دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤ - ابن بواب
ابن بواب
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بَوّاب، ابوالحسن علی بن هلال (د ٤١٣ ق/ ١٠٢٢ م)، خوشنويس و مُذَهَّب معروف، منابع متأخر لقب علاءالدين را هم به نام او افزودهاند (GAL, S, I/ ٤٣٤؛ هوار، ٨٠). زادروز و زادگاهش را نمیدانيم، ولی معلوم است كه بيشتر زندگی را در بغداد گذرانيده است. پدرش هلال، دربانِ آل بويه (ابنتغری بردی، ٤/ ٢٥٧) بود و به همين سبب علی بن هلال به ابنبواب و يا ابنستری معروف شد (ابنخلكان، ٣/ ٣٤٢). حتی در آن روزگار كه در اوج شهرت بود و بزرگان او را استاد خطاب میكردند، دربانی پدر را به رخش میكشيدند (ابنجوزی، ٨/ ١٠)، چنانكه شاعران نيز به اين موضوع اشاره كردهاند (ياقوت، ١٥/ ١٢٩). استادش در ادب، ابوالفتح عثمان بن جنی (ه د، ابنجنی) بود و ابوعُبیدالله مرزبانی (ابن دمياطی، ٢٠٣) و ابوالحسين محمد بن سمعون واعظ را نيز از استادان او ياد كردهاند (ابنجوزی، همانجا؛ ابنكثير، ١٢/ ١٤). ابن بواب خوشنويسی را از محمد بن اسد (ابنخلكان، ٣/ ٣٤٢-٣٤٣) و محمد بن سمسانی آموخت و آنان اين هنر را از ابنمقله (ه م) فراگرفته بودند (قلقشندی، ٢/ ١٣). قاضی احمد منشی قمی مینويسد (صص ١٧- ١٨) كه دختر ابنمقله به علی ابنهلال تعليم خوشنويسی داد. ابنبواب پيش از آنكه خوشنويس شود، به نقاشی و نگارگریِ خانهها اشتغال داشت، سپس به تذهيب كتب پرداخت و سرانجام به كتابت روی آورد (ذهبی، سير، ١٧/ ٣١٦). در خوشنويسی به چنان پايهای رسيد كه يگانۀ روزگار خويش گرديد، به گونهای كه نوشتهاند: از متقدمين و متأخرين كسی را نمیتوان يافت كه چون او يا نزديك به خط او بنويسد (ابنخلكان، ٣/ ٣٤٢). ذهبی ( العبر، ٢/ ٢٢٤) اورا صاحب خط منسوب (خطی كه هر يك از حروف آن از لحاظ وضع و اندازه با حرف الف متناسب است) خوانده، اما ابنخلكان (همانجا) وضع اين خط را به ابنمقله نسبت داده و نوشته است كه ابنبواب به تهذيب و تنقيح اين شيوه پرداخت و به آن زيبايی و جلوه بخشيد. رايس (صص ٧٧-٧٨) میگويد كه تناسب هندسی حروف خط منسوب را ابنمقله به وجود آورد، اما ابنبواب كه خود پيش از خوشنويس شدن با هنر تذهيب و نگارگری آشنا بود، با بينشی هنرمندانه به اين تناسب زيبايی هنری بخشيد. هندوشاه (ص ٢٠٨) آورده است كه ابنطقطقی از كتابی ياد میكند كه ابتدا میپنداشته به خط ابنمقله است، اما نظر ياقوت مستعصمی را دربارۀ آن جويا میشود، ياقوت با ديدن نسخه و تأمل در آن در میيابد كه به خط ابنبواب است و میگويد كه وی آن را به شيوۀ ابنمقله نوشته است و میافزايد كه چون ابن بواب پس از كوشش بسيار نتوانسته همچون ابنمقله بنويسد، طريق خويش را اختراع كرده است. اين سخن تقريباً به رأی ابنخلكان (٣/ ٣٤٢) و قلقشندی (٣/ ١٣) شباهت دارد. در يك نسخۀ خطی مربوط به سدۀ ٩ ق/ ١٥ م به نام رسالة فی علم الكتابة كه مؤلف آن ناشناخته است و در برلن نگهداری میشود (آلوارت، I/ ٧)، مطالبی راجع به ابنبواب آمده كه رايس آنها را نقل كرده است. مؤلف اين رساله مینويسد كه ابنبواب دريافت كه بيش از او خطاطان در اصلاح خط كوفی كوشيدهاند و نيز بنومقله (ابنمقلۀ وزير و برادرش) در بهتر ساختن توقيع و نسخ كوشش كرده، اما در رسانيدن آن خطوط به درجۀ كمال توفيق نيافتهاند. از اين رو خود به تكميل كار آنان پرداخت. همچنين ابن بواب دريافت كه استادش ابناسد اشعار را به خط نسخ شبيه به محقق مینويسد. او اين خط را نيز به درجۀ كمال رسانيد (رايس، ٧٨-٧٩). از ديگر خطوطی كه ابنبواب در اتقان و تحسين آنها كوشيد، خطوط نرگس، ريحان، لؤلؤی، مُرصّع، وشی و چند نوع ديگر را نام بردهاند (جبوری، ١٦٥).

ابنبواب در خوشنويسی به چنان پايگاهی دست يافت كه به خط خوش او مثل میزدند. ياقوت (١٥/ ١٢٨) ابياتی را كه در آنها اشاره به خط زيبای او شده، نقل كرده است كه از آن جمله شعری از ابوالعلاء معری است:
و لٰاحَ هِلالٌ مِثْلٌ نُونٍ اجَادَها / بِماء النُّضارِ الكاتِب ابنُهِلٰالِ
ارزش هنر ابنبواب را در حيات او چنانكه میبايست، نمیدانستند. يكبار نامهای در حدود ٧٠ سطر برای درخواست كمتر از دو دينار به يكی از بزرگان نوشت، در حالی كه همان نامه چندی بعد به ١٧ دينار و بار ديگر به ٢٥ دينار فروخته شد (همو، ١٥/ ١٢١-١٢٢). آثار خوشنويسی ابنبواب ديری نپاييد كه كمياب و گرانبها شد. از محمد بن احمد انصاری معروف به ابن بَرَفْطی (د ٦٢٥ ق/ ١٢٢٨ م) كه خود خوشنويسی معروف بود، ٢٥ قطعه به خط ابن بواب برجای ماند و ياقوت اين موضوع را مهم میداند. اين نشان میدهد كه خط ابنبواب در اوايل سدۀ ٧ ق/ ١٣ م بسيار كمياب بوده است (همو، ١٧/ ٢٧٧-٢٨١).
ابنبواب طبع شعر هم داشت. ياقوت اشعاری از او را نقل كرده است (١٥/ ١٢٥-١٢٧). از آثار منظوم او قصيدۀ رائيه در ادوات خوشنويسی است كه ادبا، بلاغت آن را ستودهاند و برهانالدين ابراهيم جَعبَری (د ٧٣٢ ق/ ١٣٣٢ م) آنرا شرح كرده (حاجی خليفه، ٢/ ١٣٣٩) و ابن خلدون ٢٣ بيت از آن را در مقدمه آورده است (٣/ ١٠٩٢-١٠٩٤). اصل اين قصيده ٢٨ بيت است ( آلوارت، I/ ٥). ابن بواب در انشا نيز مهارت داشت. ياقوت نامهای از او را كه به يكی از رؤسا نوشته بوده نقل كرده است (١٥/ ١٣٠-١٣٢).
هنگامی كه فخرالملك ابوغالب محمد بن خلف وزير از جانب بهاءالدوله ابونصر بن عضدالدوله، والی عراق شد، ابن بواب را در سلك نديمان خويش درآورد (همو، ١٥/ ١٢١). ابن بواب مدتی نيز سرپرست كتابخانۀ بهاءالدوله در شيراز بوده است. در همين كتابخانه بود كه وی ٢٩ جزء قرآن مجيد به خط ابن مقله را ديد و جزء ناقص را چنان با مهارت شبيه خط ابن مقله نوشت كه بهاءالدوله نتوانست آن را تشخيص بدهد. از اين امر به خوبی میتوان دريافت كه ابنبواب در شبيهنويسی و در تذهيب و صحافی بسيار ماهر بوده است (همو، ١٥/ ١٢٢-١٢٣).
ابنبواب در جامع منصور بغداد موعظه میكرد (ابناثير، ٩/ ٣٢٤؛ ذهبی، سير، ١٧/ ٣١٦). وی در تعبير رؤيا نيز مهارت داشت. ذهبی به نقل از ابوعلی بنا داستان جالبی از تعبير رؤيای بدفرجام ابن سهلان وزير به وسيلۀ ابنبواب نقل كرده و افزوده است كه تعبير او به واقعيت پيوست و چندی بعد ابن سهلان به بدترين صورت كشته شد (سير، ١٧/ ٣١٦-٣١٧).
ابوالفضل بن خيرون ابن بواب را از اهل سنت دانسته (همان، ١٧/ ٣١٨)، اما قاضی نورالله شوشتری او را در شمار شيعيان آورده است (٢/ ٤٨٨). اينكه سيد مرتضی در مرگ او مرثيه گفته (ياقوت، ١٥/ ١٣٣-١٣٤؛ ذهبی، همانجا)، میتواند رأی قاضی نورالله را تقويت كند. به هر حال وی را به پارسايی و امانت ستودهاند (ابن كثير، ١٢/ ١٤). تاريخ وفات او را ٤٢٣ ق/ ١٠٣٢ م نيز نوشتهاند (ابن خلكان، ٣/ ٣٤٣) كه بعيد مینمايد، زيرا ياقوت ٤١٣ ق را از محمد بن هلال صابی كه خود در سدۀ ٥ ق/ ١١ م میزيسته نقل كرده است (١٥/ ١٢٢؛ نيز نک : ابنجوزی، ٨/ ١٠). ابنبواب در جوار قبر احمد بن حنبل دفن شد (همانجا).
هر چند كه گفتهاند ابن بواب ٦٤ نسخه از قرآن مجيد كتابت كرده است (رايس، ٧٥-٧٦)، اما يگانه نسخۀ كامل قرآن موجود به خط او در كتابخانۀ چستربيتی نگهداری میشود كه در ٣٩١ ق/ ١٠٠١ م كتابت شده است. رايس نوع خط آن را نسخ نوشته، ولی درست آن است كه بگوييم نسخ آميخته به ريحان يا به عبارت ديگر نسخ ريحانی است. رايس اين نسخه را كه تذهيب آن نيز كار ابنبواب دانسته شده، از هر جهت مورد ارزيابی قرار داده است (صص ٨٤-٩٧). آثار ديگری نيز به ابنبواب منسوب است. از آن جمله دو نسخه از ديوان سلامة بن جَندل شاعر جاهلی است كه اولی در توپكاپی سرايی استانبول و دومی در موزۀ آثار ترك و اسلام نگهداری میشود (همو، ٩٧-٩٨, ١٠٢). همچنين كتابت منتخبی از كتاب الحيوان جاحظ مضبوط در همان موزه و نيز مجموعۀ اشعاری در موزۀ بريتانيا به ابنبواب نسبت دادهاند، ولی رايس با دلايل مفصل، انتساب همۀ اين نسخهها ــ جز قرآن محفوظ در چستربيتی ــ را به ابنبواب رد كرده است (ص ١١٠). نيز از يك نسخۀ قرآن كريم منسوب به ابنبواب اطلاع داريم كه توسط سلطان سليم عثمانی به جامع لالهلی استانبول اهدا شده است (دائرة المعارف الاسلامية)، اما به صحت انتساب آن يقين نداريم. شيوۀ خوشنويسی ابنابواب تا زمانی كه شيوۀ ياقوت مستعصمی معمول گرديد، رواج تمام داشت. ابنكثير مینويسد كه در عصر او ــ سدۀ ٨ ق ــ بيشتر مردم بر شيوۀ ابنبواب بودهاند (١٢/ ١٤). از شاگردان ابنبواب در خوشنويسی محمد بن عبدالملك را ياد كردهاند (قلقشندی، ٣/ ١٤).
برخی از پيروان طريقۀ ابنبواب در خوشنويسی: ١. فاطمه بنت حسن بن علی عطار معروف به بنت اَقْرَعْ (د ٤٨٠ ق/ ١٠٨٧ م) كه پيمان متاركۀ جنگ ميان دولتهای عباسی و روم به خط اوست (ياقوت، ١٦/ ١٧٢؛ ذهبی، سير، ١٨/ ٤٨٠)؛ ٢. ابوطالب مبارك كَرْخی (د ٥٨٥ ق/ ١١٨٩ م) كه گروهی عقيده داشتهاند از ابنبواب بهتر مینوشته است (همان، ١٧/ ٥٦)؛ ٣. ابوعلی حسن بن علی جوينی خوشنويس خط منسوب (د ٥٨٦ ق/ ١١٩٠ م). ياقوت از زبان اهل فن نقل میكند كه پس از ابنبواب كسی خوشتر از او ننوشته است (٩/ ٤٣-٤٤)؛ ٤. فضل بن عمر معروف به ابنرائض (د ٦٠٩ ق/ ١٢١٢ م) (همو، ١٦/ ٢١٥)؛ ٥. ياقوت بن عبدالله رومی موصلی (د ٦١٨ ق/ ١٢٢١ م) (همو، ١٩/ ٣١٢)؛ ٦. كمالالدين عمر بن احمد معروف به ابنعديم مورخ حلبی (د ٦٦٠ ق/ ١٢٦٢ م) كه خط او را به جای خط ابنبواب میفروختهاند (همو، ١٦/ ٥، ٤٥-٤٦).
قابل ذكر است كه رسالهای به تركی در شرح حال و آثار ابن بواب به قلم سهيل انور تأليف شده كه محمد بهجة الاثری و عزيز سامی آن را به عربی ترجمه كردهاند و با عنوان الخطاط البغدادی علی بن هلال در بغداد (١٣٧١ ق/ ١٩٥٨ م) از سوی مؤسسۀ المجمع العلمی العراقی چاپ شده است. اين رساله دارای اشتباهات زيادی است كه در تعليقات بهجة الاثری به آنها اشاره شده است.
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
ابنتغری بردی، النجوم؛
ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٩ ق/ ١٩٤٠ م؛
ابنخلدون، مقدمه، به كوشش علی عبدالواحد وافی، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
ابنخلكان، وفيات؛
ابندمياطی، احمد بن ایبک، المستفاد من ذيل تاريخ بغداد ابن نجار، به كوشش قيصر ابوفرح، بيروت، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
ابنكثير، البداية؛
جبوری، تركی عطيه عبود، الخط العربی الاسلامی، به كوشش علی خاقانی، بغداد، ١٣٩٥ ق/ ١٩٧٥ م؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
دائرة المعارف الاسلامية؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط و محمد نعيم العرقسوسی، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣م؛
همو، العبر، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
شوشتری، نورالله بن شریفالدین، مجالس المؤمنين، تهران، ١٣٦٥ ش؛
قاضی احمد قمی، احمد بن حسین، گلستان هنر، به كوشش احمد سهيلی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
قلقشندی، احمد بن علی، صبح الاعشی، قاهره، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣١٣ ش؛
ياقوت ادبا؛
نيز:
Ahlwardt;
GAL, S;
Huart, Cl., Les calligraphes et les minianristes de L’orient musulman, Paris, ١٩٠٨;
Rice, D. S., The Unique Ibn Al-Bawwab Manuscript, Dublin, ١٩٥٥.
محمدآصف فكرت