درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٠ - مقدمه
قابل توجهى برخوردار شده است. نظريات و مطالعات مذكور از حدود سه دهه قبل به حوزه مديريت و سازمان نيز وارد شده و بتدريج شكل گرفته است.
بهطور كلى نظريه نهادى بر اهميت عناصر روانشناختى، جامعهشناختى و سياسى در مطالعه پديدههاى اجتماعى بهطور اعم و در سازمانها به طور اخص تأكيد دارد.
هنگامى كه در اين نظريه به بحث سازمان مىرسيم، نقش عناصر ذهنى، نظامهاى شناخت و قواعد و عقايد در سازمان اهميت زيادى پيدا مىكند. همچنين اين نظريه بر نظامهاى نمادى و روندهاى ادراكى تأكيد دارد.
نظريهپردازان مديريت و سازمان را مىتوان به نهادگرايان اوليه، نهادگرايان نيمه دوم قرن بيستم و نهادگرايان جديد تقسيم كرد، اما در هرحال مؤلفههاى مشتركى مانند مؤلفههاى؛ شناختى، هنجارى و تنظيمى همواره مورد تأكيد آنان بوده است.
نظريهپردازان نهادى همچنين براى اين مؤلفهها در سازمان جايگاه خاصى قائلاند.
برخى جايگاه اين مؤلفهها را در فرهنگ، برخى در ساختار و برخى در فعاليتهاى عادى سازمان مىدانند.
عليرغم توجه به كليه ويژگيهاى نهادها، امروز عنصر پايدارى بيش از هر چيز مورد توجه دانشمندان سازمان و مديريت قرار گرفته است و نظريهپردازان نهادى رمز آن را در گرايش سازمانها به مسائل انسانى و ارزشى و به طور كلى توجه به شرايط محيطى يافتهاند. نظريه نهادى بر ايجاد خصلتهاى نهادى به معنى ايجاد و توسعه ويژگيهاى نهادهاى اوليه در سازمان تأكيد نموده و آن را رمز تداوم حيات طبيعى سازمان مىداند.
براين اساس و بنابر اهميت روزافزون نگرش نهادى در عرصه نظريات سازمان و مديريت بخصوص در تطبيق با شرايط شكلگيرى و تداوم نهادهاى انقلابى در جامعه ايران، خلأ وجود منبع علمى و پژوهشى خاص در اين زمينه بشدت احساس