دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٧ - حافظ عثمان
حافظ عثمان
نویسنده (ها) :
حمیدرضا افسری
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حافِظْ عُثْمان، عثمانبنعلی، خوشنویس برجستۀ قلمهای ٦ گانه (اقلام سته) و صاحب سبک عثمانی (١٠٥٢-١١١٠ق / ١٦٤٢- ١٦٩٨م). وی در استانبول زاده شد (صویولجیزاده، ٣٦)؛ پدرش مؤذن مسجد خاصکی سلطان، و خودش حافظ قرآن بود و بههمین سبب بهحافظ شهرت یافت (مستقیمزاده، ٣٠١؛ حبیب، ١٢١-١٢٢).
او تحصیلات اولیه را بهسبب شغل پدرش با حمایت وزیر مصطفى پاشا ــ مشهور به کوپریلیزاده ــ در زادگاهش استانبول گذراند. مقدمات خوشنویسی را نزد خوشنویس نامدار درویش علی فرا گرفت (مستقیمزاده، همانجا؛ حبیب، ١٢٢) و پس از چندی به سبب کهنسالی استادش، با اجازه از وی به شاگردی صویولجیزاده مصطفى ایوبی ــ که خود از شاگردان ممتاز درویش علی بود ــ درآمد و در ١٨ سالگی موفق به کسب «اجازه» از صویولجیزاده شد (همانجاها؛ هوار، ١٤٣). او در یکی از آثار خود اینطور رقم زده است: «... عثمان الحافظ ... من تلامیذ مصطفى افندی الایوبی» (رادو، ١١٢، تصویر).
حافظعثمان مدتی را نیز نزد اسماعیل نفسزاده شاگردی کرد، و در نهایت به مشق از روی خطوط قدما پرداخت. وی در ١١٠٦ق (تقریباً سالهای پایانی عمر)، به عنوان معلم خوشنویسی سلاطین عثمانی مصطفى دوم (سل ١١٠٧-١١١٥ق / ١٦٩٥-١٧٠٣م) و برادرش احمد سوم (سل ١١١٥-١١٤٣ق / ١٧٠٣-١٧٣٠م) منصوب شد (شیمل، ٧٤).
وی حنفیمذهب بود (مرادی، ١٦٣؛ اعظمی، ١٢٩) و از طریق سید علاءالدین افندی ــ شیخ خانقاه قوجه مصطفى پاشا ــ خرقه بر تن کرد و به طریقۀ سنبلیه پیوست (مستقیمزاده، ٣٠٢؛ شیمل، همانجا).
حافظعثمان به حقوق استادی و شاگردی بسیار پایبند بود و حتى در هنگام اجرای مناسک حج نیز از آموزش خودداری نمیکرد (حبیب، ١٢٢؛ مستقیمزاده، ٣٠٢-٣٠٣). وی یکشنبهها شاگردان فقیر خود را به رایگان تعلیم خط میداد (همو، ٣٠٣؛ حبیب، ١٢٢-١٢٣). با این وجود، برخی از روی حسادت صفات ناپسندی را به وی نسبت داده بودند. حافظعثمان از منصب و مستمری دولتی برخوردار بود (مستقیمزاده، ٣٠٢-٣٠٣). او در ١٠٨٧ق به حج رفت و همچنین به مصر، ادرنه و بورسه سفر کرد (اوغوردرمان، ٩٨).
او در ٣ سال پایانی زندگی ــ در حالیکه فلج بود ــ در محلۀ سنجاقدار استانبول زندگی میکرد و به سال ١١١٠ق درگذشت و در خانقاه قوجه مصطفى پاشا به خاک سپرده شد (مستقیمزاده، ٣٠٢-٣٠٣؛ حبیب، ١٢٣؛ سامی، ٣ / ١٩١٤؛ صویولجیزاده، ٣٦؛ شیمل، همانجا). کتیبۀ سنگ قبـر او را قپـولی اسماعیل افندی به خط نسخ نوشته است (نک : «دائرةالمعارف ... »، XVIII / ٣٠٨، تصویر؛ اوغوردرمان، ٩٩، تصویر؛ حبیب، ١٢٢؛ مستقیمزاده، ٣٠٤). مادهتاریخ وفاتش را سید عبدالحلیم افندی سروده (همو، ٣٠٣-٣٠٤)، و یحیى کمال ــ آخرین شاعر ترکیسُرای سبک قدیم ــ وی را با عنوان «پیامبر خوشنویسی» ستوده است (شیمل، همانجا).
افظ عثمان از شاگردان با واسطۀ منسوب به سلسلۀ خوشنویسانی است که به قبلة الکتاب شیخ حمدالله آماسی میرسند (عالی، ٢٤-٢٥؛ حبیب، ٧٩ بب ؛ فضایلی، ٣٣٦؛ هوار، ١١٧)؛ خوشنویسان این سلسله و دیگر خوشنویسان عثمانی خود از پیروان استادان ایرانی بودند (عالی، ٢٣-٢٤؛ یوسفی، ٧١١-٧١٢).
حافظعثمان خطوط متقدمین بهویژه حمدالله آماسی را در اقلام نسخ و ثلث مشق کرده (اصلانآپا، ٣٢٥-٣٢٦؛ یوسفی، ٧١١)، از این رو ست که حمدالله را شیخ اول و حافظ عثمان را شیخ ثانی (ثریا، ٣ / ٤٢٢؛ اولکر، ٢٧) و گاهی شیخ ثالث (فضایلی، ٣٤٠؛ مصرف، مصور ... ، ١٩٦، تصویر ٥٩٨ ب؛ بهنسی، ذیل الشیخ الخطاط) نامیدهاند. او افزون بر خطوط اصول، قلم نستعلیق را نیز خوش مینوشت (برای نمونههایی از شیوۀ مفردات حـافظ عثمـان، نک : مصرف، بـدائـع ... ، ٣٥٤-٣٦١؛ مصور، ١١١، تصویر ٣٦٩).

شکوفایی کار حافظ را میان سالهای ١٠٩٠-١١٠٠ق نوشتهاند (اغوردرمان، همانجا). او شاگردان بسیاری را پروراند که برخی از آنان خوشنویسان نامداری شدند. از میان آنها میتوان محمد راسم، یوسف رومی و یوسف مجدی (حبیب، ٣٣؛ ثریا، همانجا)، و رجالی چون ابراهیم پاشا نوشهرلی (ه د، ٢ / ٤٨٣) را نام برد. خوشنویسان متأخرتر نیز خط او را «نقل» کردهاند (نک : صفوت، ٦٨, ٧٧، تصویرها).
آغا قپولی اسماعیل افندی بر آن است که زیبایی خط را میتوان در آثار حافظعثمان دید (مستقیمزاده، ٣٠٢)، و عبدالمحمد ایرانی مینویسد: «حافظ عثمان در میان عثمانیان جایگاه میرعماد را میان ایرانیان دارد» (ص ١٥٣). بعضی از تذکرهنویسان عرب او را با صفاتی چون: زرینقلم، یگانۀ روزگار و جز آنها یاد کردهاند و از تأثیر قلمش بر خوشنویسان ممتاز معاصر عرب سخن گفتهاند (اعظمی، ١٢٩-١٣١).
از حافظعثمان آثار زیادی به صورت کتابت قرآن، قطعه، حلیه، و اندکی کتیبه برجای مانده است. مذهِّب آثار او، محمد چلبی، برادرزادهاش بوده است (مستقیمزاده، ٣٠٤؛ حبیب، ١٢٣؛ اوزون چارشیلی، III(٢) / ٥٧٤).
برخی از آثار حافظعثمان عبارتاند از:
الف ـ قرآنهـا
او بـالـغ بـر ٢٥ قـرآن کتـابـت کـرده کـه برخی از آنها بارها در استانبول و مصر چاپ شده است (کردی، ٣٣٩)؛ از آن جمله است: قرآنهایی که در ١٠٩٤ق (نک : «دائرةالمعارف»، XVIII / ٣٠٧، تصویر)، ١٠٩٥ق (نک : رادو، ١١٥، تصویر)، و ١٠٩٧ق در ایاصوفیه (دفتر ... ، ٣؛ سامی، ٣ / ١٩١٤) کتابت شده است. قرآن اخیر به دستور سلطان عبدالحمید دوم (سل ١٢٩٣-١٣٢٧ق / ١٨٧٦- ١٩٠٩م) و زیرنظر عثمانبیک مطبعهچی در ١٢٩٨ق / ١٨٨١م به چاپ رسیده و به مصحف حافظعثمان معروف است (اوغوردرمان، ٩٩)؛ جزو آخر آن در مجموعۀ سلطانی القرائی در ایران محفوظ است (بیانی، ٤ / ١١١٠-١١١١).
ب ـ قطعات
از حافظعثمان قطعات بسیاری باقی است: ٣٠ قطعه در کتابخانۀ توپکاپیسرای (رادو، ١١٢)؛ قطعههایی به قلمهای مختلف ثلث ٣ دانگ و نسخ کتابت عالی با رقم «کتبة المذنب عثمان المعروف بحافظ القرآن»، موجود در موزۀ اسلامی ترک (بیانی، ٤ / ١١١٠)؛ قطعهای به قلم نستعلیق دو دانگ و کتابت خوش، ١٠٦٤ق، موجود در کتابخانۀ خزینۀ اوقاف استانبول (همو، ٢ / ٤٢٧).
ج ـ حلیه
گونهای از کتابت که در آن نام و صفات پیامبر(ص) با ترکیببندی گوناگون و قلمهای مختلف، خوشنویسی میشود. قالب سنتی این نوع نگارش را حافظعثمان ارائه کرد و خوشنویسان پس از او با استفاده از این قالب، حلیههایی با اشکال گوناگون پدید آوردند. ازجمله: حلیهای در کتابخانۀ چستربیتی (Ms. Additional)، ١١٠٣ق، و ٦ حلیه در موزۀ توپکاپیسرای (صفوت، ٤٧-٤٨؛ جیمز، ٣٢، تصویر ٤٠؛ اصلانآپا، ٣٢٥؛ ایرانی، ١٥٢، تصویر؛ رادو، ١١٢, ١١٤؛ دره، ٨٠، ٧٨ و تصویرهای ٢٧, ٢٩, ٩٤, ١١٨).
د ـ کتیبهها
از کتیبههای نگاشتهشده توسط وی میتوان به کتیبۀ چشمۀ مسجد شهید سلیمانپاشا در اسکودار، و کتیبۀ سنگ مزار سیاوشپاشا در گورستان قرهجه احمد تونوس باغی اشاره کرد (اوغوردرمان، همانجا؛ نیز برای اطلاع از دیگر آثار معرفیشده از وی، نک : بیانی، ٤ / ١١١٠؛ بلر، ٢٤٩؛ صفدی، ٣٠؛ مصرف، مصور، ٤٢٥، ٤٢٦، ٦٠٢-٦٠٤، تصویرها؛ اولکر، ٢٨، تصویر؛ رادو، ١٠٩, ١١١، تصویرها؛ اوغوردرمان، ٩٨-٩٩، تصویرها؛ الپ ارسلان، ٤٠٣، تصویر؛ نیز برای زندگی و آثار او، نک : دره، سراسر کتاب).
حافظ عثمان بن علی را نباید با حافظعثمان (قایشزاده) که در سدۀ ١٤ق / ٢٠م میزیست، یکی دانست (مصرف، همان، ١٩٦، تصویرهای ٥٩٨ آ ـ ب).
مآخذ
اعظمی، ولید، تراجم خطاطی بغداد المعاصرین، بیروت، ١٩٧٧م؛ ایرانی، عبدالمحمد، پیدایش خط و خطاطان، تهران، یساولی؛ بهنسی، عفیف، معجم مصطلحات الخط العربی و الخطاطین، بیروت، ١٩٩٥م؛ بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، ١٣٦٣ش؛ ثریا، محمد، سجل عثمانی ( تذکرۀ مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣١١ق؛ حبیب اصفهانی، خط و خطاطان، قسطنطنیه، ١٣٠٥ق؛ دفتر کتبخانۀ ایاصوفیه، استانبول، ١٣٠٤ق؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛ عالی، مصطفى، مناقب هنروران، استانبول، ١٩٢٦م؛ فضایلی، حبیبالله، اطلس خط،اصفهان، ١٣٥٠ش؛ کردی مکی، محمدطاهر، تاریخ الخط العربی و آدابه، قاهره، ١٣٥٨ق / ١٩٣٩م؛ مرادی، محمد خلیل، سلک الدرر، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛ مستقیمزاده، سلیمان، تحفۀ خطاطین، استانبول، ١٩٢٨م؛ مصرف، ناجی زینالدین، بدائع الخط العربی، بغداد، ١٩٨١م؛ همو، مصور الخط العربی، بغداد، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛ نیز:
Alparslan, A., «Osman (Hafız)», Osmanlılar ansiklopedisi, Istanbul, ٢٠٠٨, vol. II;
Aslanapa, O., Turkish Art and Architecture, London, ١٩٧١;
Blair, Sh. S. and J. M. Bloom, The Art and Architecture of Islam, ١٢٥٠-١٨٠٠, New Haven / London, ١٩٩٤;
Dere, O. F., Hattat Hâfiz Osman Efendi: Hayati, sanati, eserleri, Istanbul, ٢٠٠٩;
Huart, C., Les Calligraphes et les miniaturistes de l’orient musulman, Paris, ١٩٠٨;
James, D., Islamic Masterpieces of the Chester Beatty Library, London, ١٩٨١;
Rado, Ş., Türk hattatları, Istanbul, Yayın Matbaacılık Ticaret;
Safadi, Y. H., Islamic Calligraphy, London, ١٩٧٨;
Safwat, N. F., The Art of the Pen, United Kingdom, ١٩٩٦;
Schimmel, A., Calligraphy and Islamic Culture, New York, ١٩٨٤;
Suyolcuzade, M. N., Devha-tül-Küttab, Istanbul, ١٩٤٢;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٠;
Uğur Derman, M., «Hâfiz Osman», Türkiye diyanet vakfi İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٧, vol.XV;
Ülker, M., Türk hat sanati, Ankara, ١٩٨٧;
Uzunçarsılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢;
Yūsofī, Ḡ. Ħ., «Calligraphy», Iranica, vol.IV.
حمیدرضا افسری