درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٥٦ - ٦- ديدگاه نهادى سلزنيك
خود را مصالحه و فرصتهاى آتى خود را محدود مىكند.
«سلزنيك» ساختار سازمانى را به عنوان ارگانيزم سازگارپذير تلقى مىكند كه در پاسخ به ويژگيها و تعهدات افراد و تأثيرات محيط، بيرونى شكل مىگيرد. او به روشنى روش تحليل كاركردى را مىپذيرد و توضيح مىدهد كه:
اين بدان معنى است كه يك سيستم تجربى معين، محكوم به داشتن نيازهاى اساسى است كه اساسا به ابقاء خود در سيستم مربوط مىشوند.
سيستم، وسايل دفاع از خود را به طور مكرر توسعه مىدهد و فعاليت روزانهاش برحسب كاركردهائى تعيين مىشود كه آن فعاليتها را در خدمت حفظ و دفاع از سيستم به كار مىگيرند.
«سلزنيك» با تأكيد بر اين مسئله كه مهمترين نياز كليه سيستمها، «حفظ انسجام و استمرار خود سيستم مىباشد، درصدد تشخيص «قواعد مشتقشده» مشخصترى است كه شامل امنيت سازمانى به عنوان يك كل در ارتباط با محيطش، ثبات خطوط اختيارات و ارتباطات، ثبات روابط غيررسمى در سازمان و هماهنگى حاصل در معنى و نقش سازمان مىباشد.
مدل «سلزنيك» يك تفسير نسبتا قراردادى از تصوير كلىتر سيستم طبيعى مىباشد، اما توسعه آن برگشت غيرمنتظرهاى را (در سيستم طبيعى) نشان مىدهد.
او مطرح مىكند در صورتى كه درصدد بررسى ارضاء كليه نيازهاى ارگانيزم نباشيم، مسائل جالبترى از سازمانها را فرا خواهيم گرفت، اما مانند «فرويد» بر نيازهائى توجه دارد كه نمىتوانند از طريق راههاى مقبول ارضاء شوند. بنابراين توجه وى از ساختارها و رويههاى رسمى كه كاركرد هموارى دارند به طرف ويژگيهايى معطوف مىگردد كه با راههاى غيرمعمولى براى ارضاء نيازهاى برآورده نشده ايجاد شدهاند.
چنان مكانيزمهايى شامل ساختارهاى غيررسمى، ايدئولوژىها و سازگار سازى مىباشد.
او مطرح مىكند كه به جاى تبعيت از روانشناسان صنعتى كه فرآيندهاى روانشناسانه عادى را مطالعه مىكنند، بايد از روانشناسان بالينى پيروى كرد كه به