درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٣١ - ٢- ٢- نهاد در حوزه روانشانسى
«هومنز» سعى كرده است كه نهادهاى اجتماعى را براساس اصول اساسى مبادله استوار سازد. لذا به زعم او نهاد، شبكه روابط بسيار پيچيدهاى است كه روابط مبتنى بر مبادله را شمال مىشود. تخصصى شدن وظايف در اين ميان نقش مهمى دارد.[١] از نظر «هومنز»، «نهادى شدن» نوعى تراكم تجارب است كه به صورت يك سرمايه اجتماعى درمىآيد و در اختيار نسلهاى بعدى قرار مىگيرد، و آنها با بكارگيرى اين سرمايه دست به فعاليت مىزنند فعاليتهاى جديد موجب تجمع انسانها در شكل پيچيدهتر مىشود و نهايتا موجب تشكيل سازمانهاى پيچيده اجتماعى و اقتصادى مىشود. بدينترتيب سازمان اجتماعى برطبق پويش مبادلهاى در سطح جامعه يا گروه يا نهاد تشكيل مىگردد.[٢]
٢- ٢- نهاد در حوزه روانشانسى
فرهنگ علوم رفتارى واژه نهاد را براى"Id " بكار برده و در تعريف آن آورده است:
«در روانكاوى، جنبه ناخودآگاه شخصيت است كه اساس تمام انگيزههاى مهم رفتار انسان و نيروهاى عزيزى وى مىباشد».[٣]
«زيگموند فرويد» پايهگذار مكتب روانكارى، نهاد را با مفهومى متفاوت از معانى مذكور آورده و آن را در شمار پديدههاى ذهنى مىداند. از نظر او حداقل دو پديده ذهنى را مىتوان تشخيص داد:
١- نهاد، خود، فراخود كه مناطق مختلف ذهنى را تشكيل مىدهند.
٢- ناخودآگاه و نيمه ناخودآگاه كه بيشتر، صفات ذهن است نه مناطق آن.[٤]
[١] -
Ritzer, George, The Sociological Theory, Free Press, p: ٢١٤.
[٢] -Ibid .p :٤١٤ .
[٣] - فرهنگ علوم سياسى، فارسى انگليسى و انگليسى فارسى، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، ١٣٧١، ص ٣٣٨.
[٤] - توسلى، غلامعباس- نظريههاى جامعهشناسى، انتشارات سمت، ١٣٦٩، ص ١٣٧.