دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨ - باباحاتم، مقبره
باباحاتم، مقبره
نویسنده (ها) :
یدالله غلامی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باباحاتَم، مَقْبَره، آرامگاهی از سدههای ٥-٦ق/ ١١-١٢م در ٦٠ كیلومتری غرب مزار شریف در دهستان امام صاحب افغانستان. این مقبره نمونهای از جریان عمومی مقبرهسازی در شمال شرقی سرزمین ایران در قرون اولیۀ اسلامی است كه به سبك خراسانی ساخته شده است. فاصلۀ زمانی بنای آن با قدیمترین مقبرۀ باقی ماندۀ جهان اسلام تقریباً ٢ تا ٣ سده است (نك : سوردل، ٢٩٨, ٣٢٥؛ ملیكیان، ١١١, ١١٥؛ هیلنبراند، ٢٥٤).
بنا تقریباً دارای طرحی مربع شكل است كه اضلاع آن از بیرون ٥/ ٩ و از درون ٨٥/ ٦ متر درازا دارد. مدخل بر ضلع جنوبی درون قوسی تیزهدار قرار دارد (نك : سوردل، ٢٩٥، نیز تصویر ١١b). آسیبها و ترمیمهای بنا كالبد آن را در ضلع غربی تغییر داده، و از این رو، آجرچینی دیوارهای نوسازی نشدۀ آن متمایز است. در ٤ گوشۀ بنا ٤ ستون توكار آجرچین با مقطع ٨ ضلعی قرار داشته كه تنها ستون گوشۀ جنوب شرقی باقی است. پوشش خارجی گنبد كه مانند برخی از مقابر خراسان خودی شكل است، از میان رفته است (نك : همو، ٢٩٥, ٢٩٩-٣٠٠، نیز تصویر ١١ b؛ ملیكیان، ١٠٨-١٠٩، نیز تصویر ١ّ).
آنچه بیشتر در خور تأمل مینماید، كتیبۀ عریض آجری پیرامون درگاه است كه مقداری ریختگی دارد و آن را میتوان با نمونههایی مانند مسجد هرات و جز آن مقایسه كرد. متن كتیبه، طرفین و بالای درگاه را در برمیگیرد و مفاد آن صاحب مدفن را معرفی میكند (نك : سوردل، ٢٩٦, ٣٠١، نیز تصویرهای ١٢, ١٣؛ ملیكیان، ١١٣؛ هیل، تصویر ٦٠٦). كتیبه تاریخ ندارد. متن آن پس از بسمله چنین خوانده شده است: هذا مشهد سالار خلیل سید ... [برّ] د الله مضجعهم و نوّر [حفرت] هم (نك : سوردل، ٣٠٢؛ بیوار، ١٤٨-١٤٩؛ قس: ملیكیان، ١١١).
در بخش خسارت دیدۀ كتیبه لفظ باباحاتم كه اكنون به مقبره اطلاق میگردد، دیده نمیشود و برای ارتباط یافتن مقبره با شخصیتی معین، هیچ گونه قرینۀ تاریخی در دست نیست. نام بابا حاتم ظاهراً به وسیلۀ مردم بر آرامگاه نهاده شده است ( ایرانیكا، III/ ٢٩١-٢٩٢). ضمایر و سایر تعابیر به كار رفته در متن كتیبه، بر دفن بیش از یك فرد (سالار خلیل، مادر و مادر بزرگش؟) در آرامگاه دلالت دارد؛ اما در درستی قرائت فوق از كتیبه، تردید وجود دارد (بیوار، همانجا). كتیبۀ دیگر درگاه كه بر فراز آن قرار یافته است، به اندازۀ كتیبۀ نخست مهم شمرده نمیشود. این كتیبه گچبری و دارای تزیین گیاهی است (نك : سوردل، ٣٠٢-٣٠٦؛ ملیكیان، ١١٣, ١٢٠-١٢١).
دردرون بنا، ساقۀ گنبد، حاشیۀ طاق درگاه و طاقنماها و حاشیههایی كه گوشهسازیها را از دیوار جدا كرده، كتیبهنگاری شدهاند، و بر نواری كه رویههای نمای درونی را به دو بخش فوقانی و تحتانی تقسیم میكند، عبارت «الملكلله» یا «الملك» تكرار میگردد. بر قوس درگاه كلمۀ «الملك» و بر قوس طاقنماهای شرقی، غربی و شمالی آیاتی از قرآن كریم همه به صورت گچبری نگاشته شدهاند (سوردل، ٣٠٧, ٣١٦-٣١٧، نیز تصویر ١٤؛ ملیكیان، ١١٤). درون گنبد، كتیبه از سمت راست درگاه بابسمله آغاز، و به دور آن گردیده است. حروف این كتیبۀ كوفی در قسمتهای میانی ارتفاع خود متناوباً به شكل جفتْ مثلثهای متقارن در میآیند، یا تشكیل واحد كوچك گیاهی را میدهند. در پایان كتیبه «عمل محمد بن احمد بن محمود» معرف كاتب آن است (سوردل، ٣١٥، نیز تصویر ٢٤؛ ملیكیان،١١١, ١١٤-١١٥).
به رغم آنچه در برخی پژوهشهای موجود دربارۀ كتیبۀ ساقۀ گنبد بیان شده است، سندی دال بر اینكه شواهدی چون عبارت نامتعارف «امام رب العالمین» ــ اگر درست قرائت شده بـاشد ــ فرهنگ شیعۀ ٧ امامی را به ذهن متبادر سازد، در دست نیست؛ اما ویژگیهای بنا و مقایسۀ آن با دیگر آثار زمان آل شنسب مانند لشكری بازار و مناره جام آن را اثری از زمان آنان معرفی میكند (نك : همو، ١١٢, ١١٥, ١٢١؛ ایرانیكا، III/ ٢٩٢؛ سوردل، ٣٠٥, ٣١٨). آجرچینی مقبرۀ باباحاتم تنوعی ملایم دارد كه چگونگی آن بیسابقه نیست (نك : همو، ٢٩٩؛ ملیكیان، ١٠٩، نیز تصویر ١). نقوش متنوع گیاهی و هندسی، سكنجها و ... درون مقبره را به صورت گچبری تزیین كردهاند. در وسط بنا قبری گچ اندود با محور اریب و مقطع عرضی جناغی وجود دارد كه ساخت بدنۀ آن احتمالاً متأخر است. تزیینات درونی مقبره هماهنگی قابل ملاحظهای دارد و صرفنظر از نواقص مختصر، بیشتر آن فرسایش نیافته است. آرایش و پرداخت سطوح درونی مقبره آن اندازه با استخوانبندی سازگاری دارد كه اصیل دانسته شود، و برای لاحق شمردن آنها دلیلی در دست نیست (نك : سوردل، ٢٩٥-٢٩٦, ٣٠٨، تصویر ١٤؛ ملیكیان، ١٠٨, ١١٠, ١١٦-١١٧). طبعاً بخشهای انتقالی چند ضلعی، واسطۀ استوار شدن گنبد بر ٤ دیوار مقبره هستند، و هر یك از سكنجهایی كه بدین طریق پدید آمدهاند، از یك طاق میانی كوچك دراحاطۀ چند طاس مزین در سطوح جانبی سكنجها تشكیل شدهاند. هر یك از دیوارهای درونی، طاق نمایی را به ابعاد ٥٨/ ٠ و ٧٣/ ٢ و ٦/ ٢ متر در بر میگیرد كه همچون دیگر قوسهای بنا از نوع تیز متوسط است (نك : سوردل، ٢٩٦، نیز تصویر ١٤؛ ملیكیان، ١١٠, ١١٦-١١٧).

سطح درون، طرفین و بالای طاقنماها دارای آرایۀ گیاهی و انواع گرههای معقلی هستند كه همانند آنها در آثار تاریخی خراسان بزرگ یافت میشود (نك : سوردل، ٣١١، نیز تصویرهای ١٤, ١٧؛ هیل، تصویرهای ٦, ٧). تزیینات دیگر بخشهای بنا همچون نوارهای بالای ازارهها و نیز طاسها یا سطوح جانبی سكنجها و جز آن با اشكال گیاهی اعم از نخلی و نیلوفری و نقوشی شبیه سر بزكوهی و جز آن را در بر میگیرد. این نقوش یادآور نمونههایی است متعلق به هنر عباسی و فاطمی كه همگی در اصول و مبانی دارای منشأ مشترك ساسانی هستند. در میان اشیائی كه به تجزیه و تحلیل پژوهشگر در تبیین هویت بنا مدد میرساند، میتوان به هاونی مفرغی در موزۀ هنرهای تجسمی پاریس اشاره كرد كه در خراسان ساخته شده، و بر آن ٧ بار كلمۀ «الملك» با نقش بزكوهی و برگهای نخل تركیب گردیده است (نك : سوردل، ٣١٢-٣١٣، نیز تصویرهای ١٤ ff.؛ ١١٠, ١١٧-١١٨, ١٢٠؛ اتینگهاوزن، ١٠٣, ١٨٧-١٨٨).
مآخذ
Bivar, A. D. H., «The Inscription of Sālār Khalīl in Afghanistan» JRAS, London, ١٩٧٧, vol. II;
Ettinghausen, R. & O. Grabar, The Art and Architecture of Islam: ٦٥٠-١٢٥٠, Harmondsworth, ١٩٨٧;
Hill, D. & O. Grabar, Islamic Architecture and its Decoration A.D. ٨٠٠-١٥٠٠ London, ١٩٦٧;
Hillenbrand, R., Islamic Architecture, Edinburgh, ١٩٩٤;
Iranica ;
Melikian-Chirvani, A. S., «Baba Hatem. Un Chefd’oeuvre inconnu d’epoque ghaznévide en Afghanistan», The Memorial Volume of the Vth International Congress of Iranian Art and Archaeology, ed. M. Y. Kiani & A. Tajvidi, Tehran, ١٩٧٢;
Sourdel-Thomine, J., «Le Mausolée dit de Baba Hatim en Afghanistan», Revue des études islamiques, Paris, ١٩٧١, vol. XXXIX (٢).
یدالله غلامی