دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦١ - بهارستان
بهارستان
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهارِسْتان، از آثار عبدالرحمان جامی (٨١٧- ٨٩٨ق /١٤١٤- ١٤٩٣م)، و آمیخته به نظم و نثر و فراهم آمده در ٨٩٢ق. جامی این كتاب را برای فرزندش ضیاءالدین یوسف كه به «آموختن مقدمات كلام عرب و اندوختن قواعد فنون ادب» اشتغال داشت، گردآورد و آن را به پادشاه تیموری سلطان حسین بایقرا (سل ٨٧٣-٩١١ق /١٤٦٨-١٥٠٥م) تقدیم داشت (نک : ص ٢٥، ٢٦).
بهارستان در یك مقدمه، ٨ روضه (بخش) و یك خاتمه تألیف شده است. مقدمۀ اثر به انگیزۀ مؤلف از نگارش كتاب اختصاص دارد (ص ٢٥-٢٧) و روضهها به ترتیب دربارۀ مشایخ صوفیه، حكم و مواعظ، حكومت و شاهان، بخشش و بخشندگان، عشق و عاشقان، مطایبات، شعر و شاعران و سرانجام حكایاتی از زبان جانوران فراهم آمده است (ص ٢٩، ٣٧، جم ). خاتمۀ كتاب، شامل سال تألیف اثر و ذكر این نكته از سوی جامی است كه تمامی محتویات كتاب از خود اوست و از منبع دیگری به عاریت گرفته نشده است (ص ١٢١-١٢٢).
بهارستان به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده است (نک : ص ٢٥-٢٦). این تقلید در موضوع و قالب بندی و شیوۀ نگارش كتاب آشكار است. با این همه، تفاوتهایی هم میان این دو اثر دیده میشود. صفا (٤ /٥١٥) و سادات ناصری (١ /٣١٠) این تفاوتها را در عین تمایل به سادگی در غلبۀ سخن منظوم و فراوانی سجع و تكلف در بهارستان دانستهاند. افصح زاد مشابهت این دو اثر را در شكل و صورت و تفاوتهای آنها را در نگرش دو مؤلف میداند و میافزاید كه سعدی برای بیان و تفهیم افكار و عقاید خود به حكایات تاریخی، روایات و مطایبات توسل جسته، در حالی كه جامی تنها به بیان تجربه، دانش، بینش و آمال خود پرداخته است (ص ٢٢٣-٢٢٤). ابراهیمی حریری تفاوت میان این دو اثر را در شمار اشعار و چگونگی به كار بردن آنها میداند و معتقد است كه در بهارستان اشعار بیشتری دیده میشود و شعر در این كتاب، ترجمۀ كاملی است از نثر ماقبل خود، در حالی كه در گلستان، شعر در خدمت تأیید، تكمیل و یا تزیین بخش منثور هر داستان است. او همچنین میافزاید كه جامی به جای نوشتن یك كتاب اجتماعی و ادبی كه برای متكلم و مترسل مفید باشد، كتابی در تصوف، عرفان، هزل، نقد شعر و اخلاقیات نوشته، و به اثر خود جنبۀ علمی و درسی داده است (ص ٤٥٠-٤٥٢).
بهارستان نثری ساده و در عین حال مسجع دارد كه گاهی به تكلف میگراید. در نثر بهارستان، صنایع بدیعی فراوان به چشم میآیند كه برخی از آنها عبارتند: جناس، تشبیه، تضاد، مراعات نظیر (حاكمی، ١٤-١٥). افزون بر صنایع ادبی، از دیگر ویژگیهای نثر بهارستان، به كار گرفتن آیات قرآنی، احادیث، امثال و حكم، اشعار فارسی و عربی و لغات و اصطلاحات عرفانی است (همو، ١٤-١٦).
گلستان سعدی به لحاظ قالب و محتوای آن از منابع اصلی جامی در تألیف بهارستان بوده است (جامی، ٢٦). به نظر میرسد منابع دیگری ازجمله تذكرههای فارسی، مقامات عرفانی و تواریخ گوناگون نیز در شمار مآخذ او بودهاند. حاكمی، المستجاد من فَعَلات الاجواد و الفرج بعد الشدۀ تنوخی و ترجمۀ فارسی آن را از منابع بهارستان بر شمرده است (ص ١٦) و ابراهیمی حریری كلیله و دمنه، مرزبان نامه، حدائق السحر، چهار مقاله، المعجم فی معاییر اشعار العجم و آثار عبید زاكانی را از جملۀ این مآخذ میداند (همانجا).
با تمام این تفاصیل، تنها چند سالی پس از تألیف بهارستان، این اثر مورد توجه و التفات بسیاری از مؤلفان، مترجمان، شارحان و كاتبان آثار ادبی و عرفانی قرار گرفت. این توجه و التفات از طریق تقلید، تلخیص، شرح، ترجمه، كتابت و بعدها چاپ بهارستان به ظهور رسید. از میان آثاری كه بهارستان را جزو منابع خود قرار داده، و یا به تقلید از آن نوشته شده است، میتوان به این كتابها اشاره كرد: ترجمۀ مجالس النفائس امیر علیشیر نوایی از حكیم شاه محمد قزوینی (تألیف: ٩٢٧- ٩٢٩ق)، مجمع الخواص از صادقی كتابدار (تألیف: ١٠١٦ق)، منتخب الاشعار (تألیف: نیمۀ اول سدۀ ١٣ق)، شمع انجمن از محمد صدیق (تألیف: ١٢٩٢ق) (گلچین، ١ /٧٥١، ٢ /١٢٠-١٢١، ١٣٢-١٣٣، ٣٠٦-٣٠٧) و بلبلستان (ه م) از فوزی موستاری.
از بهارستان تلخیص و یا گزیدههایی نیز تهیه شده است كه مهمترین آنها خزینة الفوائد از محمد حسین قادری است. این كتاب در حیدرآباددكن به همراه گزیدۀ برخی از متون عرفانی دیگر در ١٢٩٤ق تألیف شده است (منزوی، خطی مشترك، ٣ /١٤٢٨). گزیدۀ دیگری از بهارستان (بدون نام انتخاب كننده و زمان انتخاب) وجود دارد كه دستنویس آن موجود است (نک : همان، ١٤ /٣١).
بهارستان دارای چند شرح به زبان تركی است. قدیمترین آنها در كمتر از ١٠٠ سال پس از تألیف بهارستان در قلمرو عثمانی توسط شمع الله پرزرینی، معروف به شمعی (د ١٠٠٠ق /١٥٩٢م) در میانۀ سالهای ٩٨٢-٩٨٧ق صورت گرفته است. دستنویسی از این شرح در دارالكتب قاهره موجود است (اته، ١٧٥؛ دارالكتب، ١ /٣١٣). از دیگر شروح بهارستان، هدایة العرفان است كه در ١٢٥٢ق /١٨٣٦م در استانبول به چاپ رسیده است. نام شارح این كتاب معلوم نیست (منزوی، خطی، ٥ /٣٥٣٥). شاكر افندی از دیگر شارحان بهارستان، اثر خود را در ١٢٩٤ق /١٨٧٧م در استانبول به چاپ رسانده است (رضا زاده شفق، ١٧٥).
بهارستان تا كنون به چند زبان ترجمه شده است. قدیمترین آنها به زبان آلمانی است كه توسط شلشتا وسرد صورت گرفته،
و در ١٨٤٦م در وین به چاپ رسیده است (همانجا). ترجمۀ بعدی آن به زبان انگلیسی است كه توسط انجمن كاما شاسترا در هند انجام، و در ١٨٨٧م چاپ شد (مشار، ١ /٢٣٨-٢٣٩). پس از آن ترجمۀ دیگری از روضۀ ششم بهارستان توسط ویلسن به زبان انگلیسی انجام شد (براون، ٧٦٤). ترجمۀ فرانسۀ بهارستان توسط هانری ماسه صورت پذیرفت و در پاریس به چاپ رسید (گلچین، ٢ /٤٨٥، ٤٨٦) و ترجمۀ روسی آن هم در ١٩٣٥م در مسكو چاپ شد (طبری، ١٠٣).
از بهارستان دستنویسهای بسیاری باقی است كه به وفور در بسیاری از كتابخانههای دنیا یافت میشود. برخی از این دستنویسها، تنها چند سال پس از تألیف بهارستان كتابت شده است (نک : منزوی، خطی، ٥ /٣٥٣٥-٣٥٣٧، خطی مشترك، ١٤ /٣٠-٣١). بر پایۀ همین دست نویسها تاكنون چاپهای متنوع و بسیاری از این اثر در آسیای صغیر، شبه قارۀ هند و ایران صورت گرفته است. قدیمترین چاپهای آن مربوط است به سالهای ١٢٥٢ق (استانبول)، ١٣٢٩ق (كانپور) و ١٣٠٨ق (تهران).
مآخذ
ابراهیمی حریری، فارس، مقامه نویسی در ادبیات فارسی و تأثیر مقامات عربی در آن، تهران، ١٣٤٦ش؛
اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ صادق رضازاده شفق، تهران، ١٣٣٧ش؛
افصح زاد، اعلاخان، نقد و بررسی آثار و شرح احوال جامی، تهران، ١٣٧٨ش؛
براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران (از سعدی تا جامی)، ترجمۀ علی اصغر حكمت، تهران، ١٣٣٩ش؛
جامی، عبدالرحمان، بهارستان، به كوشش اسماعیل حاكمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
حاكمی، اسماعیل، مقدمه و حاشیه بر بهارستان (نک : هم، جامی)؛
دارالكتب، خطی فارسی؛
رضازاده شفق، صادق، تعلیقات بر تاریخ ادبیات فارسی (نک : هم، اته)؛
سادات ناصری، حسن، تعلیقات بر آتشكدۀ آذر بیگدلی، تهران، ١٣٣٦ش؛
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٣ش؛
طبری، محمد علی، زبدةالآثار، تهران، ١٣٧٢ش؛
گلچین معانی، احمد، تاریخ تذكرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨-١٣٥٠ش؛
مشار، خانبابا، فهرست كتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٣٧ش؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترك.
علی میر انصاری