دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٩ - حلب، ارگ
حلب، ارگ
نویسنده (ها) :
یدالله غلامی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَلَبْ، اَرْگ، شاخصترین استحکامات نظامی در دنیای اسلام، واقع در شهر حلب شام. اگرچه منظر عمومی این ارگ متعلق به دورۀ اسلامی است، اما پیشینۀ آن به هزارۀ ٣ قم بازمیگردد.
سدهها پیش از شکلگیری ارگ واقع بر تپۀ مشرف بر حلب، اقوام و تمدنهای باستانی، ازجمله رومیان از این مکان بهره میبردند. در ١٦ ق/ ٦٣٧ م، مسلمانان آن را فتح کردند، و از سدۀ ٦ ق/ ١٢ م به بعد، سلسلههایی مهم مانند ایوبیان بر حلب حاکم شدند و بهتدریج کهندژ (ارگ) آن را ساختند؛ بهویژه ملک ظاهر ایوبی در ساخت آن بسیار تلاش کرد. پس از خرابی ناشی از حملۀ مغولها و اعقابشان در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م، ممالیک بخشهایی از آن را مرمت کردند.
ارگ حلب بر تپهای طبیعی و باستانی قرار دارد. این تپه، محلی طبیعی برای دیدهبانی حکومت عموریها در سدۀ ١٦ قم، پیش از فتح آن به دست حتیان، بوده است (نک : یاقوت، ٢/ ٢٨٥؛ صواف، ٢٨١؛ برنز، ٣٢).
کهنترین آثار بهدستآمده از آنجا مربوط به خدایانی مانند تیشوب، شَمَش، عشتر، زئوس و جز آنها، و نیز نقش دو شیر بر سنگ بازالت است. بنا بر مدارک بهدستآمده از کاوش باستانشناسان، گروهی از حتیان در آنجا معبدی ساختند (صواف، برنز، همانجاها؛ جحا، ١٠١؛ گونلا، «معماری ... »، ١٧٥)؛ و بنا بر متون دورۀ اسلامی، سلوکوس اول (سل ٣١٢-٢٨٠ قم)، قلعهای بر صخرۀ حلب ساخته است (نک : ابنشداد، محمد، ١(١)/ ٢٣؛ گوتشمید، ٥٠، ٥٥، ٥٧ بب ؛ گونلا، «آشنایی ... »، ١٠٥).
در ٦٥ قم، رومیان حلب را فتح کردند. با اینکه در ارگ حلب بقایایی از دوران روم باستان موجود است، اما دربارۀ استفادۀ بسیار رومیان از بنای نظامی تپه، مدارکی اندک در دست است (نک : اسماعیل، ٣٠٥؛ برنز، همانجا). در حملۀ خسرو ساسانی در ٥٤٠ م، شهر حلب و استحکامات آن ویران شد (نک : ابنشحنه، ٣٨- ٣٩؛ گونلا، «معماری»، ١٧٤؛ طلس، ٣٥). بخش باستانی قلعه تقریباً در کانون، و بخش بیزانسی آن در جنوب بخش باستانی قلعه واقع شدهاند (گونلا، «آشنایی»، طرح ٩٣).
در فترتهای میان تاریخهایی که اسناد به دست میدهند، ممکن است در ارگ تغییراتی ایجاد شده باشد (نک : اسماعیل، همانجا؛ قس: جحا، ١١٣-١١٤). تپۀ ارگ در هنگام استیلای مسلمانان بر حلب بیزانسی، در ضلع شرقی شهر قرار داشته است. تقریباً همۀ آنچه اکنون وجود دارد، از دورۀ اسلامی است (غزی، ٢/ ١٦؛ جحا، ٩٩، ١٢٦؛ صواف، ٢٨٢). براساس نوشتۀ محمد ابنشداد (د ٦٨٤ ق/ ١٢٨٥ م)، در ارگ از زمان امویان و عباسیان آثاری وجود داشته است؛ در حملۀ نیکفوروس دوم بیزانسی در ٣٥١ ق/ ٩٦٢ م، ارگ فـاقد دیوارهـایی بوده است که بتواند کاملاً مدافع آن باشد (نک : همانجا؛ نیز اسماعیل، همانجا).
سیفالدولۀ حمدانی (حک ٣٣٣-٣٥٦ ق/ ٩٤٤-٩٦٧ م) کوشید این ارگ را به صورت قلعهای مستحکم درآورد؛ به طوری که در دوران حمدانیان (حک ٢٩٢-٣٩٤ ق/ ٩٠٥-١٠٠٤ م) و مِرداسیان (حک ٤١٤-٤٧٢ ق/ ١٠٢٣- ١٠٧٩ م) کانون حکومت بود (نک : الیواقیت ... ، ١٢٥؛ ابنجبیر، ٢٢٥-٢٢٦؛ اتینگهاوزن، ٣١٠) و سعدالدولۀ حمدانی نیز آن را تکمیل کرد. به مصداق این موضوع تاریخی که پس از هر تصرف معمولاً نیایشگاه مغلوبان به نیایشگاه پیروزمندان تبدیل میشده است، آوردهاند که مرداسیان کلیساهای ارگ را بدل به مسجد کردند (ابنشداد، محمد، ١(١)/ ٢٤؛ گونلا، «معماری»، ١٧٦). احتمالاً به دستور محمود مرداسی خندقی پیرامون ارگ حفر شد (نک : ابنعدیم، ١/ ١٤٩-١٥٠، ١٦٠-١٦٣، ٢٠١-٢٠٣، ٢٠٥، جم ، نیز ٢/ ٤٠٥).
جنگجویان صلیبی همواره درصدد تصرف ارگ برمیآمدند و در سراسر سدههای ٤-٧ ق/ ١٠-١٣ م، چند بار میان حکومتهای مسلمان و مسیحی رد و بدل شد (نک : الیواقیت، ١٢٧، ١٣١، ١٤٦، ١٤٨؛ گونلا، همان، ١٧٥). این ارگ پس از نیمۀ سدۀ ٦ ق/ ١٢ م، به عنوان یکی از پایگاههای جنگهای صلیبی، بیشتر اهمیت یافت (نک : ابنشداد، یوسف، ١١٥، ١١٨، ١٣٠، ١٣٥؛ حموی، ١٨٦- ١٨٨، ١٩١، ٣٠٤-٣٠٥).
بنابر متون تاریخی و دادههای باستانشناختی، در دورههای سلاجقه، آل زنگی، ایوبیان و ممالیک بخشهایی بدان افزودهاند (نک : دنبالۀ مقاله).
گرچه این ارگ اغلب تختنشین بوده، اما بقایای اقامتگاههای حاکمان مسلمان در آن، از دورههای پیش از آن بیشتر بازمانده است (نک : ابوشامه، ١(٢)/ ٥٩٥؛ شعث، حلب ... ، ٣٨؛ صواف، همانجا). در سدۀ ٦ ق شهر وارد دورهای از صلح شد و ارگ نیز رو به آبادی نهاد. اتابکان زنگی پس از آنکه شهر را از خطر صلیبیها رهانیدند، برج و باروی دژ را بازسازی کردند (نک : ابن فضلالله، ٣/ ٢٧١؛ «قلعه ... »، npn.؛ ابنشداد، محمد، همانجا). حصار ستبر آن ــ که در سدههای ٦-١٠ ق/ ١٢-١٦ م بنا گردیده ــ تا حال بر پا مانده است. در ٥٥٢ ق/ ١١٥٧ م، در اثر زمینلرزهای که رخ داد، ارگ و برجهایش آسیب دیدند (بهنسی، ٢٨٥؛ ابن قاضی شهبه، ٢٤٧). پس از زمینلرزه، به دستور نورالدین زنگی، بخشهایی بر آن افزودند؛ ازجمله، مسجد کوچک ارگ یا احتمالاً همان مسجد معروف آن (٥٦٣ ق/ ١١٦٧ م)، و بوستانی که به نام «میدان اخضر» شناخته شده است (نک : ابنشحنه، ٤٠؛ «دانشنامه ... »، I/ ٤٦؛ ابنشداد، محمد، همانجا؛ شعث، قلعة ... ، ٢٩-٣١).
حلب بار دیگر به دست صلیبیها افتاد، اما صلاحالدین ایوبی در ٥٧٩ ق/ ١١٨٣ م بر آنها چیره شد و بر حلب دست یافت و به ارگ ــ که مرکز حکومت شهر و محل نگهداری برخی اموال بود ــ نقل مکان کرد. سیف الدین نیز در آنجا برج و خانه ساخت (ابنواصل، ٢/ ١٧٩ بب ؛ ابنشداد، محمد، نیز ابنشحنه، همانجاها). صالح ایوبی مجموعۀ ورودی صعبالعبور آن را تجدید بنا کرد؛ کوشکی که بقایای آن در جنوب غربی حمام ارگ باقی مانده، از آثار دورۀ ایوبی است (نک : دنبالۀ مقاله؛ ابنشداد، محمد، نیز ابنشحنه، همانجاها؛ شعث، همان، ٣٠؛ «دانشنامه»، همانجا).
بنابر کتیبههای موجود در این ارگ، در زمان ظاهر غازی ایوبی (حک ٥٨٢-٦١٣ ق/ ١١٨٦-١٢١٦ م)، برای پیشگیری از دست یافتن صلیبیها به آن، ارگ استحکامبخشی شد و بخشهایی ازجمله سردر، پل، برجها، آبانبارها، انبارهای غله، مسجد و منارهای بلند بدان افزوده شد. در طی این دوره، ارگ استحکام بسیار یافت؛ بناها و مجموعه به شکلی درآمد که وضعیت امروز، میراث آن است (نک : یاقوت، ٢/ ٢٨٥-٢٨٦؛ طلس، ٣٥، ٣٨؛ گونلا، «معماری»، ١٧٧؛ «قلعه»، npn.؛ ابنشداد، محمد، ١(١)/ ٢٤؛ «دانشنامه»، همانجا؛ ابنشحنه، ٣٩؛ اتینگهاوزن، ٣١٠؛ طباخ، ٣/ ٥٢٦).
ملک ظاهر برای سربازان و کارکنان ارگ آسایشگاهی احداث کرد و برای خود نیز کوشکی در جهت جنوب غربی مقام ابراهیم (ع) ساخت (ابنشداد، محمد، ١(١)/ ٢٥؛ «قلعه»، npn.؛ قس: «دانشنامه»، همانجا) و در ٦٣٠ ق/ ١٢٣٣ م، به امر عزیز ایوبی (حک ٦١٣-٦٣٤ ق/ ١٢١٦-١٢٣٧ م) برای اقامت او نوسازی شد. این کوشک دارای تالار پذیرایی، باغچه، حوض هشتضلعی، صحن درونی، ایوان مقرنسکاری و جز آن بوده، و پس از این دوره نیز تعمیر شده، و نسبتاً سالم مانده است. در ٦١٠ ق/ ١٢١٣ م خندق پیرامون ارگ توسعه یافت (نک : هیلنبراند، ٤١٩؛ «دانشنامه»، همانجا؛ ابنشداد، محمد، ١(١)/ ٢٤-٢٥؛ شعث، «الحیاة ... »، ٢٨٤؛ برای مطالعۀ توضیحی دقیق و مختصر دربارۀ کوشک ظاهر، نک : گونلا، «آشنایی»، ١٢٦-١٢٨, ٢٢١). در سمت شرقی قلعه نیز دروازهای احداث شد که جز در زمانِ آمدن ملک ظاهر به دارالعدل گشوده نمیشد (ابنشداد، محمد، همانجا؛ ابنشحنه، ٤١).
در ٦٥٨ ق/ ١٢٦٠ م بر اثر حملۀ مغولها، بخشهایی از دیوار شهر و دیوار ارگ آسیب دید (عینی، ١/ ٢٣٨). چند سال پس از آن، محمد ابنشداد از یک دیر، و آبانباری دارای پلکان، طاق و ستون یاد کرده، و آن را عمیق و بزرگ وصف نموده است (١(١)/ ٢٣؛ قس: مشکور، ١٠٤). دربارۀ حملۀ تیمور به حلب، ابنعربشاه که خود نیز درون قلعه اقامت داشته، از غارت ارگ یاد کرده است (نک : ص ٢١٦-٢١٧، ٢٢٦).
در زمان مملوکان (دهۀ ٦٩٠ ق) تعمیراتی در ارگ به انجام رسید (طباخ، ٣/ ٥٢٨؛ برای آگاهی از نمونۀ وقایع قلعه در دورۀ ممالیک، نک : ابنطولون، ١/ ٢٤، ٢٨٤). به امر ناصر مملوکی (د ٨٠٨ ق/ ١٤٠٥ م) در ارگ نوسازیهایی صورت گرفت، که احتمالاً تزیینات معرق سنگ در قلعه، متعلق به این زمان است (نک : «قلعه»، npn.؛ جحا، تصویرهای ٩، ٢٠؛ موتساتی، ١٤٨). در زمان قانصوه غوری (سل ٩٠٦-٩٢٢ ق/ ١٥٠٠-١٥١٦ م) سقف مسطح کوشک تبدیل به طاق نُهگنبدی شد. در سدۀ ١٣ ق/ ١٩ م زمینلرزهای دیگر به ارگ آسیب فراوان رساند، و لاجرم چندی بعد بازسازی شد. آنچه پس از این زمان در مجموعۀ ارگ انجام شد، اهمیت زمانهای پیشین را نداشت (نک : «قلعه»، npn.؛ شعث، قلعة، ٢٥؛ طباخ، همانجا). آخرین بازسازی حصارهای بیرونی قلعه از دورۀ ممالیک بازمانده است (گونلا، همان، طرح ٩٣).
کتیبههای دژ حلب که در جاهای گوناگونی ازجمله دروازه، پل، برج، مقام خضر و جز اینها برجای مانده، اغلب سنگی، و حاوی تـاریخ ارگ است (نک : طلس، ٣٨-٤٢؛ جحا، ١١٤ بب ؛ زوبرنهایم، ١٦٣ ff.، نیز تصویرها)؛ برای نمونه، متن کتیبهای که بر فراز دروازۀ اول قرار دارد، عبارت است از: «امر بعمارة مولانا الملک الظاهر غازی بن یوسف سنة ثمان و ستمائه» (طلس، ٣٨). در برج ورودی فوقانی کتبیههایی دال بر بازسازی برج در سدۀ ١٠ ق/ ١٦ م وجود دارد. کتیبههای تاریخدار آن میان سالهای ٤٦٥-١٢٩٠ ق/ ١٠٧٣-١٨٧٣ م ساخته شدهاند، و بعضی از کتیبهها از جایی برداشته، و در جای دیگری نصب شدهاند. چنانکه اشاره شد، نقشهای برجستهای نیز در این مجموعه وجود دارد (نک : مشکور، ١٠٣؛ طلس، ٣٩؛ صواف، ٢٨٢-٢٨٤؛ جحا، ١٣٩، نیز تصویرها).

وضع کنونی
قطر تپۀ ارگ در پایه حدود ٥٢٥×٣٥٠، و در بالا حدود ٣٧٥×٢٣٧ متر است. این تل از کف خندق حدود ٦ متر، و از سطح خیابان پیرامون خندق، حدود ٤٠ متر ارتفاع دارد. خندق پیرامون ارگ به پهنای ٢٠ تا ٢٦ متر است (نک : مشکور، همانجا؛ «دانشنامه»، II/ ٥١٩؛ جحا، ١٢٧؛ بهنسی، ٢٨٥). بخشی از تپه طبیعی، و بخشی از آن مصنوعی است. مساحت ارگ ٨٧٥‘١٣٩ مـ٢ (صواف، ٢٨١؛ شعث، حلب، ٣٩)، و بیضیشکل است. ترکیب بازمانده از تاریخ طولانی آن ترکیبی پیچیده (نک : ابنجبیر، ٢٢٥؛ جحا، همانجا؛ «قلعه»، npn.)، و پی بردن به تاریخ دگرگونی آن، نیازمند کاوش منظم علمی است.
بلندی دیوارهای قلعه تقریباً ١٣ متر است و در طول دیوار برجهایی ساخته شده است. ورودی اصلی به صورت دو برج چشمگیر، در طرفین پلی شیبدار و پلهدار واقع شده است (بهنسی، ٢٨٥، ٢٨٧؛ ابنجبیر، همانجا؛ اسماعیل، ٣٠٣-٣٠٤). این پل بر یک رشته طاق مرتفع و بر فراز خندق قرار دارد. مدخل دژ نیز درهای آهنی دارد («قلعه»، npn.؛ بهنسی، همانجا؛ طباخ، ٣/ ٥٠٤؛ اسماعیل، همانجا). در برجها جاهایی برای تدارکات جنگ، ازجمله روزنههایی برای تیراندازی، همچنین بالکن، راهرو و محلهایی برای نگهداری خوراک و سلاح تعبیه شده است (نک : شعث، «الحیاة»، ٢٨٥؛ «قلعه»، npn.؛ بهنسی، ٢٨٥). برج خارجی سنگرهایی دارد که از آنها آتش یا روغن داغ بر سر مهاجمان میریختند یا به آنها تیراندازی میکردند. طول و عرض و ارتفاع برج سترگ فوقانی به نام «قاعة العرش»، حدود ٥/ ٣٣× ١٨×٢٠ متر بوده، و احتمالاً در زمان ممالیک بازسازی شده است (اسماعیل، همانجا؛ شعث، حلب، «الحیاة»، همانجاها). معبر درون قاعة العرش طرحی هزارتو دارد که با وجود سادگی، میتوانسته پیشروی دشمن را پس از ورود احتمالی به قدر بسنده آهسته کند (گونلا، «آشنایی»، طرح ٩٥). گذرگاه اصلی درون قلعه از این برج آغاز، و به مقام ابراهیم (ع) ختم میشود (نک : ادامۀ مقاله؛ اسماعیل، شعث، همانجاها؛ گرابار، ٦٨-٦٩, ٧٨؛ مشکور، ١٠٣-١٠٤). در گذرگاه یادشده، تالاری با تاریخ نامعلوم بهنام «تالار ایران» وجود دارد (گونلا، همان، ١٢١). سطح تپه که شیبی حدود °٤٥ دارد، به دستور ظاهر، با سنگ آهکتراش پوشیده شده، و هیئت حاصل بر شکوه قلعه افزوده است (نک : صواف، همانجا؛ شعث، همان، ٢٨٤؛ «دانشنامه»، همانجا). در شمال و جنوب دامنه نیز دو برج حفاظتی وجود دارد (گونلا، «معماری»، ١٧٧؛ «قلعه»، npn.).
مقام ابراهیم (ع)، کهنترین بنای شناختهشدۀ دورۀ اسلامی در ارگ است که بر جای یک کلیسای رومی قرار گرفته، و کلیسا نیز به نوبۀ خود، بر جای معبدی باستانی بوده است (نک : یاقوت، ٢/ ٢٨٢، ٢٨٣، ٢٨٤؛ صواف، ٢٨٢؛ «دانشنامه»، I/ ٤٦). بنای مقام ابراهیم (ع) که به زمان زنگیان منسوب شده، دارای یک ورودی است و در صحن آن ٣ حوض به چشم میخورد؛ همچنین محوطه دارای چاهی است. بر نمای بیرون شبستان آن نیز کتیبهای نصب شده است (طباخ، ٣/ ٥٠٦؛ شعث، قلعة، ٣٠-٣١). شبستان بنا دارای تزییناتی از مرمر و چوب بوده و محراب چوبی منبت آن نیز در حدود سال ٥٦٣ ق/ ١١٦٨ م به دست هنرمندی به نام معلیبن سلام ساخته شده بود که همراه بیشتر تزیینات چوبی دیگر بنا از میان رفته است (نک : «دانشنامه»، I/ ٤٦, III/ ٤٢٣).
مسجد جامع و منارۀ مشهورش در جنب بنا، در حدود سال ٦١١ ق/ ١٢١٤ م، به دستور ظاهر ساخته شده است (طلس، ٣٨؛ «دانشنامه»، I/ ٤٦؛ مشکور، ١٠٤؛ دربارۀ سوق دژ و کاویدههای مربوط به دورۀ ظاهر، نک : گونلا، «آشنایی»، طرحهای ٨٦, ٩٣).
در سالهای ١٣٠٠ و ١٣٥٠ ق/ ١٨٨٣ و ١٩٣١ م، ارگ و خندق آن کاوش باستانشناختی شد، و در آن مرمتهایی نیز به انجام رسید (رفاعی، ٣٠؛ طلس، همانجا). بخشهایی از آن، ازجمله مسجد و بهویژه بنای قاعةالعرش بازسازی شدند. این مجموعه همچنان نیازمند پژوهش، به خصوص برای شناسایی بیشتر آثار پیش از سدۀ ٨ ق/ ١٤ م است (نک : طلس، ٣٦- ٣٨؛ شعث، حلب، ٣٩)، بافت شهری پیرامون قلعه نیاز به اصلاح متناسب با موقعیت این اثر تاریخی دارد. در ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٨ م، دربارۀ تعمیر مجموعه، تصمیمی مجدانه اتخاذ شد (نک : طلس، ٣٦؛ جحا، ١٢١-١٢٢؛ دربارۀ حفاظت از قلعه، نک : بتل، سراسر مقاله). با این حال، هنگام بازسازی، کاوش علمی، در سایۀ نوسازی برای جلب سیاح قرار گرفت. برای نمونه، با استفاده از امکاناتی که به کاوش اختصاص داشت، یک آمفیتئاتر به سبک کهن ساخته شد. همچنین تختگاه مملوکی به سبک سنتی نوسازی شد. در ١٤٢١ ق/ ٢٠٠٠ م، بنیاد آقا خان طرحی جامع برای بازسازی قلعه شامل اصلاح سازهها و بازنهادن سنگهای از میان رفته، ارائه کرد (رفاعی، نیز «دانشنامه»، همانجاها؛ گونلا، همان، ١٣٧-١٣٨؛ «قلعه»، npn.؛ دربارۀ جلب سیاحان، نک : گنگلر، سراسر مقاله).
سازمان یونسکو محوطۀ ارگ حلب را در ١٩٨٦ م، در شمار میراث جهانی به ثبت رسانید («قلعه»، npn.).
در پایان، افزون بر مآخذی که در متن مقاله آمده است، ٣ منبع دیگر نیز برای مطالعۀ بیشتر ذکر میشود:
Lohrer, K. and A. Gangler, «Implementing New Visitor Facilities at Aleppo Citadel», Syria, Medieval Between East and West, ed. S. Bianca, Turin, ٢٠٠٧;
Muller-Wiener, W., Castles of the Crusaders, London, ١٩٦٦;
Rabbat, N., Mamluk History through Architecture, London/ New York, ٢٠١٠.
مآخذ
ابنجبیر، محمد، رحلة، بیروت، ١٤٠٠ ق؛
ابنشحنه، محمد، الدر المنتخب، به کوشش محمد درویش، دمشق، ١٤٠٤ ق؛
ابنشداد، محمد، الاعلاق الخطیرة، به کوشش د. سوردل، دمشق، ١٩٥٣ م؛
ابن شداد، یوسف، النوادر السلطانیة، به کوشش احمد ایبش، دمشق، ٢٠٠٥ م؛
ابنطولون، محمد، مفاکهة الخلان فی حوادث الزمان، به کوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٣٨١ ق/ ١٩٦٢ م؛
ابنعدیم، عمر، زبدة الحلب من تاریخ حلب، بهکوشش سامی دهان، دمشق، ١٣٧٠ ق؛
ابنعربشاه، احمد، عجائب المقدور، به کوشش احمد فائز حمصی، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن فضلالله عمری، احمد، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، چ تصویری، به کوشش فؤاد سزگین و دیگران، فرانکفورت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابن قاضی شهبه، محمد، الکواکب الدریة فی السیرة النوریة، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤١٦ ق/ ١٩٩٥ م؛
ابنواصل، محمد، مفرج الکروب، به کوشش جمال الدین شیال، تهران، ١٣٨٣ ش؛
ابوشامه، عبدالرحمان، کتاب الروضتین، به کوشش محمد حلمی احمد و محمد مصطفى زیاده، قاهره، ١٩٦٢ م؛
اسماعیل، احمد علی، تاریخ السلاجقة فی بلاد الشام، دمشق، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
بهنسی، عنیف، الفن الاسلامی، دمشق، ١٩٨٦ م؛
جحا، فرید، «قلعة حلب»، عادیات حلب، حلب، ١٩٧٦ م، ج ٢؛
حموی، محمد، التاریخ المنصوری، چ تصویری، به کوشش پ. گریازنویچ، مسکو، ١٩٦٣ م؛
رفاعی، محمود، حلب، بین التاریخ و الهندسة، حلب، ١٤١٧ ق/ ١٩٩٦ م؛
شعث، شوقی، حلب، تاریخها و معالمها التاریخیة، حلب، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
همو، «الحیاة العسکریة فی مملکة حلب»، عادیات حلب، حلب، ١٩٩٨ م، ج ٨ و ٩؛
همو، قلعة حلب، دمشق، ١٩٨٦ ق؛
صواف، صبحی، «الکتابات العربیة فی قلعة حلب»، عادیات حلب، حلب، ١٩٧٥ م، ج ١؛
طباخ حلبی، محمد راغب، اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٣ ق/ ١٩٢٥ م؛
طلس، محمد اسعد، الآثار الاسلامیة و التاریخیة فی حلب، دمشق، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
عینی، محمود، عقد الجمان، به کوشش محمد محمد امین، قاهره، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
غزی، کامل، نهر الذهب، بهکوشش شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب، ١٤١٢ ق؛
گوتشمید، آلفرد فون، تاریخ ایران و ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٥٦ ش؛
مشکور، محمدجواد، «زندگی و فلسفۀ شیخ اشراق و کشته شدن او در قلعۀ حلب و آرامگاه وی در آن شهر»، نشریۀ انجمن آثار ملی، ١٣٥٥ ش، شم ١؛
یاقوت، معجمالبلدان، بیروت، ١٣٩٩ ق؛
الیواقیت و الضرب فی تاریخ حلب، منسوب به ابوالفدا، به کوشش محمد کمال و فالح بکور، حلب، ١٤١٠ ق/ ١٩٨٩ م؛
نیز:
«Aleppo Citadel», Archnet, http:/ / archnet.org/ library/ sites (Dec. ٧, ٢٠١١);
Battle, S. and T. Steel, «The Conservation Works on the Three Citadels», Syria, Medieval Citadels Between East and West, ed. S. Bianca, Turin, ٢٠٠٧;
Burns, R., Monuments of Syria: An Historical Guide, London/ New York, ١٩٩٥;
Ettinghausen, R. and O. Grabar, The Art and Architecture of Islam: ٦٥٠-١٢٥٠, Harmondsworth, ١٩٨٧;
Gangler, A. and J. Esefeld, «Designing Public Open Spaces Around Aleppo Citadel», Syria, Medieval Citadels Between East and West;
ed. S. Bianca, Turin, ٢٠٠٧;
Gonnella, J., «Architecture: Aleppo», Islam, Art and Architecture, eds. M. Hattstein and P. Delius, Cologne, ٢٠٠٠;
id, «Introduction to the Citadel of Aleppo», Syria, Medieval Citadels Between East and West, ed. S. Bianca, Turin, ٢٠٠٧;
Grabar, O., «The Architecture of Power: Palaces, Citadels and Fortifications», Architecture of the Islamic World, ed. G. Michell, London, ٢٠٠٩;
The Grove Encyclopedia of Islamic Art and Architecture, eds. J. M. Bloom and Sh. S. Blair, Oxford, ٢٠٠٩;
Grube, E. J., The World of Islam, London, ١٩٦٦;
Hillenbrand, R., Islamic Architecture, Edinburgh, ١٩٩٤;
Mozzati, L., Islamic Art, Munich, ٢٠١٠;
Sobernheim, M., «Die Arabischen Inschriften von Aleppo», Der Islam, ed. C. H. Becker, Berlin/ Leipzig, ١٩٢٦, vol. XV.
یدالله غلامی