علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٣ - روايات اماميه
در كافى از امام صادق عليه السّلام روايت شده است: «إن القرآن الذي جاء به جبرائيل إلى محمد صلّى اللّه عليه و آله سبعة عشر ألف آية» ولى در كتاب وافى- كه جامع كتب اربعه است- بدون ترديد روايت به گونه ديگر از كافى آورده شده است: «سبعة آلاف آية»[١]- كه تا حدودى همآهنگ با واقع است و مرحوم فيض اهل دقّت در نقل است و در نسخههاى كافى كه فعلا در دست است احتمال غلط مىرود. به علاوه كه در سند روايت ترديد است و از اين جهت قابل استناد نيست[٢].
٤. روايات مربوط به ظهور حضرت حجت و آوردن قرآن جديد بر خلاف قرآن موجود. اين روايات صرفا اختلاف را در ترتيب و برخى اضافات تفسيرى دانسته است، نه در اصل نصّ.
در روايت شيخ مفيد آمده است: عن الباقر عليه السّلام قال: «اذا قام قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ضرب فساطيط لمن يعلّم الناس القرآن على ما أنزل اللّه، فأصعب ما يكون على من حفظه اليوم، لأنّه يخالف فيه التأليف[٣]؛ در موقع ظهور حضرت ولىّ عصر (عج) قرآن تعليم داده مىشود، كار تعليم مشكل مىشود؛ زيرا قرآنى كه حضرت آورده بر خلاف تأليف و ترتيب مصحف موجود است».
٥. رواياتى در رابطه با شأن اهل بيت وارد شده است با اين مضمون كه اگر در قرآن درست دقّت شود، فضايل اهل بيت روشن مىشود.
از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود: «من لم يعرف أمرنا من القرآن لم يتنكّب الفتن[٤]؛ هركس امر ولايت را از قرآن به دست نياورد، نمىتواند از فتنهها در امان باشد».
اهل تحريف گمان كردهاند مقصود آن است كه شئون ولايت به صراحت در قرآن بوده و اسقاط شده است، در حالى كه مقصود امام عليه السّلام چنين نيست، بلكه تدبّر و تعمّق در همين قرآن موجود، موجب روشن شدن شئون ولايت مىشود. مثلا دقّت در آيات اولى الأمر و ذوى القربى و غيره، با ديد انصاف، مقام شامخ ولايت را روشن
[١] محسن فيض كاشانى، الوافى؛ چاپ سنگى، ج ٢،( الجزء الخامس) ص ٢٧٤ و ٢٣٢( پاورقى) و چاپ مكتبة أمير المؤمنين، ج ٥، ص ١٧٨١.
[٢] ر. ك: صيانة القرآن من التحريف. ص ٢٦٧- ٢٦٣.
[٣] الارشاد، ص ٣٦٥.
[٤] تفسير عياشى، ج ١، ص ١٣.