دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣ - چهل ستون، قزوین
چهل ستون، قزوین
نویسنده (ها) :
مهرزاد پرهیز کاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چِهِلْسُتون (قزوین)، کاخی از دورۀ صفوی واقعدر باغ سعادتآباد و دولتخانۀ قزوین.
شاه طهماسب صفوی (د ٩٨٤ق / ١٥٧٦م) پس از آسودهشدن از جنگهای طولانی با دولت عثمانی و بازگشت امنیت به غرب ایران، زمینهایی موسوم به زنگیآباد را از میرزا شرفجهان قزوینی خرید و معماران برگزیدۀ کشور را فراخواند و فرمان داد تا باغی بهشکل مربع ساختند و در میان آن گذرهای متقاطع با خیابانی آراسته با درختان و نهری با آب جاری بههمراه عمارتهای عالی و تالارهای باشکوه، احداث کردند. عمارت کلاهفرنگی چهلستون تنها بازمانده از میان آنها ست (قاضیاحمد، ١ / ٣١٢-٣١٣؛ اشراقی، ٣٢١). ساخت باغ سعادتآباد و دولتخانۀ قزوین در ٩٦٦ق بهاتمام رسید (قاضیاحمد، ١ / ٤٠١؛ اشراقی، ٣٢٢).
عمارت کلاهفرنگی چهلستون در دورۀ صفوی با نام ارشیخانه (دبیرسیاقی، ٤٩٢) و هشتبهشت (مجابی، ٢١٧) خوانده شده و ازجمله نویدی شیرازی (عبدی بیک) (٩٢١- ٩٨٨ق / ١٥١٥-١٥٨٠م)، شاعر دربار شاهطهماسب در مثنوی روضة الصفات، بنا را چنین نام برده است (ص ٣٦-٣٧). همچنین از «هشتبهشت» در خلاصةالسیر (نک : محمد معصوم، ١٦٦)، تاریخ جهانآرای عباسی (نک : وحید، ٣٧٠) و خلدبرین (نک : واله، ٣٨٨) به دورۀ شاهصفی و شاهعباس دوم نام بردهاند.
در دورۀ قاجاریه (١٢١٠-١٣٤٤ق / ١٧٩٦-١٩٢٥م) برای این بنا اسامی متعددی همانند عمارت باغ (افشار، ٤٦؛ فراهانی، ٢٠)، کلاهفرنگی شاهطهماسب (فرهادمیرزا، ٣٨٢) و کلاهفرنگی صفویه (ناصرالدین شاه، روزنامه ... سفر سوم، ١ / ٤٧) بهکاررفته است. نخستینباری که نام چهلستون برای ارشیخانه در متون بهکاررفته، در ١٢٧٥ق / ١٨٥٩م توسط ادیبالملک است (ص ٤١)، و این نام پس از سالهای ١٣٠٦ق متداول گردیده است (گلریز، ٦٠٩).
سبب و زمان دقیق تغییر نام بنا به چهلستون بهدرستی مشخص نیست؛ زیرا چهلستون درواقع عمارت دیگری از دولتخانۀ صفوی بوده که بارها با عنوانهای ایوان چهلستون (روملو، ٦٣٠، ٦٣٤؛ قاضیاحمد، ١ / ٤٠١، ٢ / ٦٣٠، ٦٩٠، جم ؛ اسکندربیک، ١ / ١١٥، ١٢٠، جم ؛ واله، ٤٩٠، ٥٣٢، ٥٩٤-٥٩٥؛ حسینی، ١٠٩-١١٠)، عمارت چهلستون (همو، ١٦٥) و تالار چهلستون (وحید، ١٠٥) از آن یاد شده است. این بنا را که به جز چهلستون مورد نظر است، تختگاه سلطنتی دانسته، و گفتهاند که مجالس تشریفات رسمی اعم از جلوس بر تخت سلطنت، جشنهای شاهی و بهویژه نوروز در آن برگزار میگردید. تالار چهلستون محل تجمع و پذیرش سران قبایل، حکام ایالات، و فرستادگان دول خارجه وصف شده است (روملو، قاضیاحمد قمی، اسکندربیک، وحید، واله، حسینی، همانجاها)، درحالیکه این وصفها با بنای فعلی چهلستون منطبق نیست (مجابی، همانجا).

این بنا در متون دورۀ قاجاریه، ایوان نادری خوانده شده است و سبب این نامگذاری معلوم نیست. آوردهاند که حیاط نادری با درختان چنار و جز آن زینت یافته، و دارای حوض مستطیلشکلِ کشیدهای از غرب به شرق در برابر ایوان بود، و خیابانی عریض با سنگفرش، مقابل عمارت و ایوان آن قرار داشت. عمارت در غرب محوطه بنا شده بود. تالار مجلل بزرگی با سقف مرتفع با دو ستون بلند از چوب ساج در وسط داشت، که روی آن دو را با چوبهای نقاشیشده زینت داده بودند. عمارت ازاره و پلکان سنگی داشت و سراسر تالارش با گچ سفید شده بود. از داخل دو شاهنشین در اشکوب دوم و دو اطاق در اشکوب اول و سقف ایوانِ قاببندی با پوشش خرپشتهای داشت (گلریز، ٦١٣-٦١٤؛ دبیرسیاقی، ٤٨٤-٤٨٥).
متصل به ایوان از هر طرف دو راهرو بود، یکی از راهروهای جنوب ایوان به تالار میرفت و دیگری به اشکوب دوم. متصل به راهروها در هر طرف ایوان، دو ایوان دیگر واقع شده بود که راهروی میان دو ایوان فاصله بود. نمای این ایوانها را به شکل هلال با کاشی تزیین نموده بودند. پس از ایوان دوم، در هر دو طرف راهروی به آن وصل بود و یک بنای دو اشکوبه در هر طرف قرار داشت.
جبهۀ عمارت دو طرف تالار هم با کنگرههای بزرگ و کوچک و گچبریهای نفیس زینتشده بود. این درها و گچبریها به ساختمانهای دورۀ ناصرالدین شاهی شباهت داشت و محتمل است که سعدالسلطنه آنجا را تعمیر کرده باشد. در سالهای ١٣٣٧- ١٣٣٨ق هم ژاندارمری آن را در تصرف داشت و چند سال بعد به حیاط قلعهبیگی معروف شد و محل سربازگیری بود. ایوان نادری در اواخر دهۀ ١٣٢٠ش / ١٩٤٠م تخریب شد (گلریز، دبیرسیاقی، همانجاها؛ محمدزاده، ٣٣٦).
کلاهفرنگی چهلستون یا عمارت ارشیخانه در تقاطع خیابانهای اصلی باغ سعادتآباد قرار داشت (نویدی، ٣٦). خیابان جنوبی از دیگر خیابانها طولانیتر و وسیعتر و بسیار تمیز و پاکیزه بود و به حیاط نادری (ایوان چهلستون) منتهی میگردید و در دو سوی آن مانند دیگر خیابانها، درختان چنار سایهگستر بودند و حوضی در شمال عمارت قرار داشت. آب این حوض از راه نهری به کلاهفرنگی و سپس به حوض جنوبی میریخت، و سپس از نهری که در وسط خیابان جنوبی بود، به جانب حیاط نادری میرفت (گلریز، ٦٠٨؛ دبیرسیاقی، ٤٩٣؛ نویدی، همانجا). این حوض، هنگام پیگردی تالار مرکزی نمایان شده است (امیرغیاثوند، ٣٥).
بنای عمارت شامل کوشکی با یک فضای مرکزی است که ٤ ایوان در اطراف دارد (کلایس، ٢٤٠-٢٤١) و در کنجهای تالار مرکزی، ٤ اتاق گوشوار قرار گرفته است (امیرغیاثوند، همانجا). این طرح گویا بر پایۀ دو ٦ پهلو ست. اتاقهای ٤ گوشۀ ساختمان هیچکدام مانند هم نیستند، ولی نمای بیرونی آنها جفتسازی شده است. هریک از گوشههای درونی هر اتاق با دیگری متفاوت است و فضای مرکزی، یک اتاق ١٢ دری مجاور ایوان است (پیرنیا، ٢٨٥-٢٨٧). بالای دیوارهای تالار در هر وجه ٣ روزن با قوس جناغی وجود دارد (امیرغیاثوند، همانجا؛ نویدی، ٣٧).
ایوانها دارای قوس جناغیِ محصور در قاب مستطیل است. لچکیهای اطراف دهانه با نقوش گل و بوته، و خطوط اسلیمی و ختایی نقاشی شده است (امیرغیاثوند، همانجا). آسمانۀ اشکوب همکف طاقی و اشکوب دوم تخت است. در اشکوب بالا با ساخت دیواری روی طاقهای زیرین، طرح اشکوب دوم دگرگون شده است (پیرنیا، ٢٨٧). طبقۀ دوم ارسیها، گرهبندی و شیشههای رنگین دارد. سقف تالار دارای قاببندی چوبی است. غلامگردشی چشمانداز دلنشینی از هر سوی به باغ دارد و برگرد آن ستونهای چوبی بدون هیچگونه تزیین بهچشم میخورد. راه ارتباط طبقات نیز پلههای تنگ و بلندی است که درگوشوار جنوب شرقی تعبیه شده است (امیرغیاثوند، ٣٦).

در مقایسۀ وضع موجود بنا با وصف عبدی بیک (نویدی) تفاوتهایی مشهود میگردد، ازجمله اشارۀ نویدی به گلجام سقف که در بنای کنونی دیده نمیشود. سقف تالار در حال حاضر با تزیینات مقرنس پوشیده شده است که با وصف نویدی از گلجام سقف تفاوت دارد. در مرمتهای سال ١٣٤٧ش که کف اشکوب فوقانی برداشته شد، تفاوتهایی در بافت آجری دیوارهای جانبی مشهود گردید. تفاوت موجود این احتمال را تقویت مینماید که بنای مذکور یک طبقه بوده، و طبقۀ دوم در زمانهای بعد به آن افزوده شده است (امیر غیاثوند، ٣٤-٣٥).
کلیۀ سطوح داخلی و خارجی چهلستون پوشیده از دیوارنگاره بوده است که از فرم معماری تبعیت میکنند. داخل عمارت دارای ٣ لایه تزیین نقاشی است که دو لایۀ آن متعلق به دورۀ صفوی، و لایۀ سوم در دورۀ قاجاریه به آن افزوده شده است. موضوعات نقاشیها، بیشتر مجالس بزم در طبیعت و شکار است. در قسمتهایی منظرۀ طبیعت دارای نقوش مکتب خاص قزوین است. رنگهای بهکاررفته عبارتاند از: طلایی، آبی، سفیدِ طلایی، سفیدِ نقرهای، سبز تیره و روشن، قهوهای و قرمز. در نقاشیها مراعات اصول نشده است و فقط نوعی پرسپکتیو رنگی وجود دارد (جبرئیلزاده، ١٢، ١٨٩- ١٩١).
تزیینات دورۀ دوم صفوی به شیوۀ خاص اصفهان، و از نظر فرم و رنگ مشابه نمونههای موجود در دیگر کاخهای صفوی در اصفهان است. در کاخ چهلستون نقوش دورۀ اول در عین وحدت، تنوع در فرم و رنگ دارند و از ظرافتی خاص برخوردارند و نقاش با دقت و ریزبینی به خلق آثار هنری پرداخته است. در دورۀ دوم تکرار فرم را در لایه چینیها میتوان مشاهده کرد و دیوارنگارههای تصویری نیز هرکدام ویژگی خود را دارند. در بعضی موارد قلمگیریها استادانه و قوی، و در مواردی فاقد این ویژگی است (همو، ١٩٣-١٩٤).
عمارت چهلستون تغییرات و تحولات بسیاری را در طول زمان متحمل گشته است. نخستین تغییرات، احتمالاً مربوط به دورۀ حکومت شاهاسماعیل دوم بوده که ارکان دولتخانه و باغ سعادتآباد را در هم ریخته است (قاضیاحمد، ٢ / ٦٢٣؛ اسکندربیک، ١ / ٢٠٣؛ واله، ٥٢٧). شاهعباس (د ١٠٣٨ق / ١٦٢٩م) نیز با توسعۀ دولتخانه تغییراتی در عمارت ایجاد کرد که احتمالاً طبقۀ دوم چهلستون و تزیینات دورۀ دوم نقاشیها را باید مربوط به این دوره دانست (شاردن، ٣ / ٣٥؛ امیرغیاثوند، ٣٤). برطبق متون دورۀ قاجاریه، اولین تعمیر بنا را باید در ١٢٩٥ق دانست (ناصرالدین شاه، روزنامه ... سفر دوم، ٢٧٩). دورۀ دوم تعمیرات بنا در دورۀ قاجار (١٣٠٥-١٣٠٦ق) اتفاق افتاد ( ایران، ٢٦٦٣-٢٦٦٤؛ ناصرالدین شاه، روزنامه ... سفر سوم، ١ / ٤٧) که رواق آجری دور بنا، بدان الحاق گشت (پرهیزکاری، ٧٨).
در ١٣٢٠ق / ١٩٠٢م نیز بار دیگر سالاراکرم عمارت را تعمیر نمود (مظفرالدین شاه، ١٥٤). در سالهای حکومت نظامالسلطان و موفقالدوله (١٣٣٧- ١٣٣٨ق) پلکانی برای عمارت ساختند که در رمضان سال ١٣٣٩ (١٣٠٠ش) برچیده شد (سالور، ٨ / ٥٩٨١-٥٩٨٢).
این بنا بهنوشتۀ سالور (عینالسلطنه) در ١٣٢٢ش وضعیت رضایتبخشی داشته است (١٠ / ٧٩٨٠). در ١٣٤٧ش عمارت نخستینبار بهصورت علمی مرمت شد. در این سال بنا کلافکشی و استحکامبخشی گردید (صورتجلسه ... ، بش ).
عمارت چهلستون تا اواخر دورۀ قاجار در اختیار حاکم شهر بود. در سالهای پیش از ١٣٣٢- ١٣٣٩ق (١٣٠٠ش)، عمارت به ژاندارمری تحویل داده شد (سالور، ٦ / ٤١٥٠، ٨ / ٥٨٨٩؛ دربارۀ کاربری بنا در دهۀ ١٣٣٠ش و تبدیل آن به موزه، نک : نامۀ اداری ... ، بش ).
مآخذ
ادیبالملک، عبدالعلی، دافع الغرور، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٩ش؛
اسکندربیک منشی، عالمآرای عباسی، تهران، ١٣٣٤ش؛
اشراقی، احسان، «شهر قزوین»، نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، ١٣٦٥ش؛
افشار قزوینی، حبیبالله، سفرنامۀ سیفالملک به روسیه، به کوشش محمد گلبن، تهران، ١٣٨٠ش؛
امیرغیاثوند، محبوبه، «باغ سعادتآباد و کاخهای صفویان در قزوین»، باستانشناسی و تاریخ، تهران، ١٣٦٧ش، س ٣، شم ٥؛
ایران، تهران، ٩ ذیقعدۀ ١٣٠٥، شم ٦٦١؛
پرهیزکاری، مهرزاد، مهمانخانۀ بزرگ قزوین، قزوین، ١٣٨٦ش؛
پیرنیا، محمدکریم، سبکشناسی معماری ایرانی، به کوشش غلامحسین معماریان، تهران، ١٣٨٣ش؛
جبرئیلزاده، افسانه، دیوارنگارههای کاخ چهلستون قزوین، قزوین، ١٣٧٥-١٣٧٧ش؛
حسینی استرابادی، حسین، از شیخصفی تا شاهصفی (تاریخ سلطانی)، به کوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٤ش؛
دبیرسیاقی، محمد، سیر تاریخی بنای شهر قزوین و بناهای آن، قزوین، ١٣٨١ش؛
روملو، حسن، احسنالتواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٧ش؛
سالور، قهرمان میرزا (عینالسلطنه)، روزنـامۀ خاطرات، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، ١٣٧٤-١٣٨٠ش؛
شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
صورتجلسۀ سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران (قزوین)، مورخ ٤ / ١٢ / ١٣٤٧؛
فراهانی، میرزا حسین، سفرنامه، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ١٣٤٢ش؛
فرهادمیرزا قاجار، سفرنامه، به کوشش اسماعیل نواب صفا، تهران، ١٣٦٦ش؛
قاضیاحمد قمی، خلاصة التواریخ، به کوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٨٣ش؛
کلایس، ولفرام، «کاخها»، ترجمۀ علیرضا مهینی، معماری ایران، دورۀ اسلامی، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران، ١٣٦٦ش؛
گلریز، محمدعلی، مینودر یا بابالجنۀ قزوین، تهران، ١٣٣٧ش؛
مجابی، مهدی، در جستوجوی هویت شهری قزوین، تهران، ١٣٨٨ش؛
محمدزاده، محمدنادر، یادگار ماندگار: نقشۀ بناهای تاریخی استان قزوین، قزوین، ١٣٨٥ش؛
محمدمعصوم اصفهانی، خلاصةالسیر، تهران، ١٣٦٨ش؛
مظفرالدین شاه، دومین سفرنامه به فرنگ، تحریر فخرالملک، تهران، ١٣٦٢ش؛
ناصرالدین شاه، روزنامۀ خاطرات در سفر دوم فرنگستان، به کوشش فاطمه قاضیها، تهران، ١٣٧٩ش؛
همو، روزنامۀ خاطرات در سفر سوم فرنگستان، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی و فاطمه قاضیها، تهران، ١٣٧١ش؛
نامۀ اداری از موزۀ قزوین به ادارۀ کل موزهها و حفظ بناهای تاریخی، مورخ ١ / ١٠ / ٤٥، شم ١٦٦٤؛
نویدی شیرازی، زینالعابدین، روضة الصفات، به کوشش ابوالفضل رحیموف، مسکو، ١٩٧٤م؛
واله، محمدیوسف، خلد برین، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٧٢ش؛
وحید قزوینی، محمدطاهر، جهانآرای عباسی، به کوشش سعید میر محمد صادق، تهران، ١٣٨٣ش.
مهرزاد پرهیزکاری