علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣٠ - لغات قبايل
ادبى و فرهنگى فراگير ايجاد كرده كه عرب از ايجاد آن عاجز بوده است. اينك به نمونههايى ازاينگونه لغات قبايلى مىپردازيم.
لغات قبايل
در اين زمينه، ابو القاسم محمد بن عبد اللّه رسالهاى نوشته به نام «اللغات» و لغات قبايل عربى را كه در قرآن آمده، بر حسب ترتيب سورهها يادآور شده است. در اين رساله لغاتى از ٣٠ قبيله معروف عرب كه در قرآن به كار رفته، آورده است و نيز لغاتى از شهرهاى مختلف عربى و ديگر ملتهاى مجاور عرب، كه مجموعا رساله لطيفى است و در نوع خود بىنظير[١].
قبايلى را كه از آنها ياد مىكند عبارتند از: ١. أزد شنوءة؛ ٢. أشعريون؛ ٣. أنمار؛ ٤. اوس؛ ٥. بنو حنيفة؛ ٦. بنو عامر ٧. تغلب؛ ٨. تميم؛ ٩. ثقيف؛ ١٠. جذام؛ ١١. جرهم؛ ١٢. حمير؛ ١٣. خثعم؛ ١٤. خزاعة؛ ١٥. سعد العشيرة؛ ١٦. سليم؛ ١٧. طىّ؛ ١٨. عذرة؛ ١٩. عمارة؛ ٢٠. عسّان؛ ٢١. قريش؛ ٢٢. قيس؛ ٢٣. كنانة؛ ٢٤. كندة؛ ٢٥. لخم؛ ٢٦. مزينة؛ ٢٧. هذيل؛ ٢٨. همدان؛ ٢٩. هوازن؛ ٣٠. يمامة.
از شهرهايى كه نام مىبرد: ١. حجاز؛ ٢. حضرموت؛ ٣. سبأ؛ ٤. عمان؛ ٥. مدين؛ ٦. يمامة؛ ٧. يمن.
از ملتهاى مجاور: ١. احباش؛ ٢. فرس؛ ٣. روم؛ ٤. قبط؛ ٥. انباط؛ ٦. سريان؛ ٧. عبرانيون؛ ٨. بربر.
جلال الدين سيوطى اين رساله را در كتاب الاتقان خود خلاصه نموده كه نمونههايى از آن نقل مىگردد:
از لغت كنانه: ١. شطره: تلقاءه (بقره ٢: ١٤٤)؛ ٢. خلاق: نصيب (آل عمران ٣: ٧٧)؛ ٣. يعزب: يعيب (يونس ١٠: ٦١)؛ ٤. دحورا: طردا (صافات ٣٧: ٩)؛ ٥. كنود: كفور (عاديات ١٠٠: ٦)؛
[١] اين رساله در حاشيه تفسير جلالين، ج ١، ابتدا از ص ١٢٤ چاپشده( دار احياء الكتب العربية- مصر)، و نيز مستقلا به نام« اللغات في القرآن» به تحقيق دكتر صلاح الدين المنجد چاپ شده( چاپ سوم دار الكتاب الجديد- بيروت). جلال الدين سيوطى در دو جاى كتاب« الاتقان» از آن نام مىبرد: چاپ جديد، ج ١، ص ١٩ و ٩١. و آن را تلخيص مىنمايد.