علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٩ - در روايات اهل سنت
كنند، كارى بس مشكل و مشقّتبار بود و اين امر ميسّر نمىشد مگر پس از تحمّل مشقّتهاى طولانى تا اين كه اين عادت عوض شود و زبان به غير آنچه عادت داشته عادت كند. لذا خداوند اراده فرموده تا از روى رحمت و لطف، تسهيلاتى در اين باره براى امت روا دارد، چنانكه در اصل دين چنين تسهيلاتى را روا داشته است»[١].
ابن يزداد اهوازى گويد: از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و ابن عباس روايت شده گفتهاند:
«قرآن به لغت هر قبيلهاى از قبايل عرب، نازل شده است». در روايتى از ابن عباس آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قرآن را به لغت (لهجه) واحدى بر مردم قرائت مىكرد و اين بر مردم دشوار بود، لذا جبرئيل نازل شد و گفت: «اى محمد! قرآن را براى هر قومى به لغت خود ايشان قرائت كن».
ابو شامه مىگويد: «حقّ همين است، زيرا وقتى از نظر ايجاد تسهيلات براى مردم عرب، قرائت قرآن به غير زبان قريش مجاز باشد، شايسته نيست كه اقوام ديگر مجاز نباشند كه قرآن را به لهجه خود بخوانند و اين تسهيلات براى گروهى باشد و براى گروه ديگر نباشد، زيرا هيچكس جز در حدّ توانايى خود تكليفى ندارد. وقتى كسانى مجازند تا كلمات قرآن را بر حسب لغت خود با تخفيف همزه يا ادغام و يا ضم ميم جمع و يا وصل «ها» كنايه و امثال اينها تلفظ كنند، چطور مىتوان ديگران را محروم كرد و آنها را مكلف دانست كه فقط به يك نحو قرائت كنند. از همين قبيلند كسانى كه «شين» را مانند «جيم» و «صاد» را مانند «زاء» و «كاف» را مانند «جيم» و «جيم» را مانند «كاف» تلفظ مىكنند. اينان بهمنزله كسانى هستند كه مخرج برخى از حروف را ندارند و در زبان آنان لكنتى وجود دارد و هيچكس به بيش از آنچه در امكان اوست مكلف نيست، ولى بر اوست كه اگر مىتواند كوشش كند و آنچه را صحيح است بياموزد»[٢].
اين، همان است كه ما در تفسير «أحرف سبعة» يعنى اختلاف لغات (لهجهها) عرب در تعبير و ادا و تلفظ كلمات، پذيرفتهايم و قبلا نيز از سيوطى نقل شد كه
[١] تأويل مشكل القرآن، ص ٤٠- ٣٩.
[٢] المرشد الوجيز، ص ٩٧- ٩٦.