درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٣١ - مقدمه
تغييرات سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ... تغيير شكل مىدهند به وظايف آنها افزوده يا از وظايف آنها كاسته و يا اصولا نهاد قبلى منحل مىشود. در حالت بحرانى معمولا اشكال قديمى مؤسسات مورد اعتراق قرار مىگيرند و گاهى اوقات منحل مىشوند، اگر بحران حالت شديدى بخود بگيرد، اشكال جالب توجهتر رفتار جمعى جاى عمل منظم مؤسسه را مىگيرند.
طبقهاى از مردم در حالت بحرانى بقدرى از تشكيلات ناراضى مىشوند كه اصلا در آن سهيم نمىشوند و در صورت سهيم شدن بنحوى عمل مىكند كه تمامى تشكيلات مورد تهديد جدى قرار مىگيرد.
تمام طبقات، جماعات، نيروى كار همه يك گروه مىشوند و بطور دستهجمعى و گاهى بطريق هيجانى عمل مىكنند- نه بوسيله نقشهائى كه از آنها انتظار مىرود- بدينترتيب خود را فراموش مىكنند و نظم متشكله مؤسسه را به خطر مىاندازند.
هجوم فرهنگ نو و برنامهريزىهاى جديد براى يك منطقه معمولا فرهنگ افراد آن منطقه را متحول و در صورتى كه تغييرات اقتصادى را بهمراه داشته باشد انقلاب اقتصادى صنعتى بوجود مىآورد.
در اين حالت انواع پروژههاى جديد اقتصادى، كالاهاى سرمايهاى، ماشينآلات سنگين و انواع مؤسسات وابسته نظير مؤسسات حقوقى- ادارى- فرهنگى و غيره بوجود مىآيد. اين وضع باعث تغيير بافت نهادهاى موجود و در برخى موارد سبب نابودى آنها و ايجاد نهادها و مؤسسات جديد مىگردد و افراد بايد وظايف و وضع اجتماعى جديد را با تغييرات فراوان تحمل نمايند.
تغييرات سياسى، اجتماعى و فرهنگى و همچنين هجوم كشورهاى استعمارگر و حتى هجوم فرهنگى تغييرات ساختارى نهادها، دست برداشتن از ادعاهاى قديمى خانوادهها و مردم يك كشور را بهمراه دارد و تغييرات جديد و وظايف نوينى را