دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٩ - پل
پل
نویسنده (ها) :
ولفرام کلایس
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٧ آذر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پُل، سازهای كه عبور از روی مانع را ممكن میسازد. این سازه گذرگاهی برای عبور از روی موانعی مانند آبراهها، درههای عمیق و جز آن است كه معمولاً بخشهای جداگانۀ شهرهای دو سوی یك رودخانه، بزرگراهها، خطوط راهآهن و گذرگاهها را بههم میپیوندد ( انكارتا).
ساختار نخستین پلها بسیار ساده بوده، و از دو پایه و یك شاه تیرِ افقی كه بر آن قرار داده میشده، شكل میگرفته است؛ لیكن مشكلات مهندسی تاكنون حتى به این شكل ساده فایق نیامده، و هنوز جزء تفكیكناپذیر در تمام پلهاست ( بریتانیكا).
ساختن شالودههای پایا همواره بزرگترین معیار سنجش هنر سازندۀ پل محسوب میشود. از هزارۀ ٣قم پایههای چوبیِ پل در زمینهای نرمتر در داخل زمین كوبیده میشد. از اوایل هزارۀ پیشین تا حدود ٢ سدۀ پیش شالودۀ پلهای سنگی یا آجری در صورت امكان در بستر صخرهای قرار میگرفت. قرار دادن شالودهها در زمین خشك میتوانست با تغییر مسیر موقت رودخانه ممكن شود، مانند پل اصلیِ بابِل كه درواقع كهنترین پلی بوده كه جنبۀ مهندسی داشته است. این پل با پایۀ سنگی و گذرگاه چوبی، در ٢٠٠٠قم در شهر بابل بر روی رودخانۀ فرات برپا شده بود و دو بخشِ شهر را به هم ارتباط میداد («تاریخ ... »، ٧١٥؛ «فرهنگ ... »، ٨٠٠). بعضی پایهها با ساختنِ پلهایی از قایقها اجرا میشد؛ ازجملۀ آنها پلهایی است كه داریوش هخامنشی و پسرش خشایارشا در سدۀ ٥قم طی حمله به یونان، به ترتیب بر آبراههای بُسفر و داردانل بستند؛ پل دوم با ٦٧٤ قایق برپا شده بود (هرودت، ٤٥٦-٤٥٧).
پلسازی در سرزمینهای مسلمانان ظاهراً براساس و ادامۀ پلسازی ایران ساسانی و روم بوده است. پلهای آغازین دوران اسلامی به هنگام فتوحات مسلمانان همان پلهای موقتِ قایقیِ رایج در پیش از اسلام بوده است كه عربها آن را «جسر» مینامیدهاند. در مداركِ در دست دربارۀ كهنترین پلهـا از اینگونه ــ كه در ١٣ و ١٥ق / ٦٣٤ و ٦٣٦م روی رودخانههای دجله و فرات در بخش جنوبی دشت برپا شدند ــ توضیحاتی وجود دارد (بلاذری، ٢ / ٣٠٨، ٣٠٩؛ طبری، ٣ / ٦٠٢). با گسترش فتوحات در شهرهایی كه رودخانههای بزرگ در آنها جاری بود، برپاییِ جسر و نیز پلهایی با سازۀ معمارانۀ «قنطره» رایج شد؛ ازجملۀ این شهرها بغداد، پایتخت نوبنیادِ منصور، خلیفۀ عباسی در سدۀ ٢ق / ٨م بود كه پلهای متعددی در آن از هر دو گونه بر روی رودخانۀ دجله برپا شد (نک : لسترنج، ٥٠ ff). در شهر موصل جسرهایی پیش از دورۀ اسلامی روی رودخانۀ دجله بسته شده بود كه دو بخش شهر را به یكدیگر متصل میكردند. در نیمۀ نخست سدۀ ٢ق / ٨م جسرهای قدیم بازسازی، و جسرهای تازهای ساخته شد و در پی آن قنطرهها نیز كه به دلیل سازۀ معمارانه ثابت بودند، برپا شدند (دیوهجی، ١١٠-١٢٠).
در فسطاط (قاهرۀ كهن) نیز همچون شهرهای همانند آن جسرهایی بسته شده بود (ادریسی، ١ / ٣٢٣) و ابن جبیر از پلی در فسطاط بر روی رودخانۀ نیل با ٤٠ دهانه سخن میگوید (ص ٥٢-٥٣).
بستن جسر روی رودخانهها در ایرانِ پیش از اسلام، و به هنگام گشودن شهرها توسط مسلمانان ــ بهویژه در خراسـان بـزرگ ــ بسیار كاربرد داشت (مقدسی، ٣٣٠). همچنین بلاذری از قنطرههایی بر نهرهای بلخ گزارش میدهد (٣ / ٥٠٦). از زمرۀ جسرهای مشهور باید از «جسر بنات یعقوب» بر رودخانۀ اردن علیا یاد كرد (EI٢, II / ٥٥٥).
مقری و ابن عذاری از مشهورترین پلهای اندلس، پل قرطبه بر روی وادی الكبیر یاد میكنند كه بنیان آن به پیش از اسلام بازمیگردد، و از پایان سدۀ ١ق / ٧م به بعد بارها بازسازی و مرمت شده، و بدین سبب، با اینكه عناصر كهن رومیِ آن حفظ شده است، ساختار مشخصی ندارد. موقعیت این پل در كنار جامع شهر و كاخ الزهرا عامل امتیازی برای شهر بهشمار آمده است (نک : دانشنامه ...، ٥ / ٦٧٩-٦٨٠).
مآخذ
ابن جبیر، محمد، رحلة، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٧م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٩ م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش صلاحالدین منجد، قاهره، ١٩٥٦م؛
دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧٩ش؛
دیوهجی، سعید، «جسرالموصل فی مختلف العصور»، سومر، ١٩٥٦م، ج ١٢، شم ١ و ٢؛
طبری، تاریخ؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
نیز:
Britannica, ٢٠٠٤;
The Dictionary of Art , New York/ London, ١٩٩٨ ;
EI٢;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٣;
Herodotus, The Histories, tr. Aubrey de Sélincourt, Harmondsworth, ١٩٨٠;
A History of Technology, ed. Ch. Singer et al., Oxford, ١٩٥٥;
Le Strange, G., Baghdad During the Abbasid Caliphate, Westport, ١٩٨٣.
فاطمه كریمی
پل و پلسازی در ایران
دورۀ پیش از اسلام: بقایای كهنترین نمونه از پلهای پایا بر روی رودخانۀ ارس در شمال غربی آذربایجان در مرز ارمنستان و نخجوان باقی است.این پل احتمالاً با سازهای بر پایههای سنگی در سدۀ ٩- ٨قم برای ایجاد ارتباط بین دو بخش شهر اورارتوییِ ورهرام واقع در دو سوی رودخانۀ ارس برپا شده بوده است (تصویر ١؛
كلایس، «نقشهها ... »، ٨٢ ff.).

دورۀ هخامنشی
در كاوشهای باستان شناختیِ پاسارگاد در محوطۀ باغِ كاخِ هخامنشی بازماندۀ پلی با نقشهای مربع شكل شامل ١٥ ستون در ٣ ردیفِ ٥ ستونی بهدست آمده است (تصویر ٢؛
استروناخ، ١١٣، تصویر ٥٥) و نیز آثار بازمانده از یك بند ـ پل در ناحیۀ «برده بریدۀ ٢» كه بر روی رودخانۀ كُر در فارس بسته شده بوده، مورد بررسی قرار گرفته است كه تماماً از قطعه سنگهایی تشكیل گردیده كه با بستهای فلزی به هم متصل شدهاند (تصویر ٣؛
برگنر، ١-٤).
دورۀ ساسانی
در زمان شاپور اول ساسانی (٢٤٠-٢٧٠م)، بند ـ پلِ مشهور به «بند قیصر» نزدیك شوشتر در خوزستان به دست اسرای رومی پس از شكست آنها در ادسا در ٢٦٠م ساخته شد. این بند ـ پلِ منحنی را با درازای ٤٧٠متر بر روی رودخانۀ كارون با استفاده از امكانات طبیعیِ بستر صخرهای رودخانه، و با بیش از ٥٠ دهانه بنا كرده بودند كه در دورههای بعدیِ معماری ایران تا سدۀ ١٣ق / ١٩م الگویی برای ساختمان پل بود (تصویر ٤؛
ولفل، ١١٣ ff.).

در درۀ گاماساب نزدیك بیستون در محوطۀ محصورِ شكارگاهِ شاهی پلی با پایههای سنگی تراش خورده، و با بستهای فلزی وجود داشته كه ظاهراً دارای طاقهای قوسی و گذرگاه مسطح چوبی بوده است. از این پل ساسانی فقط پایههای سنگیِ آن با دهانههای تیزهدار باقی مانده است (كلایس، بیستون، ٩٩ ff.).

دورۀ اسلامی
پلهای ساخته شده در این دوره دارای ویژگیهای پلهای دورۀ ساسانی ــ سنگهای مربع شكل، بستهای فلزی و قوسهای نسبتاً تیزهدار ــ است. یك نمونۀ آن پلی است با ٢٥ پایه در نزدیكی خرمآباد كه شاید بر پایههای یك سازۀ چوبی قرار داشته، و بر روی آن بنایی با قلوهسنگ متعلق به دورۀ اسلامی وجود داشته است (تصویر ٥؛
همو، «پلها و سدهای شمال...١»، ٢٥٠ ff.).

بر روی رود كشگان در جادۀ اندیمشك پلی پراهمیت وجود دارد كه در زمان شكلگیری، دارای پایههای مدورِ ستبر بوده، و ١٥٠ متر درازا، ٨-٥ / ٩ متر پهنا، و ٢٨ متر بلندی داشته است. امكان دارد كه در اصل پایهها حامل یك گذرگاهِ چوبیِ افقی بـوده، و در دومین دورۀ بنا ــ احتمالاً در اوایـل دورۀ اسلامی ــ طاقهای ساخته شده از قلوه سنگ به آن افزوده شده است (تصویر ٦؛
همو، «پلها و سدهای جنوب غربی...»، ٣٥٠ff.).
همچنین بر روی رود كشگان پل مشهور كشگان در ٥٦ كیلومتری غرب خرمآباد با ١٢ پایۀ مدور مستحكم و ٣ گذرگاه كوچك قرار دارد (همو، «پلها و سدهای شمال»، ٢٥٢ ff.). در بنای پایههای ستبرِ آن از سنگهای مربع، و در بخشهای بالایی بین قوسها از قلوهسنگ استفاده شده است. برای كاهش وزنِ بخشهای فوقانی حجرههایی در بالای پایهها ساختهاند. این پل با ٣٤٠ متر درازا، و ٢٦ متر بلندی، و ٤ / ٩ متر پهنا به دستور امیر ابونجم بدر بن حسنویه در فاصلۀ سالهای ٣٨٩-٣٩٩ق / ٩٩٨-١٠٠٨م ساخته شده است و بخشی از آن را در سدۀ ١٣ق / ١٩م بازسازی كردهاند.

در جنوب كَوَر در فارس پل كَوَر با درازای ١٢٥، بلندی ٣ / ١٠، و پهنای ٨ / ٣ متر، با ٦ دهانۀ تیزهدار و دو اتاق كوچك برای مسافران وجود دارد كه احتمالاً در اوایل دورۀ اسلامی، و شاید بر پایههای ساسانی ساخته شده است (تصویر ٧؛
همو، «پلهای صفوی و قاجاری در ایران»، ٣١٥). ساختنِ چنین اتاقهایی برای مسافران در پلهای ایرانی ــ مانند كاروانسراها ــ بسیار رایج بوده است.
یكی از قدیمترین پلهای برجای مانده از سدههای نخستین اسلامی پل «شهرستان» در اصفهان است كه ــ احتمالاً بر پایههای ساسانی ــ در فاصلۀ سدههای ٤-٥ق / ١٠-١١م بر صخرههای سنگیِ بستر زایندهرود ساخته شده است (هنرفر، ٨- ٩؛
رفیعی، ٣٠٥).
بر روی رودخانۀ قزلاوزن در مسیر جادهای كه از زنجان به تبریز میرود، در پای یكی از قلعههای اسماعیلیه، پل قافلانكوه برپاست. بانیِ آن براساس كتیبۀ آجری موجود، «حاجی عباس... بن عثمان القزوینی» و تاریخ ساخت آن ٨٨٠- ٨٨٩ ق / ١٤٧٥-١٤٨٤ م است.

كتیبهای دیگر از مرمتی در ٩٢٣ ق / ١٥١٧ م به امر شاه بیگم دختر محمدبیگ نشان دارد، و ظاهراً مرمتهای بعدی یكی در ١٠٨٤ ق / ١٦٧٣م، و دیگری در دورۀ سلطنت نخستین شاه قاجار (آغاز سدۀ ١٣ق) صورت گرفته، و آخرین آنها حدود ١٠٠ سال پیش بهدست معماری تبریزی انجام یافته است. چشمۀ میانیِ پل در ١٣٢٥ش / ١٩٤٦م طی جنگ آذربایجان منفجر شد. پل ١٤٨ متر درازا، ٨ / ١٠ متر پهنا و ١٥ متر بلندی دارد. پایههای آن از سنگهای مربع شكل ساخته شده است و برای بخش بدنه از آجر استفاده كردهاند. برای كاهش وزن پل گذرگاههایی در آن ایجاد شده است (تصویر ٨؛
پوپ، ١٢٣٤، نیز حاشیۀ ٢؛
كلایس، «پل قافلانكوه...»، ٣٦٣ ff.).

دورۀ صفوی
از دیدگاه تاریخِ هنر پلهای اصفهان مهمترین پلهای ایران هستند. پلسازی در این دوره به شكلی فزاینده به جلوهگریهای معمارانه و تزیینات نما میپردازد و فاصلۀ پایهها و پهنای دهانههای پل بیشتر میشود. از این گروه پلها میتوان از پل اللهوردیخان (ه م) (سی و سه پل) و بند ـ پلِ خواجو با ٢٣ دهانه و ١٣١ متر درازا یاد كرد؛
در میانۀ این پل یك كلاه فرنگی ٨ ضلعی برپاست (وورفل، ١٧٥ ff.).

در ٥٧ كیلومتری شمال قزوین روی رودخانۀ شاهرود پل «انبوه» كه تنها دارای یك قوس تیزهدار است با درازای ٨٠ / ٢١، بلندی ٨٠ / ١٨، و پهنای ٨ متر برپا شده است كه در هر سوی پل اتاقی برای مسافران وجود دارد. دسترسی به اتاق شمالی از طریق پلكانی است كه از شیب جاده به پایین میرود و راه اتاق جنوبی از كنار سر پل است؛
پل انبوه در زمان شاه عباس اول ــ و شاید در محل یك پل كهنتر ــ بر جادهای كه به سوی قزوین، لاهیجان و دریای مازندران میرود، ساخته شده است. این پل تاكنون به خوبی برجاست (تصویر ٩؛
كلایس، «پلهای صفوی و قاجاری در شمال...»، ٢٠٥ ff.).
در استانهای گیلان و مازندران چندین پلِ ساخته شده از آجر نمایشگرِ تناسبات عالی معمارانه است. برای نمونه پل تمیجان نزدیك رودسر است كه در سدههای ١١-١٢ ق / ١٧- ١٨ م با سنت معماری صفوی ساخته شده است(تصویر١٠؛
همو، پلهای صفوی و قاجاری در ایران»، ٣٢٩). پل شیم رود نزدیك لاهیجان (همان، ٣٢٧ ff.)، و پل صومعهسرا صومعهسرا در ٢٤ كیلومتری غرب رشت با ٤ دهانه و ٢ گذرگاه در پایههای اصلی نیز از این گروهاند (تصویر ١١؛
همو، «پلهای صفوی و قاجاری در شمال»، ٢١٣).

پلهایی كه بر صخرههای زیرزمینی بنا نشدهاند، اگر روی ساختمانِ سد نباشند، بیشتر روی پایههای سنگفرش بنیاد یافتهاند. نمونۀ چنین پلهایی، پلی واقع در جادۀ بیجار است كه بر رودخانۀ زنجان بسته شده است. این پلِ آجری ١٠٥ متر درازا، ٢ / ٦ متر پهنا، و ١ / ١١ متر بلندی دارد (تصویر١٢؛
همو، «پلهای صفوی و قاجاری در جنوب غربی ... »، ٣٣٣).

دورۀ قاجار
پل رود شور (قرهسو) نزدیك حسنآباد در جادۀ تهران ـ قم، در اصل روی یك سد ساخته شده بوده است كه پس از ویرانیِ بخش جنوبیِ آن، به هنگام بازسازی سازههایی آجری برای كاهش وزن پل به آن افزودهاند. این پل در اصل در دورۀ قاجار ساخته شده، و در نیمۀ دوم سدۀ ١٣ق بازسازی شده است (تصویر ١٣؛
همو، «پلهای صفوی و قاجاری در شمال»، ٢٣٦).

از اواخر دورۀ قاجار در ساختمان پلها بهطور فزاینده از فنون جدید و مصالح ساختمانی چون سنگ و آجر استفاده شد، در سدۀ ١٤ ق / ٢٠ م از سازههای فولادی و سیمانی در پلسازی استفاده كردند؛
برای نمونه میتوان از پل فولادی ورسك برای راهآهن، میان كوههای البرز در راه تهران ـ دریای مازندران، و پل فولادی «قطور» در خط آهن میان آذربایجان و تركیه یاد كرد.


مآخذ
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملی اصفهان، تهران، ١٣٥٢ش؛
هنرفر، لطفالله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ١٣٤٤ش؛
نیز:
Bergner, K., «Bericht über unbekannte achaemenidische Ruinen in der Ebene von Persepolis», Archaeologische Mitteilungen aus Iran, ١٩٣٦, vol. VIII, Kleiss, W., Bisutun, Berlin, ١٩٩٩, vol. VII;
id, «Brüken aus safavidischer und qadjarischer Zeit im nördlichen Iran», Archaeo- logische Mitteilungen aus Iran, ١٩٨٥, vol. XVIII;
id, «Brücken aus safavidischer und qadjarischer Zeit in Südwest-und Nordiran», ibid, ١٩٨٧, vol.XX;
id, «Brücken und Dämme in Nord-, West-und Südwest- iran-V», ibid, ١٩٩٤, vol. XXVII;
id, «Brücken und Dämme in Südwest-, Nordost-und Süd – Iran», ibid, ١٩٩٥ / ١٩٩٦, vol. XXVIII;
id, «Plan- aufnahmen urartäischer Burgen und Neufunde urartäischer Anlagen in Iranisch-Azerbaidjan im Jahre ١٩٧٣», ibid, ١٩٧٤, vol. VII;
id, «Pol-e Qaflan Kuh bei Mianeh», ibid, ١٩٨٣, vol. XVI;
id, «Safavidische und qadjarische Brücken in Iran II», ibid, vol. XIX, ١٩٨٦;
Pope, A. U., «Bridges, Fortifications and Carvanserais», A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧, vol.III;
Stronach, D., Pasargadae, Oxford, ١٩٧٨;
Wölfel, W., Wasserbau in den alte Reichen, Berlin, ١٩٩٠;
Würfel, K., Isfahan, Zürich, ١٩٧٤.
ولفرام كلایس