علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٤ - تدوين قرائتهاى معروف
مىشتافتند و معارف قرآن را از آنان مىآموختند.
روش همه مسلمانان در مناطق مختلف بر اين بود كه مردم هر شهرى قرآن را از قارى همان شهر فرا مىگرفتند و تنها قرائت او را مىپذيرفتند و چون اينان تصدى امر قرائت را عهدهدار بودند، قرائت به آنان نسبت داده شد.
كسانى كه از اين قبيل در مدينه شهرت يافتند عبارتند از: ابو جعفر يزيد بن القعقاع، شيبة بن نصاح و نافع بن ابى نعيم. در مكه عبد اللّه بن كثير، حميد بن قيس و محمد بن محيصن. در كوفه يحيى بن وثاب، عاصم بن ابى النجود، سليمان الاعمش، حمزه و كسائى، به اين مقام دست يافتند. در بصره عبد اللّه بن ابى اسحاق، عيسى بن عمر، ابو عمرو بن العلاء، عاصم الجحدرى و يعقوب الحضرمى.
در شام عبد اللّه بن عامر، عطية بن قيس، عبد اللّه بن المهاجر، يحيى بن ابى الحارث الذمارى و شريح بن يزيد الحضرمى.
پس از اين افراد، تعداد قاريان رو به فزونى نهاد و قاريان در مناطق مختلف جهان اسلام پراكنده شدند و طبقهاى پس از طبقه ديگر به جانشينى آنان نايل آمدند. ولى همان گونه كه قبلا اشارت رفت، اينان در فراگرفتن و آموختن قرآن و قرائت اختلاف نشان داده و روشهاى مختلف داشتند. برخى از آنان در تلاوت قرآن استوار و به رعايت روايت و درايت شهرت داشتند و برخى در اين موارد، كوتاهى داشتند و برخى در اين موارد كوتاهى مىكردند. از اين جهت اختلافاتى بين آنان پديد آمد.
به تدريج ضبط قرائات رو به كاستى و سستى نهاد و زيادهروى و كارهاى بىرويه، رو به فزونى گذاشت و به تعبير ابن جزرى «بيم آن مىرفت كه باطل در لباس حق جلوه كند»[١]. لذا علماى برگزيده امت و بزرگان بپاخواسته و تمام كوشش خود را در تحقيق و تميز درست از نادرست و مشهور از غير مشهور به كار گرفته و اصول و قواعدى براى قرائت وضع كردند. در اثر اين كوششها قرائت به عنوان فنى از فنون كه داراى قواعد و اصولى محكم و استوار بود درآمد. در چارچوب اين اصول، اجتهاد و انتخاب نيز به كار رفت، كه در مباحث سابق شمّهاى از آن تشريح گرديد.
اولين امام معتبرى كه به ضبط قرائتهاى صحيح و جمعآورى آن در كتابى
[١] ر. ك: النشر في القراءات العشر، ج ١، ص ٩.