درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٣٧ - ٢- عامل صور ذهنى جمعى
ارزشى كه به دور آنها تنيده مىشود نيز مربوط مىشود. اين صور ذهنى جمعى، اين باورها، اين نظامهاى ارزشى، عامل اصلى نهادهايند.
بديهى است كه انطباق يا عدم انطباق اين صور ذهنى جمعى با واقعيت و تخيلى بودن يا نبودن آنها اهميت چندانى ندارد. مهم، هوادارى گروه اجتماعى از آنهاست.
هر نهادى در عينحال يك الگوى ساختى و مجموعهاى از صور ذهنى جمعى كم و بيش ارزش يافته است؛ يعنى هر نهادى كم و بيش، مستقيما به يك نظام ارزشى و به بينشى در باب خوب و بد، درست يا نادرست كه با موضعگيرى" موافق" يا" مخالف" ملازمه دارد، باز مىگردد. درجه ارزشگيرى برحسب نهادها تغيير مىكند، در مورد نهادهاى سياسى، اين درجه بسيار بالاست. سياست، كم و بيش" پاكانگارى"(Sacralisas) شده است، يعنى كم و بيش به نظامهاى ارزشهاى والاى جامعه باز، بسته است».[١]
بنابراين ملاحظه مىكنيم كه از ديدگاه عالمان علوم سياسى، نهادها لازمه ساختبندى جوامع بشرى به شمار مىآيند. خاصيت ساختى نهادها آنها را از پديدههاى ديگر اجتماعى متفاوت مىسازد. نكته ديگر آنكه تنها جنبه ساختى نهادها مطرح نيست بلكه رنگآميزى آنها بواسطه صورتهاى ذهنى جمعى، انديشه، باورها و نظام ارزشى نيز مطرح است. براى اينكه نهادى بتواند خصلت نهاد واقعى بخود بگيرد بايد منطبق با داورى مساعد اجتماعى باشد تا دوام و ثبات و استقرار پيدا كند. پس نهاد به دليل نيازهاى اجتماعى، شكل مادى و در صورت انطباق با نظامهاى ارزشى صورت حقانى به خود مىگيرد. در واقع نوع ديدگاه ساختگرايى بر انديشه عالمان علوم سياسى حاكم است، چرا كه آنها نهاد را به عنوان ساختار قواعد، تعيين كننده بازيگران و تعيينكننده وضعيتها مىنگرند؛ و جامعه بدون نهاد را، تودهاى از
[١] - دوورژه، موريس- جامعهشناسى سياسى- ترجمه ابو الفضل قاضى، انتشارات جاويدان، ١٣٥٨، ص ٩١- ٩٢.