امام على و شيعيانش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٠٢ - ٢- سب و طعن
بايد گفت كه سب و دشنام با بازگو كردن واقعيات و عيب اشخاص فرق دارد. بعضى از اهل سنت در گذشته و حال شيعه را به خاطر بازگو كردن واقعيتهايى در مورد برخى از اصحاب، متهم به سب صحابه كرده و مىكنند. در حالى كه سب فسق است و شيعه از چنين عملى اجتناب مىنمايد.
واقعيت اين است كه اين حكم اهل سنت كه در كلام ابن حجر ملاحظه كرديم دور از آموزههاى اسلام و از حقيقت نيز دور است. اگر به قرآن و احاديث و تاريخ مراجعه كنيم خواهيم ديد اين سخن صحيح نيست و دليلى از قرآن و احاديث و شيوهى عملكرد صحابه و تابعين ندارد. براى روشن شدن آنچه گفتيم در بارهى اين روايات تأمل كنيد:
عن أبى نجاء حكيم قال: كنت جالسا مع عمار فجاء ابوموسى. فقال: ما لى و لك؟ ألست أخاك؟ قال: ما أدرى و لكن سمعت رسول الله (ص) يلعنك ليلة الجبل. قال: إنه قد استغفر لى. قال عمار: قد شهدت اللعن و لم أشهد الاستغفار.[١]
[١] . كنز العمال، ج ١٣، ص ٦٠٨، ح ٣٧٥٥٤؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٣٢، ص ٩٣. كامل ابن عدى، ج ٢، ص ٣٦٢؛ لسان الميزان، ج ٥، ص ٢٩٠، رقم ٩٨٨.