مانند: لجام: دهانه اسب، كه در اصل لگام بوده. جناح: كه در اصل گناه بوده. ديباج: ديبا. فالوذج: پالوده.