امام على و شيعيانش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١١٠ - ٢- سب و طعن
إبراهيم و أنا أفضل من إبراهيم ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم و قال: يا بريدة أما علمت أن لعلى أكثر من الجارية التى أخذ و أنه وليكم من بعدى فقلت يا رسول الله بالصحبة إلا بسطت يدك حتى أبايعك على الاسلام جديدا قال: فما فارقته حتى بايعته على الاسلام.[١]
بريده مىگويد: رسول خدا (ص) على (ع) را به يمن و خالد را به جبل اعزام كرده و فرمودند: چون هر دو لشكر با هم رسيدند على فرمانده همگى خواهد بود. پس هر دو لشكر به هم رسيدند و غنائمى به دست آوردند كه مثل آن تا آن زمان به دست نيامده بود. در اين حال على (ع) كنيزى را به عنوان خمس تصرف كرد. خالد مرا (بريده) فرا خواند و گفت: اين عمل على را مغتنم دار و آن را به رسول خدا (ص) گزارش كن. و من به مدينه آمدم و وارد مسجد شدم در حالى كه رسول خدا (ص) در خانهاش بود و مردم دم منزل منتظر او بودند. مردم سؤال كردند كه چه خبر است؟ گفتم: خير است، خداوند فتح را نصيب مسلمين كرد. گفتند: چرا به اينجا آمدهى؟
[١] . معجم الاوسط، ج ٥، ص ١١٧، ح ٤٨٤٢ و ج ٦، ص ١٦٢، ح ٦٠٨٥؛ سنن الكبرى نسائى ج ٥، ص ١٣٢، ح ٨٤٨٢. مسند احمد، ج ٥، ص ٣٥٠، ح ٢٣٠١٧؛ فتح البارى ابن حجر، ج ٨، ص ٦٧. مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٢٨ و ١٢٩ با چهار سند.