دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥ - ایاصوفیه
ایاصوفیه
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَیاصوفیه، بزرگترین كلیسای مسیحیت شرق در دوران امپراتوری بیزانس، یكی از معروفترین مسجدهای جهان اسلام پس از فتح استانبول، و از ١٩٣٤ م/ ١٣١٣ ش به بعد موزۀ آثار اسلامی و بیزانسی.
پیشینۀ تاریخی
نخستین بنای ایاصوفیه را به امپراتور كنستانتین اول (حك ٣٢٤-٣٣٧ م) نسبت میدهند (یوجل ٤؛ اییجه، ایاصوفیه، I/ ٤)، ولی در آثار مورخان نزدیك به عصر این امپراتور، به چنین موضوعی اشاره نشده است و بررسیهای اخیر نشان میدهد كه كلیسای ایاصوفیه از طرف كنستانتین دوم (حك ٣٣٧-٣٦١ م) به افتخار پیروزی پدرش، كنستانتین اول بر لیكینیوس احداث شده، و در ١٥ فوریۀ ٣٦٠ برای عبادت عموم افتتاح گردیده است (همانجا؛ EI١؛ آكشیت، ١٣٤؛ استانبول ... ، III/ ١٤٣٩).
با توجه به منابع بیزانسی و كاوشهای به عمل آمده، این بنا نیز مانند كلیساها و عبادتگاههای آن دوران به صورت مستطیل، با دیوارهای سنگی و آجری و سقف چوبی كه نمونۀ كامل یك بازیلیكاست، ساخته شده است (یوجل، ٨؛ IA؛ آكشیت، همانجا). این كلیسا نخست «مِگاله اِكلسیا» ــ كلیسای بزرگ ــ نام گرفت، ولی بعدها به «ثئاسوفیا»، یعنی «حكمت مقدس» تغییر نام یافت، اما تا سدۀ ٥ م مردم به آن «سوفیا» میگفتند (رایس، ٥٥؛ اییجه، همانجا؛ اولیا چلبی، ١/ ١٢٥، حاشیه؛ استانبول، همانجا). رفته رفته این كلیسا به سانتاسوفیا و یا سانکتا سوفیا شهرت پیدا كرد كه به همان معنی حكمت مقدس است و یونانیها آن را «هاگیا سوفیا» یا «آگیا سوفیا» مینامیدند. پس از فتح استانبول، تركها با تغییر اندكی نام این كلیسا را ایاصوفیه خواندند (رایس، همانجا؛ گاردنر، ٢٤٠؛ وان لون، ١٥٠؛ اییجه، همانجا). در ٢٠ ژوئن ٤٠٤ آشوب بزرگی در قسطنطنیه پدید آمد و بخشی از ایاصوفیه در حریق سوخت. تعمیر و بازسازی آن در اكتبر ٤١٥ پایان یافت (آكشیت، همانجا؛ یوجل، ٤؛ اییجه، همان، I/ ٦). نیز در حریق دیگری كه در شب ١٣ ژانویۀ ٥٣٢ پدید آمد، بنا به كلی سوخت (رایس، همانجا؛ گیبون، ٢/ ٩٤٩؛ اولیاچلبی، ١/ ١٢٦، حاشیه؛ آكشیت، همانجا). حدود ٦ هفته پس از حریق، امپراتوریوستی نیانوس تصمیم گرفت كلیسایی به مراتب بزرگتر و با شكوهتر بر ویرانههای كلیسای قبلی بنا كند و به همین سبب، از معماران مشهور عصر خود، آنتمیوس ترالسی و ایسیدُروس ملطی خواست كلیسای جدید را طوری بسازند كه در برابر آتشسوزی و زمینلرزه مقاوم باشد (گاردنر، همانجا؛ یانسن، ١٧١؛ IA؛ گیبون، همانجا). كار تعمیر در ٢٣ فوریۀ ٥٣٢ آغاز شد. به فرمان امپراتور با ارزشترین مصالح ساختمانی را از نواحی مختلف تهیه كردند. سرانجام، در ٢٧ دسامبر ٥٣٧ كلیسای جدید ایاصوفیه طی مراسم با شكوهی افتتاح شد (آكشیت، ١٣٥, ١٣٩؛ یوجل، ٨؛ EI١؛ گیبون، ٢/ ٩٤٩-٩٥٠).
این كلیسا امروزه یكی از عالیترین آثار معماری جهان به شمار میرود. در بنای ایاصوفیه تدبیر هوشمندانهای برای هماهنگی طاقها و ستونها به كار رفته است. ٤ ستون عظیم از سنگ خارای مصری، شبیه پای فیل، ٤ طاق بالا را نگاهداشته، و گنبد بر روی آنها آرمیده است (وان لون، همانجا؛ گیبون، ٢/ ٩٥٠؛ گاردنر، ٢٤١). در ساقۀ گنبد، حلقهای از ٤٠ پنجرۀ نزدیك به هم قرار گرفته كه نور از آنها به درون میتابد (یوجل، همانجا). ژرفای گنبد ١٨ متر (لوكاس، ١/ ٣٤٦) و ارتفاع نوك آن تا كف كلیسا حدود ٥٦ متر و قطر آن ٣٣ متر است. این بنا مجموعاً ١٠٧ ستون و ٩ در دارد؛ بزرگترین آنها درِ وسطی است با چارچوب برنزی و قاب مرمر كه مخصوص ورود امپراتور بود (یوجل، ١١؛ اییجه، ایاصوفیه، I/ ١٥؛ IA). بنا كلاً از آجر ساخته شده، و با مرمر پوشانده شده است (گیبون، ٢/ ٩٥١).
امپراتوران بیزانس در این كلیسا مراسم تاجگذاری برپا میكردهاند و به سبب احترامی كه داشت، پناهگاه مجرمان نیز به شمار میآمده است.
موزائیكها و تزیینات داخلی ایاصوفیه نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. از تزیینات بینظیر این بنا در منابع قدیمی با ستایش فراوان یاد شده است. زیباترین بخش از تزیینات ایاصوفیه موزائیكهای بیزانسی آن است. در میان آنها قطعات و تابلوهای ساخته شده از طلا، نقره، مرمر و سفال لعابدار رنگارنگ دیده میشود. تابلوهای موزائیك ایاصوفیه را میتوان بر سطح داخلی نیم گنبدها، دیوارها، طاقها و رواقها و بر سر در ویژۀ امپراتور و ... دید (نک : یوجل، ١٣, ١٤؛ IA).
بر اثر ویرانیها و تعمیرات پی در پی، بخشی از موزائیكهای ایاصوفیه از میان رفته است؛ از جمله تابلوی موزائیك تصویر حضرت عیسى مسیح (ع) كه در ١٣٥٥ م آن را بر سطح داخلی گنبد ساخته بودهاند (اییجه، همان، II/ ٢١). این اثر گویا تا میانۀ سدۀ ١٧ م نیز بر جای بود و در زمان سلطان عبدالمجید، قاضی عسكر عزت افندی با نوشتن آیاتی از سورۀ نور آن را پوشانده است (بوركهارت، ١٥١؛ IA؛ اییجه، همان، III/ ٢١، «كتابشناسی»، ٧٧٨).
ایاصوفیه پس از فتح استانبول
سلطان محمد در همان روز فتح استانبول فرمان تبدیل كلیسای ایاصوفیه را به مسجد صادر كرد (همو، ایاصوفیه، III/ ٢؛ سامی، ١/ ٥٠٨؛ گیبون، ٣/ ١٣٥٩). بعدها در زمان سلطان سلیمان قانونی به علت نامناسب بودن نقاشیها و تزیینات داخل ایاصوفیه، روی آنها را با گچ پوشاندند (آكشیت، ١٣٩). ٣ روز پس از فتح استانبول ضمن برپا داشتن مراسم نماز جمعه در ایاصوفیه به امامت آق شمسالدین، خطبه به نام پادشاه فاتح عثمانی خوانده شد (رفعت، ١/ ٣٢٣؛ یوجل، ٢٢؛ اییجه، همانجا؛ سامی، ١/ ٥٠٧).
در وقفنامههای فاتح كه نسخههای مختلف آن تا امروز باقی مانده، نام ایاصوفیه، «الجامع الكبیر العتیق» آمده است (یوجل، ٢٣؛ اییجه، همانجا). نخستین منارۀ مسجد ایاصوفیه نیز كه یك منارۀ چوبی بود، به دستور سلطان محمد در قسمت جنوبی نیم گنبد غربی برپا شد (رایس، ٦٢؛ آكشیت، اییجه، یوجل، همانجاها). همچنین تنها بنایی كه از طرف این پادشاه ضمیمۀ ایاصوفیه گردید، ساختمان یك مدرسه بود كه در سمت شمال آن احداث شد (اییجه، همان، III/ ٤؛ سامی، ١/ ٥٠٨). در زمان سلطان بایزید دوم دومین منارۀ ایاصوفیه از آجر ساخته شد. ضمناً این پادشاه مدرسه را توسعه داد (همانجا؛ اییجه، همان، III/ ٥؛ رفعت، آكشیت، همانجاها).
یكی از پادشاهان عثمانی كه توجه و علاقۀ بسیاری به مسجد ایاصوفیه نشان داده، سلطان سلیم دوم است. در آغاز سلطنت او بنای مسجد در نتیجۀ عدم توجه وضع نیمه مخروبهای پیدا كرده بود. وی به معمار سنان دستور داد تا خرابیها را تعمیر كند. خانههایی كه بنای ایاصوفیه را در محاصرۀ خود گرفته بودند، تخریب گردید و دیوارها با تعبیۀ پایهها و شمعها محكم شد و یك منارۀ آجری جای منارۀ چوبی را گرفت (اییجه، همان، III/ ٧؛ یوجل، رایس، همانجاها).
در اوایل سلطنت سلطان مراد سوم كار تعمیرات و بازسازی ایاصوفیه به پایان رسید و این پادشاه تغییراتی نیز در داخل مسجد ایجاد كرد و به تزیینات داخلی آن افزود (اییجه، همان، III/ ٨؛ یوجل، ٣٢؛ IA). از نیمۀ دوم سدۀ ١٠ ق/ ١٦م به بعد در گورستان متصل به آن ساختن مقبرههایی برای سلاطین عثمانی آغاز شد (یوجل، ٣٠؛ اییجه، همان، III/ ٨-٩).
در زمان سلطان مراد چهارم آیاتی از قرآن كریم به خط بچاقجیزاده مصطفى چلبی زینتبخش دیوارهای مسجد ایاصوفیه شد. علاوه بر آن لوحههای عظیمی به شكل مربع مستطیل با نام خلفای راشدین كه توسط خطاط معروف تكنجیزاده ابراهیم افندی نوشته شده بود، بر بالای دیوارها نصب گردید. این لوحهها در زمان سلطان عبدالمجید با الواح مدور بزرگی به خط جلی خطاط قاضی عسكر مصطفى عزت افندی، تعویض شد (اییجه، همان، III/ ١٥؛ «كتابشناسی»، ٧٧٨؛ یوجل، ٣٢؛ آكشیت، ١٣٩؛ EI١). سلطان محمود اول تعمیرات فراوانی در مسجد ایاصوفیه صورت داد، ولی گفته میشود كه روی بقایای موزائیكهای دورۀ بیزانس در این تعمیرات با گچ پوشانده شده است (اییجه، ایاصوفیه، III/ ١٢). وی علاوه بر تعمیرات، یك شادروان (وضوگاه) زیبا و چند بنای دیگر در آنجا ساخت؛ مهمترین آنها كتابخانۀ با شكوهی است كه از نظر هنر معماری و تزیینی دارای ارزش فراوانی است. این كتابخانه ٣٠٠ هزار جلد كتاب در خود داشته است (آكشیت، ١٤٢؛ استانبول، III/ ١٤٤٦-١٤٤٧). قفسههای صدف نشان و دیوارهای كاشی كاری آن از شاهكارهای هنری قرن ١٨م تركیه شمرده میشود (یوجل، ٢٣؛ EI١).
پس از سلطان مراد چهارم چندان توجهی به تعمیر و نگهداری مسجد ایاصوفیه نشد (IA). در زمان سلطان عبدالمجید تعمیرات اساسی بنا در سالهای ١٨٤٧- ١٨٤٩م صورت گرفت (آكشیت، نیز استانبول، همانجاها؛ اییجه، همان، III/ ١٥, ١٧) و بیشتر تزیینات داخلی تجدید و یا تعمیر شد. موزائیكهای دوران بیزانس را نیز از زیر پوشش گچ بیرون آوردند. سلطان مایل بود كه موزائیكها به همان صورت باقی بماند، ولی به علت مخالفتهایی كه ابراز شد، دستور داد دوباره روی آنها را بپوشانند (همان، III/ ٢, ٦؛ همو، «كتابشناسی»، ٧٧٣؛ یوجل، ٣٢؛ آكشیت، ١٤٥). پس از پایان تعمیرات، مسجد ایاصوفیه بار دیگر در اولین جمعۀ ماه رمضان ١٢٦٥ ق/ ژوئیۀ ١٨٤٩ م طی مراسم با شكوهی بر روی مردم گشوده شد (اییجه، ایاصوفیه، III/ ١٧).
ایاصوفیه در زلزلۀ شدید ١٠ ژوئیۀ ١٨٩٤ دچار صدمات بسیاری شد؛ از جمله قطعات بزرگی از موزائیكهای گچ پوش نیم گنبدها و سرستونها فرو ریخت و به همین علت مسجد مدتی طولانی بسته ماند (همان، III/ ١٨؛ همو، «كتابشناسی»، ٧٨٦؛ آكشیت، همانجا).
ایاصوفیه پس از تشكیل دولت جمهوری تركیه
در ١٩٢٦ م/ ١٣٠٥ ش تعمیرات ضروری در سرسراهای فوقانی، گنبد اصلی و یكی از پایهها به عمل آمد (اییجه، ایاصوفیه، III/ ٢٠؛ استانبول، III/ ١٤٤٧؛ آكشیت، ١٤٢). در این میان با پیشنهاد آتاتورك در ١٩٣٤ م/ ١٣١٣ ش مسجد ایاصوفیه به موزه تبدیل شد و در اول فوریۀ ١٩٣٥ به طور رسمی افتتاح گردید (همانجا؛ اییجه، همان، III/ ٢١). كمی بعد فرشهای مسجد را جمع كردند و لوحههای مدور نام خدا و حضرت رسول (ص) و خلفای راشدین و امام حسن و امام حسین (ع) را پایین آوردند، تا حالت روحانی این معبد كهن به حال و هوای موزه تبدیل شود؛ ولی هنگامی كه میخواستند لوحهها را برای استفاده در دیگر مساجد استانبول از آنجا بیرون ببرند، به علت بزرگی بیش از حد (همان، III/ ٢٦) از هیچ كدام از درهای ایاصوفیه ممكن نشد. ناچار آنها را روی هم چیده و در گوشهای انبار كردند. مدتی بعد، در ١٩٤٩ م/ ١٣٢٨ش بار دیگر این لوحهها از دیوارهای ایاصوفیه آویخته شد (همان، III/ ٢١-٢٣؛ همو، «كتابشناسی»، ٧٧٨).
شكوه و زیبایی ایاصوفیه پیوسته توجه جهانگردان را به خود جلب كرده است؛ امروزه نیز از مراكز مهم جهانگردی دنیا و از منابع بزرگ درآمد دولت تركیه به شمار میرود.
مآخذ
اولیاچلپی، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ ق؛
بوركهارت، تیتوس، هنر اسلامی، زبان و بیان، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٦٨ش؛
رفعت، احمد، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول، ١٢٩٩ ق؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ ق؛
گیبون، ادوارد، انحطاط و سقوط امپراطوری روم، ترجمۀ فرنگیس شادمان (نمازی)، تهران، ١٣٧١ ش؛
لوكاس، هنری، تاریخ تمدن از كهنترین روزگار تا سدۀ ما، ترجمۀ عبدالحسین آذرنگ، تهران، ١٣٦٦ ش؛
نیز:
Akşit, İ., Istanbul, Istanbul, ١٩٨١;
EI١;
Eyice, S., Ayasofya, Istanbul, ١٩٨٤-١٩٨٦;
id, «Bibliyografya», Belleten, Ankara, ١٩٦٤, vol. XXVIII, no. ١١١;
Gardner, H., Art Through the Ages, New York, ١٩٨٠;
IA;
İstanbul ansiklopedisi, ed. R. E. Koçu, Istanbul;
Janson, H. W., A History of Art, London, Thames and Hudson;
Rice, D. T., Constantinople, Byzantium-Istanbul, London, Elek Books Limited;
Van Loon , H. W., The Arts, New York, ١٩٣٩;
Yucel, E., Ayasofya müzesi, Istanbul, ١٩٨٦.
-جلال خسروشاهی