امام على و شيعيانش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٥٤ - ٧- روات كوفى و شيعه در صحيحين
امروزه نيز وقتى واقعيتى در مورد شيخين گفته شود، گوينده را به سب صحابه متهم مىكنند آن زمان نيز به احتمال زياد چنين بوده است. در آينده نمونههايى در تأييد اين مطلب ذكر خواهد شد.
١١- بكير بن عبد الله. عقيلى او را رافضى دانسته است.[١] مسلم از او پنج حديث روايت كرده است.
١٢- بهز بن اسد. ازدى در بارهى او مىگويد: پيوسته به عثمان حمله مىكرد، مذهب بدى داشت (يعنى شيعه بود).[٢] بخارى از او پنج و مسلم هفتاد و سه حديث روايت كرده است.
پس بهز بنابر عقيدهى اهل سنت غالى در رفض محسوب مىشود، ولى مسلم از او احاديث فراوانى روايت كرده است. روشن است اتهاماتى كه به او نسبت دادهاند به علت بازگو كردن حقايق از سوى او بوده است.
١٣- جرير بن عبد الحميد. ابن قتيبه او را از رجال شيعه برشمرده است.[٣] ابن مدينى مىگويد: شنيدم كه جرير مىگفت: سالم بن ابى حفصه را ترك كردم؛ زيرا دشمن تشيع بود. ذهبى مىگويد: در او نشانههاى تشيع وجود داشت. ابن قتيبه مىگويد: جرير حافظ است،
[١] . تهذيب التهذيب ابن حجر، ج ١، رقم ٩٠٩.
[٢] . تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٤٣٧، رقم ٩٢٣.
[٣] . المعارف ابن قتيبه، ص ٦٢٤.