دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٨ - الحاکم، مسجد
الحاکم، مسجد
نویسنده (ها) :
یدالله غلامی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَلْحاکِم، مَسْجِد، بنایی در قاهره بازمانده از دورۀ فاطمیان، که به نامهای «جامعانور» و «جامع خطبه» نیز شناخته است.
این بنا با ویژگیهایی کمپیشینه که بر معماری پس از دوران خود تأثیر داشته، یکی از قدیمیترین مسجدهای مصر است. پس از جامعالازهر، مسجد الحاکم دومین جامعی است که فاطمیان در قاهره بنا کردند. ساختمان این بنا به دستور العزیزباللٰه، خلیفۀ فاطمی در ٣٨٠ق / ٩٩٠م، در خارج از دیـوار شمالی شهر آغاز شد (نک : مقریزی، الخطط، ٢ / ٢٧٧؛ قلقشندی، ٣ / ٣٦٠؛ سیوطی، ٢ / ٢٥٣؛ مساجد ... ، ١ / ٢٢؛ رزق، ١ / ٢٠٠؛ القاهرة ... ، تصویرهای ٩١، ١٠٠) و پس از او در ٣٩٢ق / ١٠٠٢م به دستور پسرش، الحاکم بامرالله ادامه یافت. وی تکمیل بنا را برعهدۀ وزیرش یعقوب بن کلس نهاد. از آن پس تا دهها سال نماز، سخنرانی و سیاستگذاری خلفا و سلاطین در آنجا برگزار میشد، و یکی از ٤ مسجدی بود که نمازجمعۀ شهر قاهره در آن خوانده میشد (نک : مقریزی، همان، ٢ / ٢٧٧- ٢٧٨، ٢٨٠-٢٨٢؛ سیوطی، رزق، همانجاها؛ ناصرخسرو، ٥٧). در ٤٨٠ق / ١٠٨٧م با گسترش شهر قاهره دیوار دیگری برای شهر احداث شد؛ در نتیجه مسجد الحاکم در درون این دیوار جای گرفت، و دروازههای معروف به بابالفتوح و بابالنصر در طرفین آن برپـا شدند (نک : القاهرة، تصویرهای ٩١، ١٠٠، ١٠١؛ مبارک، ٤ / ١٦٧؛ مساجد، قلقشندی، همانجاها).
مسجد الحاکم پس از دورۀ فاطمی چندبار بازسازی شد؛ ازجمله در ٧٠٣ق / ١٣٠٤م، بیبرس دوم مملوکـی منـارههای آن را ــ که قبههایش بر اثـر زلزلۀ شدید سال قبـل فرو ریخته بـود ــ بـاز سـاخت (نک : مقـریزی، السلـوک، ٢ / ٢٧٩؛ رزق، ١ / ٢٠١-٢٠٢؛ مبارک، ٤ / ١٦٨؛ حسن، ٦٤؛ قس: کرسول، I / ٩٤). در این زلزله بخشهایی از دیوارها و سقفها نیز ویران شده بود. وی موقوفاتی نیز برای آن تعیین کرد. برخی گزارشها حاکی است که مسجد در اوایل سدۀ ٩ق / ١٥م ویرانه و غیرقابل نمازگزاری بود. پس از آن نیز تا پیش از تأسیس تشکیلات رسمی آثار تاریخی در سدۀ ١٤ق / ٢٠م، بـه بنای این مسجد چندان اعتنایی نشد (نک : مقریزی، همان، ٦ / ٤٨٢، ٥١١؛ مبارک، همانجا؛ بیرمن، ٣٤٣-٣٤٥ ؛ دربارۀ دخل و تصرف در بنـا تـا سدۀ ٩ق، نک : قلقشندی، ٣ / ٣٦٠-٣٦١). طی دورهای کـه مصر در اشغال فرانسویها بود (آغاز سدۀ ١٩م)، از این مسجد و منارههای آن به عنوان استحکامات و برج دیدهبانی استفاده میشد؛ پس از آن کاربرد کارگاه طناببافی یافت، تا در ١٨٨٠م محل استقرار موزۀ تازهتأسیس عرب شد، که تا زمان برپایی موزۀ کنونی (ح ١٨٩٦م) در آنجا باقی بود (کرسول، I / ٦٧).
معماری مسجد
مسجد الحاکم ابعادی نزدیک به ١١٣× ١٢٠ متر دارد، و اضلاع موازی آن نسبت به هم تفاوتی کمتر از یک متر دارند. منظر عمومی بنای این مسجد همانند مسجدهای غرب جهان اسلام، از شبستان و رواقهایی در اطراف صحن تشکیل شده است. دهانۀ میانی هر ضلع از مربع حیاط، بزرگتر از سایر دهانهها ست. دهانۀ ورودی شبستان دارای جفتستونهای توکار است (نک : همو، I / ٦٧, ١٠٣؛ رزق، ١ / ٢٠١).

در بالای هر جرز رو به صحن، پنجرۀ سادهای طراحی شده است تا در مجموع توازن بصری ایجاد شود. رواق جنب ورودی اصلی ساختمان دارای دو فرشانداز، و دو رواق طرفین صحن دارای ٣ فرشانـداز هستند، و در آنها بـه سبـک کهـن مصری ـ شامی چراغهایی آویخته شده است (حسینی، تصویرهای ص ١٢٦-١٢٧؛ کوربندو، ١٥٩). منشأ این نوع چراغانی مربوط به دورۀ مملوکی است و نمونههای کهنی از این نوع چراغها در موزههای متروپولیتن نیویورک، هنرهای اسلامی قاهره و جز آن باقی است. وضوگاه نیز بنا بر سنت معماری اسلامی، در صحن واقع است (نک : دیماند، ٢٣٩-٢٤٠؛ کوربندو، همانجا؛ رزق، ١ / ٢١٢).
یکی از بخشهای حائز اهمیت در ساختار شبستان چنین مساجدی، وجود دو دالان اصلی است که در محل گنبدخانۀ کوچک محراب یک سهراهی تشکیل میدهند. به عبارت دیگر فرشانداز مقصوره در جلو محراب بر فرشانداز امتداد دیوار محراب عمود میشود؛ این نوع ساختمانها در شمال افریقا عمومیت داشته است (نک : حسن، همانجا؛ کرسول، I / ٧٦ ؛ ریچموند، ٨٣؛ نیز نک : نقشۀ سهبعدی). دهانۀ مقصوره سقفی برجسته دارد و دارای نورگیرهایی است. نورگیرهای ساختهشده در شبستان با گچبری گیاهی مشبک شدهاند. مقصوره را شاید بتوان ویژگی شاهانهای تلقی کرد که مرجعش آغاز خودنمایی مدنی خلفای شام بوده است (کرسول، I / ١٠٣ ؛ اُکین، ٤٠٢؛ هیلنبراند، ٥٢).
دربارۀ فرشانداز انتهای جنوب غربی ــ که به موازات دیوار قبله است ــ گـویی معمار مسجد تمایزی نسبت بـه دهانـۀ پهـن مقصوره اندیشیده، و ٣ گنبد بر فراز آن نهاده است (یک گنبد بر میان این ضلع، و دو گنبد در انتهای دو طرف آن)، در حالیکه در نمونههایی از مساجد شمال افـریقا ــ مـانند مسجد مهدیـه ــ گنبدها تنها بر راهرو مقصوره واقع شدهاند. مسجد الحاکم مهمترین مسجدی است کـه در آن این طرح را بـه کار بردهاند (نک : نقشۀ سهبعدی؛ نیز کرسول، I / ٧٦, ٨٠-٨١؛ مساجد، ١ / ٢٢؛ اتینگهاوزن، ١٧٨). گنبدهای دوگانه نیز به واسطۀ یک هشتوجهی بر چهارضلعی پایه قرار گرفتهاند، و هر دو دارای نورگیرهای مشبک هستند. گنبد جنوبغربی که ویران شده بوده، در دورۀ معاصر بازسازی شده است. گنبد میانی استوار بر ٤ پایه، هر پایـه به صورت ستونهای دوگانه، قرارگرفته است ( القاهرة، تصویر ٧٤؛ کـرسول، همانجا؛ قس: ریچموند، همانجا؛ نیـز نک : مساجـد، ج ١، تصویر ١٦). محراب واقع در زیر آن، دارای کتیبهها، نقشپردازی گچبری و دو ستون تزیینی است. عناصر فضای محراب بازسازی شدهاند. محراب دیگر مسجد از سنگ ابلق، و به سبک متأخر مصری است. منبر چوبی کنونی دارای آسمانه و درگاه، و به سبک سنتی ساخته شده است (همان، نیز کوربندو، همانجاها؛ رزق، ١ / ٢١٣؛ حسینی، ١٤١، تصویر).
منشأ طرح T شکل شبستان جامع الحاکم، ساختمان بازیلیکای رومی است؛ با اینحال در مصر، شام، افریقیه و صقلیه بهندرت آثاری باقی مانده است که بتوان بر اساس آنها رشتۀ تأثیرپذیری عناصر مسجد الحاکم را از شیوههای رومی، به دست آورد. طرح کلی ایـن بنـا ــ بهویژه در بخش شبستان ــ برداشتی از شبستان الازهر بوده است، هرچند که امکان مقایسه و بررسی تطبیقی آن نسبـی است (نک : هیلنبراند، ٨٣؛ کـرسول، I / ١٠١؛ اکین، همـانجا؛ قس: ریوییرا، ١٦٤, ١٦٧).
طرح کلی مسجد الحاکم مانند ساختمان نخستینِ مسجد الازهر دارای ٥ ردیف فرشانداز به موازات دیوار قبله، و یک مقصورۀ رو به محراب است، و بر هر دو سرِ فضای محاذی محراب گنبدی وجـود دارد (نک : اکیـن، همـانجا؛ ریچمـوند، ٨٣؛ نیـز نک : نقشـۀ سهبعدی). افزون بر این، سازندگان مسجد الحاکم جرزهایی به سبک رشتهطاقهای مسجد ابنطولون نیز ساختهاند. بنا بر اینگونه اقتباسها، مسجد ابنطولون را میتوان واسطهای میان انتقال برخی از اشکال و عناصر معماری بنیعباس در عراق به مساجدی مانند مسجد الحاکم تلقی کرد (نک : ریوییرا، ١٥٧؛ کرسول، I / ١٠٢, ١٠٣).
مسجد ورودی بزرگ و زیبایی در ضلع مقابل قبله دارد که فاطمیان نمونۀ سادهتر آن را پیش از این برای مسجد شهر مهدیه ساخته بودند. منارهها که در همین قسمت قرار دارند، از سنگ ساخته شدهاند، در حالیکه در این زمان منارۀ مساجد را معمولاً از آجر میساختند (نک : همو، I / ٦٨-٦٩, ١٠١؛ مصطفى، ٣١؛ مساجد، ١ / ١٥).
فنون و مصالح ساختمان اختلافاتی با آثار پیش از خود دارد و برای نمونـه در آثار پیشین سنگ مرمر بیشتر به کار رفته است. افریزهای شبستان و رواقها گچی، افریزهای منارهها از سنگ آهک، و کتیبۀ گـرداگـرد مناره مرمرین بوده است. افریزهای تزیینی مسجد در مقایسه با برخی بناهای دیگر اندک است. در مجموع منظر عمومی مسجد الحاکم با مسجدهای پیشین و پسین سبک حوزۀ خود یکسان است و در جزئیات مشترکات دیگری هم با آنها دارد (نک : حسینی، ١٢٧؛ اکیـن، ٤٠٢؛ بلوم، «هنر ... »، ١٧٤). در طاقها و ستونهای آجری آن سنگهایی به قطع آجر به کار رفته است و طاقها نیز دارای تیرهای چوبی هستند. طاقهای بزرگ آجری که سقف مسطح چوبی شبستان را نگه میداشتند، در ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م بدون ضرورت و بهسختی بازسازی شدهاند (نک : بیرمـن، ٣٥٤؛ کـرسول، I / ٦٨, ٧٦, ٧٨-٨٠، جم ؛ کـوربندو، ١٥٨, ١٥٩؛ بلوم، همانجا).
تزیینات گستردۀ نما در بناهای اسلامی و ازجمله مسجدها در واقـع از ٣ سده بـه بعـد ــ بـهویـژه در شبستانها ــ رویکـرد قابل ملاحظه یافته است. گچبری گیاهی نفیس زیر سقف مسجد الحاکم با پیوستگی یکسرۀ نقشمایۀ گیاهی جلوۀ خاصی دارد و سهم نقوش هندسی در آرایهها غنایی بیتکلف به آن بخشیده است (نک : کرسول، همانجاها؛ حسن، ٦٤؛ القاهرة، تصویرهای ١١١، ١١٣، ١١٤، ١٢١؛ گوتز، ٦٤٣؛ بئر، ٥٥٧؛ بلوم، «مسجد ... »، ١٨).
کتیبههای مسجد بر دیوار شبستان، منارهها و مدخلها قرار دارند (حسینی، ١٢٥، ١٢٧، ١٣٣، تصویر شم ٢٣) و حاوی آیات قرآن کریم، تاریخ ساختمان، و شعائر مذهبی و سیاسی هستند. کتیبۀ بنیان مسجد بر ورودی اصلی نصب شده، و متن آن پس از بسمله و آیۀ ٥ سورۀ قصص (٢٨: وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی ... ) چنین است: «مما امر بعمله عبدالله و ولیه ابوعلی المنصور الامام الحاکم بامرالله امیرالمؤمنین ... فی شهر رجب سنة ثلاث و تسعین و ثلثمائة» ]٣٩٣ق[ (حسینی، ١٢٨- ١٢٩؛ رزق، ١ / ٢٠١). همچنین کتیبههای تزیینی دایرهشکل مسجد، حاوی آیههایی از قرآن کریم و شعار فاطمی هستند. بر منارۀ شمال شرق، سنگنبشتۀ زیبایی به خط کوفی گلدار وجود دارد که در آن نیز نام بانی و تاریخ به چشم میخـورد (نک : همـو، ١ / ٢٠٧؛ حسینـی، ١٣٠، ١٣٢). کتیبـۀ اصلـی احداث بنا که فرو ریخته بود، در اوایل سدۀ ١٤ق تعمیر شد. سنگنگارههای منارهها بسیار متناسب، و آشکار است که هنرمند آزمودهای آنها را پدید آورده است (نک : همو، ١٢٨، ١٥٠ بب ؛ سید، ٦١٦).
نماگاه یا دیوار برِ مسجد الحاکم آن را تا حدی برونگرا مینمایـد؛ در مرکز این ضلع، میـان دو بیرونزدگی منارهها (نک : دنبالۀ مقالـه)، ورودی یادمانی مسجد، با پهنای ٥٠ / ١٥ متر ــ که ١٦ / ٦ متـر از دیوارنما بیرون آمـده است ــ قـرار دارد، و در هر دیوار حایل میان ورودی یادمانی و بیرونزدگیها، دو راه ورودی با قابهای مستطیل قرار دارد (کرسول، I / ٦٧).
درگاههای طرفین ورودی اصلی دارای طاق مسطح است و ورودی اصلی و دو ورودی اضلاع جانبی بنا دارای طاق تیزهای هستند (نک : کوربندو، ١٥٨؛ رزق، همانجا؛ کرسول، I / ١٠٣؛ شافعی، ١ / ٢٠١). بدنۀ درگاه دارای افریزها و طاقنماهای تزیینی است. افریزی بر بالای دیوارهای اندود شده، با آیات قرآن کریم به خط کوفی گلدار قرار دارد (نک : رزق، ١ / ٢٠١، ٢٠٤؛ پرئیرا، ٣٥٢ ؛ کرسول، نیز بلوم، «هنر»، همانجاها). تزیینات درگاه در بخش میانی با آرایۀ بیشتر، بخشی از ترکیبات نما ست. بر سطح هر یک از ٤طاقنمای آن، قالبهای چهارگوش منقوشی دیده میشود که میتوان آن را نمونۀ آراستگی کمالیافتۀ ساختمانهای قاهره در قرن ٥ ق / ١١م و پس از آن دانست (نک : جونز، ١٧١؛ رزق، ١ / ٢٠٤، ٢٠٦). پلکان مدور ورودیهای مسجد الحاکم که بهسان بابهای جامع ابنطولـون ساختـه شده، نیـز از امتیازات آن است (نک : کرسول، همانجا؛ مصطفى، ٤٢).
منارهها
در هر یک از دو گوشۀ نمای اصلی بیرونی، منارهای وجود دارد. این منارهها اهمیت بسزایی دارند، و خصوصاً با تجسم شکل اصلی که داشتهاند (قبل از تبدیل به برج نظامی) میتوان آنها را عامل مهمی در ایجاد هماهنگی هیئت نما دانست (کرسول، اکین، همانجاها؛ هیلنبراند، ٨٣)؛ چهبسا افزودن بر جلوۀ مسجد از طریق تعداد منارهها، پس از این زمان به معماری مصر اسلامی راه یافته باشد و شاید بتوان گفت که برپایی دو مناره در مصر خود نوآوری بوده است. در غرب جهان اسلام، چه قبل و چه بعد از مسجد الحاکم، بیشتر معمول بود که مسجد، یک مناره، آن هم حـدوداً در وسط ضلع شمال غربی داشتـه باشد (نک : همو، ١٦٦-١٦٧، نیز طرحهای ٢. ٩٧, ٢. ١١٣, ٢. ١١٤, ٢.١٢٥, ٢. ١٢٦, ٢.١٤٣؛ حسن، ٦٤؛ بیرمن، ٣٥٤؛ کوربندو، همانجا؛ بلوم، «مسجد»، ٢١).
با توجه به اینکه پژوهشگران بهطورکلی، عناصری مانند مناره را در معماری مسجد در جایگاه خاصی قرار میدهند، منارههای این مسجد را به نوبۀ خود تأثیرگذار بر منارهسازی پسین قاهره دانستهاند. اساساً منارهها ملهَم از کلیساهای شام، اما مرتفعتر از آنها ساخته میشدند، و در نتیجه به منارههای راهنمای بیزانسی بیشتر شباهت مییافتند. منارههای مسجد الحاکم از مصادیق کهن ایـن موضوع و از مبانی تـداوم آن هستند (نک : کرسول، I / ١٠٢؛ هیلنبراند، طرحهای ص ٤٩٩ بب ؛ مساجد، ١ / ٢٢، ٢٤؛ لیوکوک، ١٤٣).
البته شکل نخستینِ منارههای جامع الحاکم در سیر تبدیل به شکل کنونی، دگرگونی بسیار یافته، به طوری که هم تغییر مقطع داده، و هم افزودههاشان سطوح پیشین را پوشانده است (نک : کرسول، I / ١٠٣؛ رزق، ١ / ٢٢٢، ٢٢٣). بخش سترگ پایین منارهها را در حـدود ٨٠ سـال بعـد از احـداث بنـا ــ ظاهراً بـیاعتنـا به دگرگونی بصریای کـه حاصل خواهد شـد ــ افزودند، تا ویژگی نظامی به دست آورد. بدیهی است که منظور از انجام این کار استحکام منارهها نبوده است (هیلنبراند، ١٦٦-١٦٧، نیز ٤٧٣، طرح ٢.٩٤ ؛ کرسول، I / ٨٨, ١٠٢؛ حسن، ١٤٦). گرچه نظامیسازی منارهها با سنجش فنی انجام گرفت، ولی توازن دیداری و تزیینی موجـود میـان دو قسمـت فوقـانی و تحتـانی کـاهش یافت (نک : هیلنبراند، ١٦٦-١٦٧؛ کرسول، I / ٨٨-٨٩, ١٠٣)؛ زیرا به جای یک منارۀ خوشمنظر، پیکر تنومندی در پایین سازه دیده میشد که بر فراز آن منارۀ ظریفی قرار داشت. راه ورود به برجها از رواق مجـاورشان، و راه صعـود آنها پلکـان مـدور داخلـی است (نک : ریچموند، ٨٤؛ هیلنبراند، ١٦٧؛ کرسول، همانجا).
در ابتدا و پیش از بازسازی برای کاربری نظامی، برج شمالی استوانهای، و برج جنوبی در قسمت پایینی به شکل مکعب بوده است که در ٤٠١ق / ١٠١١م بخشهای تحتانی آن به صورت دو مکعب بزرگ یادشده درآمدهاند. بخشی از منارۀ غربی که درون سازۀ نظامی قرارگرفته، از یک مکعب ایستادۀ تحتانی و بخشهای مطبق فوقانی تشکیل، و تمامی سطح آن از ردیفهای ساده یا منظم سنگی پوشیده میشده است (هیلنبراند، ١٦٦؛ کرسول، I / ٨٨-٨٩, ١٠٢, ١٠٣؛ مساجد، ١ / ٢٢). هریک از منارهها مانند دیگر منارههایی که بهطورکلی ساخت آنها در مصر معمول بوده، از چند بخش تشکیل شده است. بخش زبرین آنها ٨ وجه دارد و نورگیرها و مقرنسها آن را آراستـهانـد و بر فـراز آن قبـهای قرار دارد (نک : هیلنبرانـد، همانجا، نیز طرحهای ص ٤٩٩ بب ؛ کرسول، همانجا). افزون بر این، منارهها برای پرهیز از تقارن، آگاهانه به دو شکل ساخته شدهاند، چنانکه آرایش دو برج کاملاً یکسان نیست. آرایۀ منارهای که در سمت غرب برپا ست، بیش از دیگری ارزشمند و پرمایه است (هیلنبراند، همانجا؛ کرسول، I / ٨٨, ١٠٣).
بهطورکلی مسجد الحاکم به نخستین دورۀ سیاست مدنی فاطمیان، که پس از آن هنر و معماری وارد گذرگاه تازهای شد، تعلق داشته، و نشانهای قابل ملاحظه از تفاوت سیاستگذاری پیروان مذهبی دیگر ــ اسماعیلیان در برابر مذهب رسمی خلافت بغداد ــ بر هنر بوده است (گرابار، ٢٠١). این روش، سیاستگذاری عام فرهنگیای بوده که امتیاز و تفاوت را در کنار هم دارا ست؛ دیدگاهی که مقبولیت داشتن نزد جامعۀ شهروندان و بقای حکومت از طریق جلوۀ مدنی است. دربارۀ حوزۀ درسی و مجالس سخنرانی مسجدالحاکم نیز گزارشهای بسیاری وجود دارد (برای نمونه، نک : مقریزی، السلوک، ٣ / ٦٠-٦١، ٥ / ٢٠٧؛ سخاوی، ٩١، ٩٨، ٣٨٣؛ مبارک، ٤ / ١٦٨).
به جز ارجاعهای متن مقاله، برای آگاهی بیشتر دربارۀ مسجدالحاکم به این منابع نیز میتوان مراجعه کرد:
Bloom, J., Minaret, Symbol of Islam, Oxford , ١٩٨٩;
id, «The Origins of Fatimid Art», ibid, ١٩٨٥, vol. III;
Cresswell, K., The Muslim Archtiecture of Egypt, Oxford , ١٩٥٢;
O’Kane, B., «The Ziāda of the Mosque of al - Ħākim and the Development of the Ziāda in Islamic Architecture», L’Egypt fatimid, son art et son histoire, ed. M. Barrucand, Paris , ١٩٩٩ .
مآخذ
حسن، زکیمحمد، فنون الاسلام، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛ حسینی، فرج، النقوش الکتابیة الفاطمیة علی العمائر فی مصر، اسکندریه، ٢٠٠٧م؛ رزق، عاصم محمد، اطلس العمارة الاسلامیة و القبطیة بالقاهرة، بیروت، ٢٠٠٣م؛ سخاوی، محمد، الذیل على رفع الاصر، به کوشش جوده هلال و محمد محمود صبح، قاهره، ١٩٦٦م؛ سید، ایمن فؤاد، الدولة الفاطمیة فی مصر، قاهره، ٢٠٠٠م؛ سیوطی، حسن المحاضرة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ق؛ شافعی، فرید، العمارة العربیة فی مصر الاسلامیة، عصر الولاة، قاهره، ١٩٧٠م؛ القاهرة فی الف عام، قاهره، ١٩٦٩م؛ قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق؛ قرآن کریم؛ مبارک، علی، الخطط التوفیقیة الجدیدة لمصر القاهرة، قاهره، ١٩٨٠م؛ مساجد مصر، جیزه، ١٩٤٨م؛ مصطفى، صالح لمعی، التراث المعماری الاسلامی فی مصر، بیروت، ١٤٠٤ق؛ مقریزی، احمد، الخطط، بولاق، ١٢٧٠ق؛ همو، السلوک، به کوشش محمدعبدالقادر عطا، بیروت، ١٩٩٧م؛ ناصرخسرو، سفرنامه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، زوار؛ نیز:
Baer, E., «Ornament and Pattern, Islamic Lands: Motifs and Their Transformation», The Dictionary of Art, ed. J. Turner, London / New York, ١٩٩٨, vol. XXIII;
Bierman, I. A., «Art and Architecture in the Medieval Period», The
Bloom, J., «Islamic Art - Architecture: c. AD ٩٠٠ – c. ١٢٥٠: Egypt », The Dictionary of Art, ed. J. Turner, London / New York, ١٩٩٨, vol. XVI;
id, «The Mosque of al - Ħākim in Cairo », Muqarnas, ed. O. Grabar, Leiden , ١٩٨٣, vol. I;
Creswell, K. A. C., The Muslim Architecture of
Dimand, M. S., A Handbook of Muhammadan Art, New York, ١٩٥٨;
Ettinghausen, R. and O. Grabar, The Art and Architecture of Islam: ٦٥٠-١٢٥٠¸ Harmondsworth, ١٩٨٧;
Goetz, H., «Stucco, the Islamic World», Encyclopedia of World Art, New York etc., ١٩٦٧, vol. XIII;
Grabar, O., The Formation of Islamic Art, New Haven / London, ١٩٨٧;
Hillenbrand, R., Islamic Architecture , Form, Function and Meaning, Edinburg, ١٩٩٤;
Jones, D., «The Elements of Decoration: Surface, Pattern and Light», Architecture of the Islamic World, ed. G. Michell, London, ١٩٩٥;
Korbendau, Y., L’Architecture Sacrée de l’Islam, Paris, ١٩٩٧;
Lewcock, D., «Architects, Craftsmen and Builders: Materials and Techniques», Architecture of the Islamic World, ed. G. Michell, London, ١٩٩٥;
O’Kane, B., «Cairo: III. Buldings», The Dictionary of Art , ed. J. Turner, London / New York, ١٩٩٨, vol. V;
Pereira, J., The Sacred Architecture of Islam, New Delhi, ٢٠٠٤;
Richmond, E. T., Moslem Architecture, ٦٢٣ to ١٥١٦, Some Causes and Concequences, London, ١٩٢٦;
Rivoira, G. T., Moslem Architecture, tr. G. M. Rushforth, Oxford etc., ١٩١٨. .
یدالله غلامی