علوم قرآنى - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٥ - تدوين قرائتهاى معروف
مفصل و مبسوط همّت گماشت، ابو عبيد قاسم بن سلام انصارى (متوفاى ٢٢٤) بود كه شاگرد كسائى به شمار مىآمد. ابن الجزرى مىگويد: «به طورى كه من شماره كردهام، وى قرّاء را در بيست و پنج تن منحصر كرده است و كسانى كه به نام قرّاء سبعة بعدا شهرت يافتند، در زمره اينان بودند»[١].
پس از او احمد بن جبير بن محمد ابو جعفر كوفى، ساكن انطاكيه (متوفاى ٢٥٨) كتابى در اين زمينه تأليف كرد و قرائتهاى پنجگانه را در آن جمعآورى نمود كه هريك از اين قرائتها به منطقهاى از مناطق جهان اسلام تعلق داشت. سپس قاضى اسماعيل بن اسحاق، مصاحب قالون (متوفاى ٢٨٢) كتابى در قرائت تأليف نمود كه در آن، قرائتهاى بيست تن از ائمه جمعآورى شده است. پس از وى ابو جعفر طبرى (متوفاى ٣١٠) كتابى به نام «الجامع» تأليف نمود كه بيست و چند قرائت در آن جمعآورى شده است.
پس از گذشت زمانى كوتاه، ابو بكر محمد بن احمد داجونى (متوفاى ٣٢٤) كتابى در قرائت نوشت و ابو جعفر را كه يكى از قرّاء عشره است، به ديگر قرّاء اضافه كرد.
به دنبال داجونى ابو بكر احمد بن موسى «ابن مجاهد» (متوفاى ٣٢٤) كار او را دنبال كرد و او نخستين كسى است كه عدد قرائتها را در قرائتهاى هفتگانه منحصر كرد.
پس از ابن مجاهد، ديگران به تأليفاتى به پيروى از او و بر همان منوال دست زدند؛ كه احمد بن نصر شذائى (متوفاى ٣٧٠) و احمد بن حسين بن مهران (متوفاى ٣٨١) از آن جملهاند. احمد سه تن ديگر را به قرّاء سبعة اضافه كرد و اصطلاح «قرّاء عشره» به وجود آمد. يكى ديگر از اين افراد محمد بن جعفر خزاعى (متوفاى ٤٠٨) است كه كتابى به نام «المنتهى» تأليف كرد. در اين كتاب برخى مطالب جمعآورى شده كه در كتابهاى قبلى نيامده است.
اين قرائتها در اندلس و كشورهاى مغرب تا اواخر قرن چهارم رواج نداشت، تا اينكه راويان قرائت در مصر به آن مناطق سفر كردند و اين قرائتها را در آن كشورها ترويج دادند. ابو عمر احمد بن محمد الطلمنكى (متوفاى ٤٢٩) مؤلف «الروضة»
[١] همان ص ٣٤.