دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧ - جعفر بایسنقری
جعفر بایسنقری
نویسنده (ها) :
محمدحسن سمسار
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَعْفَرِ بایْسُنْقُری (تبریزی)، خوشنویس نامدار سدۀ ٩ق / ١٥م. فریدالدین جعفر بر پایۀ نوشتۀ خود، فرزند علی و زادۀ تبریز بود (نک : آثار). وی در نوشتن اقلام مختلف خط مهارت داشت، اما شهرت او بیشتر به نستعلیق نویسی بود که در زمان جوانی او رونق و رواج یافت. جعفر از متقدمان این قلم به شمار میآید. هر چند دربارۀ زندگی شخصی او آگاهی چندانی در دست نیست، اما بر اساس متون هم عصر جعفر، رسالات خوشنویسی نزدیک به عصر او، و آثار رقم زدهاش، میتوان از سیر تحول زندگانی وی اطلاعاتی هر چند اندک به دست آورد.
در خطوط اصول، از شمسالدین مشرقی قطابی (د ٨١٢ق / ١٤٠٩م) به عنوان استاد جعفر تبریزی نام برده، و او را استاد خطاطان خراسان برشمردهاند (احمد مشهدی، ٢٤؛ دوست محمد، گ ٨؛ ابن کربلایی، ١ / ٣٧). میرخواند او را به اشتباه شاگرد شمس هروی دانسته است (٦ / ٧٠٥). در قلم نستعلیق، استاد او عبدالله (عبیدالله) پسر میرعلی تبریزی بود (احمد مشهدی، ٢٥؛ محمد محسن، ٣٦؛ قاضی احمد، ٢٥؛ قصهخوان، ٦٧٠). برخی از تذکرهنویسان، جعفر را شاگرد بلافصل میرعلی تبریزی دانستهاند (وصفی، ٣٣؛ دوغلات، ٣١٥).
وجود قطعهای که احتمالاً جعفر برای جلالالدین میرانشاه، حاکم تبریز (حک ٨٠٧-٨١٠ ق) نوشته، محتمل میسازد که او در آن زمان در تبریز میزیسته است (بیانی، احوال ... ، ١ / ١١٥). براساس نسخۀ دیوان همام و مثنوی ده نامه یا محبوبالقلوب (موجود در کتابخانۀ ملی پاریس، Persan، شم ١٥٣٣) که منسوب به بغداد بوده و در ٨١٦ ق برای شخصی به نام سیدی بن میری جان کتابت شده و رقم او را دارد، احتمالاً وی به بغداد سفر کرده است (ریشار، ٧٣). اثری دیگر که جعفر آن را در ٨٢٠ ق / ١٤١٧م در یزد کتابت کرده، گویای مهاجرت او به این شهر است (نک : آثار). جعفر از یزد به هرات رفته، و به دربار بایسنقر میرزا پیوسته، و از آن پس بایسنقری رقم زده است. وجود نسخههای مثنوی خسرو و شیرین در ٨٢٤ق و دیوان امیرحسن دهلوی در ٨٢٥ق که در هرات و با رقم جعفر بایسنقری کتابت شدهاند، این نکته را مسلم میسازد (نک : آثار).
جعفر در هرات ریاست کارگاههای هنری را به عهده داشته است، و شمار بسیاری هنرمند زیر دست او به کار مشغول بودهاند. از جملۀ این کارگاهها، کتابخانه بوده که به گزارش دولتشاه سمرقندی تنها در کتابخانه، ٤٠ کاتب به کتابت مشغول بودند (ص ٣٩٠؛ پارسای قدس، ٤٢-٥٠)؛ اگرچه شمار این خوش ـ نویسان اغراقآمیز است، اما کثرت آنان را نشان میدهد (عالی، ٢ / ٢٨-٢٩؛ بیانی، همان، ١ / ١١٧-١١٨). پس از مرگ بایسنقر، جعفر به دستگاه میرزا علاءالدوله، فرزند بایسنقر پیوست (نخجوانی، ١٢٦-١٢٩؛ بیانی، همان، ١ / ١١٥، ١١٧). آخرین اثر تاریخدار او قطعهای است در خزانۀ اوقاف استانبول که تاریخ ٨٥٩ ق را دارد و پیدا ست که جعفر تا این زمان زنده بوده است (همان، ١ / ١٢٢). وی حافظ قرآن بود و در دو قطعه از آثارش، خود را «حافظ» نامیده است (نک : آثار). جعفر فرزندی به نام جلالالدین محمد داشته که از او نیز آثاری به خط ثلث باقی است (مصطفوی، ١٧٩؛ نیز نک : ه د، ١٤ / ٤٠٣).
جعفر اقلام ستّه را خوش مینوشت و خطوط گذشتگان را نیک میشناخت. نویسندۀ کتاب فرائد غیاثی، داستانی در این باره نقل کرده است: مجادلهای میان جعفر و شمس حسام هروی (بایسنقری) بر سر کاتب قطعهای روی داد. شمس حسام قطعه را نوشتۀ خود، و جعفر آن را نگاشتۀ یاقوت مستعصمی میدانست. کار این جدال به محضر بایسنقر میرزا کشید و پس از آنکه بقیۀ قطعات آن خط با رقم یاقوت را نزد بایسنقر بردند، صحت نظرات جعفر مسلم شد (یوسف اهل، ٢ / ٥١٥، ٥١٦).
چنان که پیشتر یاد شد، جعفر اقلام سته را خوش مینوشت، اما شهرت او در نستعلیق نویسی، خوشنویسی او را در دیگر اقلام تحت الشعاع قرار داده است. این بدان سبب است که قلم نستعلیق در سدۀ ٩ق / ١٥م رو به پیشرفت و تکامل داشت و جعفر بیش از هر خوشنویس دیگر در کتابت آن کوشیده است؛ نیز با آنکه قلم نستعلیق او در برابر نستعلیق تکاملیافتۀ سدههای بعد ناشیانه به نظر میرسد، اما خوشنویسی جعفر و رواج نستعلیق نویسی در نسخه به کوشش او، سبب شهرتش در این قلم شده است، چنان که او را واضع مفردات قلم نستعلیق میدانند (بیانی، «جعفر ... »، ٨٢)؛ از اینرو، جعفر را میتوان استاد رواج دهنده و آموزش دهندۀ خوشنویسان قلم نستعلیق به ویژه در خراسان قلمداد کرد.
داوری دربارۀ کیفیت خط و کتابت انواع اقلام جعفر به همین سبب ناهمگون و گاه متضاد است. هم عصر او عبدالرزاق سمرقندی در حالی که او را در خط «لانظیر» میداند، مینویسد: «در انواع خطوط به تخصیص نسخ تعلیق (نستعلیق) خواجه میرعلیِ (تبریزی) ثانی بود» (٢(٢-٣) / ٦٥٥). هم عصر دیگر وی سراجالدین شیرازی او را در «نسخ تعلیق تبریزی» به نهایت موفق میداند (ص ١٤٢). میرخواند نیز مینویسد: «خط نسخ تعلیق او، خط نسخ بر تحریر کتابت خواجه میرعلی کشید» (٦ / ٧٠٥). خواندمیر نیز نستعلیق او را به «درجۀ کمال» میداند (٤ / ١٩)، اما به نظر پیر بوداق منشی «جعفر استاد است، اکثر خطوط مینوشت، همه به یکدیگر نزدیک، در هیچ کدام سرآمد نبود». این نظر پیر بوداق بدان سبب است که در فاصلۀ زمانی میان زندگی جعفر و پیر بوداق (در طول نزدیک به یک سده)، قلم نستعلیق و کتابت آن تحولی بزرگ و پیشرفتی بینظیر داشته است. دوغلات نیز معتقد است که جعفر خطوط را همه نیک نوشته است، ولی در شیوۀ کتابت اقلام مختلف خط او تفاوت وجود دارد. وی در خط نستعلیق نیز شیوۀ نگارش جعفر را کند و شکسته، اما محکم، پخته و با ملاحت وصف میکند (ص ٣١٥).
شمار بزرگی از خوشنویسان نامدار را شاگرد جعفر دانستهاند، و عبدالله آشپز (طباخ) در قلم ثلث، و اظهر تبریزی و محمود زرین قلم در خط نستعلیق از نامآورترین آنها هستند (عبدالرزاق، خواندمیر، همانجاها؛ نیز نک : دوست محمد، گ ٩؛ محمود بن محمد، ٣٨؛ احمد مشهدی، ٢٤-٢٥؛ وصفی، ٣٣؛ ابن کربلایی، ١ / ٣٧١). دوست محمد هروی بر آن است که فرزند جعفر تبریزی ــ که به اشتباه جعفر خلیفه نوشته ــ و مولانا میرکی (فرزند اظهر تبریزی) و حافظ حاجی محمد شاگرد اظهر بوده، اما از مکتب جعفر نیز بهره بردهاند (همانجا).
آثـار
الف ـ کتابها
١. مشهورترین اثر جعفر که به ثبت جهانی یونسکو نیز رسیده، شاهنامۀ فردوسی مشهور به شاهنامۀ بایسنقری است که به قلم نستعلیق با رقم «جعفر بایسنغری» و تاریخ ٨٣٣ ق، به شمارۀ ٧١٦ در کتابخانۀ کاخ گلستان موجود است (نک : تصویر؛ نیز سمسار، ٨٦). دیگر کتابهای کتابت شدۀ او نیز همگی به قلم نستعلیق هستند.
٢. کلیات همام تبریزی با رقم «جعفر بن علی التبریزی» و «جعفر التبریزی الحافظ» و تاریخ ٨١٦ق به شمارۀ ١٥٣٣ نسخههای فارسی، موجود در کتابخانۀ ملی پاریس (ریشار، ٧٣).
٣. مثنوی خسرو و شیرین با رقم «ابن علی، جعفر بایسنغری» به سال ٨٢٤ق، موجود در کتابخانۀ انستیتوی زبانهای خاوری، سن پترزبورگ (بیانی، احوال، ١ / ١٢٠).
٤. دیوان امیرحسن دهلوی با رقم «جعفر بایسنغری» با تاریخ ٨٢٥ ق در بلدۀ هرات، به شمارۀ ٦٢٨٢٦، موجود در کتابخانۀ مجلس شورا در تهران (شورا، ١١ / ٢٤، ٣٨٠-٣٨٢، تصویرها).
٥. گلستان سعدی با دو بار رقم «جعفر بایسنغری» به سال ٨٣٠ق در هرات، به شمارۀ ١١٩، موجود در کتابخانۀ چستر بیتی (آربری، شم ١١٩).

٦. لمعات عراقی و جنگ اشعار فارسی و عربی با رقم «جعفر تبریزی» به سال ٨٣٥ق، به شمارۀ ١٢٢، موجود در کتابخانۀ چستر بیتی (همو، شم ١٢٢).
٧. دیوان حافظ با رقم «جعفر بایسنغری»، کتابتشده در هرات و بدون تاریخ، موجود در موزۀ آثار اسلامی و ترک استانبول (بیانی، همانجا).
ب ـ قطعات
از دیگر آثار جعفر چندین قطعه در مرقعهای کتابخانههای مختلف باقی مانده است:
١. چهار صفحه از یک مرقع که هفت قلم، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ و شکسته تعلیق و نیز نستعلیق با رقم «جعفر الحافظ التبریزی» که در تاریخ ٨٢٠ ق در یزد برای حسن بن اسدالله حسینی کتابت شده، موجود در کتابخانۀ دانشگاه توبینگن در آلمان (همان، ١ / ١٢١-١٢٢٢).
٢. قطعهای از یک جنگ به قلم نستعلیق و رقم «جعفر بایسنغری» با تاریخ ٨٢٧ ق، کتابت شده در هرات، موجود در کتابخانۀ ملی تهران (همو، فهرست ... ، ١).
٣. سه قطعه در مرقع یعقوب آققویونلو، با قلم ثلث، ریحان، نسخ، رقاع و نستعلیق به تاریخ ٨٣٣ ق، موجود در کتابخانۀ خزانۀ اوقاف استانبول (همو، احوال، ١ / ١٢١).
٤. چندین قطعه در مرقع بهرام میرزا صفوی به قلم نستعلیق با تاریخهای ٨٣٠ق و ٨٣٣ ق. یکی از این قطعات احتمالاً برای جلال الدین میرانشاه نوشته شده و بدون تاریخ است و یکی نیز برای علاء الدوله در تاریخ ٨٣٣ق کتابت شده است، موجود در کتابخانۀ خزانۀ اوقاف استانبول (همان، ١ / ١٢١، ٤ / ٤٤-٤٥).
٥. سه قطعه در مرقع مالک دیلمی و ٣ قطعه در مرقعهای دیگر به قلم ثلث، نسخ، رقاع و نستعلیق با تاریخ ٨٣٣ ق و ١٨ قطعه در چند مرقع به قلم نستعلیق با رقمهای «جعفر» «جعفر تبریزی» و «جعفر بایسنغری» و تاریخهای ٨٣٣ ق و ٨٥٩ق، موجود در کتابخانۀ خزانۀ اوقاف استانبول (همان، ١ / ١٢١-١٢٢).
٦. دو قطعه در مرقع گلشن، به قلم نستعلیق با رقمهای «جعفر الکاتب» که به «طریق واضع الاصل علی بن حسن السلطانی» در هرات نوشته و «جعفر» بدون تاریخ، موجود در کتابخانۀ کاخ گلستان تهران (آتابای، ٣٣٨).
مآخذ
آتابای، بدری، فهرست مرقعات کتابخانۀ سلطنتی، تهران، ١٣٥٣ش؛
ابن کربلایی، حافظ حسین، روضات الجنان و جنات الجنان، به کوشش جعفر سلطان القرائی، تهران، ١٣٤٤ش؛
احمد مشهدی، «دیباچۀ مرقع میر غیب بیگ»، (نک : مل ، تکستن)؛
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، ١٣٤٥ش؛
همو، «جعفر بایسنغری»، پیام نوین، تهران، ١٣٣٨ش، شم ٧؛
همو، فهرست خطوط خوشنستعلیق کتابخانۀ ملی، تهران، ١٣٢٨ش؛
پارسای قدس، احد، «سندی مربوط به فعالیتهای هنری دورۀ تیموری در کتابخانۀ بایسنغری هرات»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٦ش، س ١١، شم ١٧٥؛
پیر بوداق منشی، جواهر الاخبار، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
دوست محمد هروی، دیباچۀ مرقع بهرام میرزا، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
دوغلات، محمد حیدر، تاریخ رشیدی، به کوشش عباسقلی غفاری فرد، تهران، ١٣٨٣ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعراء، به کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٧ش؛
سراج شیرازی، یعقوب، تحفة المحبین، به کوشش کرامت رعنا حسینی و ایرج افشار، تهران، ١٣٧٦ش؛
سمسار، محمدحسن، کاخ گلستان، تهران، ١٣٧٩ش؛
عالی، مصطفى، مناقب هنروران، استانبول، ١٩٢٦م؛
شورا، خطی؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به کوشش محمد شفیع، پنجاب، ١٩٤٩م؛
قاضی احمد قمی، گلستان هنر، به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، ١٣٦٦ش؛
قصهخوان، محمد، «رسالهای در خط و نقاشی»، به کوشش خدیوجم، سخن، ١٣٤٦ش، شم ٦ و ٧؛
محمدمحسن، «دیباچۀ یک مرقع صفوی» (نک : مل ، تکستن)؛
محمود بن محمد، قوانین الخطوط، به کوشش عبدالله چغتایی، لاهور، ١٩٦٩م؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
نخجوانی، حسین، «کمال الدین جعفر خطاط تبریزی»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات تبریز، تبریز، ١٣٣٧ش، س ١٠، شم ١؛
وصفی، شمسالدین محمد، «دیباچۀ مرقع شاه اسماعیل» (نک : مل ، تکستن)؛
یوسف اهل، جلال الدین، فرائد غیاثی، به کوشش حشمت مؤید، تهران، ١٣٥٨ش؛
نیز:
Arberry, A.J. et al., The Chester Beatty Library, a Catalogue of the Persian Manuscripts and Miniatures, ed. J.V.S. Wilkinson, Dublin, ١٩٥٩;
MuŞtafawi, M. T., «
Le Masdjid-é
Mawlānā de Tāiyābād»
, Āthār-é
Īran, Haarlem, ١٩٣٨, vol.III(٢);
Richard, F., Splendeurs persanes, Paris, ١٩٩٧;
Thackston, W.M., Album Prefaces and other Documents on the History of Calligraphers and Painters, Leiden etc., ٢٠٠١.
محمد حسن سمسار