دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥ - بساون
بساون
نویسنده (ها) :
فریبا افتخار
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٢ شهریور ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَساوَن، نقاش هندی دربار اكبر شاه (سلـ ٩٦٣-١٠١٤ق / ١٥٥٦-١٦٠٥م). وی در طول ٤٠ سال فعاليت هنری (٩٦٨-١٠٠٩ق / ١٥٦١-١٦٠٠م) بيش از صد اثر از خود برجای گذاشتII / ٣٨٤) EWA, ؛ بيچ، .(٨٩ از زندگی او اطلاع چندانی در دست نيست، جز آنكه احتمالاً هندو و پدر مَنوهَر نقاش بود EWA) ، همانجا؛ بارت،.(٨٤ منوهر در يك نقاشی از چهرۂ خود «منوهر ولد بساون» امضا كرده است (كريمزاده، ٣ / ١٢٢٦-١٢٢٧).
بساون شاگرد خواجه عبدالصمد شيرين قلم شيرازی بود. خواجه عبدالصمد و ميرسيدعلی تبريزی در دورۂ صفويه به همراه همايون (سلـ ٩٣٧-٩٦٣ق / ١٥٣٠-١٥٥٦م) به هند رفتند و در آنجا شاگردانزيادی پرورش دادند (ابوالفضل، ١ / ٧٧؛ ديماند، ٦٢؛EWA، همانجا). به همين سبب، كارهای نخستين بساون تحت تأثير نقاشی ايرانی است، ولی بعد سبكی خاص خود اختيار كرد (ديماند، نيز EWA، همانجاها). او مؤثرترين شخص در پيشرفت و تكامل سبك معروف به مغولی هند و مبتكر شكلگيری پرترههايی است كه در سدۀ ١١ق / ١٧م در دوره جهانگير (سلـ ١٠١٤-١٠٣٧ق / ١٦٠٥- ١٦٢٨م) مرسوم شد (بيچ، همانجا؛ ولش،.(١٤٩ او پس از دو استاد ايرانی خود و نقاش هندی، دسونته، بهترين نقاش دربار اكبر به شمار میرفت. ابوالفضل علامی در آييناكبری چنين آوردهاست: «در طراحیوچهرهگشايی و رنگآميزی و مانند نگاری و ديگر كارهای اين فن، يگانۀ زمانه شد و بسا از ديدهوران شناسا او را بر دسونته ترجيح دهند» (همانجا). بساون در آخرين سالهای فعاليت هنريش، سرپرست گروه نقاشان در كتابخانۀ اكبر بود (بارت، بيچ، همانجاها).
بساون توجه خاصی به نقاشی اروپايی داشت. در نسخۀ طوطینامۀ (٩٦٧ق / ١٥٦٠م) موجود در موزۂ كليولند، تأثير نقاشی اروپايی در كار بساون به خوبی ديده میشود. اين امر نشانگر آن است كه وی مدتی طولانی و به صورت مستمر در آثار اروپايی مطالعه و دقت داشته است (همانجا). باسمههای چاپی و حكاكيهای روی فلز مكاتب فلاندری و آلمانی، بهخصوص كارهای دورر (د ٩٣٤ق / ١٥٢٨م)و بهام (د ٩٥٧ق / ١٥٥٠م) كه توسط مهاجران پرتغالی و گروههای مذهبی ژزوئيت در اواخر سده ١٠ق / ١٦م به هند آورده شده بودند، در نقاشی هندی به ويژه كارهای بساون مورد تقليد قرار گرفتهاند .(EWA, X / ١٧٨) با وجود تأثيرپذيری از سبك نقاشان اروپايی، او عناصر هندی و خصوصيت كارهای خود را نيز حفظ كرده است؛ چنانكه در كاری از او كه نسخهبرداری از يك اثر اروپايی است و اكنون در موزۀ گيمۀ پاريس نگاهداری میشود، عناصر هندی در آن به گونهای به كار رفته است كه میتوان آن را اثری بازآفرينی شده دانست (نك :.EWA, II / ٣٨٥ )
هرچند در كارهای بساون پرسپكتيو كامل علمی وجود ندارد، اما او توانسته است از فضاهای معماری و تناسبهای فضايی و سه بعدی استفاده كرده، به پرسپكتيو علمی نزديك شود. وی در اين راه از منظرهها و دورنمای شهر و فضاهای معماری كمك گرفته، و با سايه زدن و نماياندن بافت و چين در پارچه و سايه روشنهای فضای معماری، به آثار حجم داده است. طراحی و رنگپردازيهای وی به گونهای است كه چشم را از يك قسمت نقاشی به قسمتهای ديگر به حركت وامیدارد و تعادل در تركيببندی و توزيع رنگها به خوبی صورت گرفته است. دقت و مهارت او در ترسيم پيكر، چهره و دست انسانها و نيز گلها و گياهها، واقعگرايی او را در كار نقاشی نشان میدهد (بيچ، همانجا؛ .EWA, X / ١٧٨ )او از جزئيات نقاشيهای اروپايی در چند اثر خود استفاده كرده است؛ بهطور مثال تصوير مردی كه آب از قايق بيرون میريزد، در دو اثر او در كتابهای بابرنامه و دارابنامه وجود دارد (همان،X / ٢٢٢ ؛ تيتلی،.(١٩٤ بساون بيشتر از رنگهای ملايم استفاده میكرد (بيچ، ولش، همانجاها). يكی از ويژگيهای هنر بساون توانايی او در طرح استادانه چهره تمام رخ است كه در زمان اكبر بسيار نادر بود (نك : .EWA, II / ٣٨٥)

نقاشی در كتابخانۀ دربار مغولی هند به صورت گروهی انجام میشد ( توزك...، ٢ / ٢٣٧). از بساون شماری نقاشی كه توسط خود او، هم طراحی و هم اجرا شده است، وجود دارد. وی در كارهای گروهی نيز اغلب مسئول تركيببندی و طراحی اثر بود كه با موقعيت او هماهنگی دارد (بيچ، ٨٩؛.EWA, II / ٣٨٤ )
از مقايسۀ برخی از آثار رقمدار بساون میتوان حدس زد كه او در مصور ساختن حمزهنامه زيرنظر ميرسيدعلی و خواجه عبدالصمد شركت داشته است (بيچ،٥٩؛.(EWA, II / ٣٨٤-٣٨٥
آثار
نسخههای مصور بساون اينهاست: ١. طوطینامه؛ ٢. دارابنامه (٩٨٨ق / ١٥٨٠م)، موجود در كتابخانۀ بريتانيا كه شيوۂ مستقل نقاش در اين اثر آشكار شده است (نك : بيچ،٨٩)؛ ٣. رزمنامه (٩٩٠-٩٩٤ق / ١٥٨٢-١٥٨٦م)، در كاخ موزه شهر جيپور؛ ٤. تيمورنامه (٩٩٢ق / ١٥٨٤م)، در كتابخانۀ عمومی خدابخش بانكيپور؛ ٥. رامايانا (٩٩٢-٩٩٦ق / ١٥٨٤- ١٥٨٨م)، درجيپور؛ ٦. بابرنامه (٩٩٧ق / ١٥٨٩م)، در موزۂ ويكتوريا و البرت لندن؛ ٧. اكبرنامه (٩٩٨ق / ١٥٩٠م)، در موزۂ لندن؛ ٨. بهارستان (١٠٠٤ق / ١٥٩٥م)، در كتابخانۀ بادليان آكسفرد كه نمونهای از بهترين نقاشيهای بساون است (براون، ١١٦)؛ ٩. انوار سهيلی (١٠٠٥ق / ١٥٩٦م)، در بهارات كالابهاون بنارس؛ ١٠. جامعالتواريخ (١٠٠٦ق / ١٥٩٧م)، در كتابخانۀ كاخگلستان تهران؛ ١١. خمسۀ امير خسرو دهلوی (١٠٠٦-١٠٠٧ق / ١٥٩٧- ١٥٩٨م)، در موزۂ هنر متروپوليتن؛ ١٢. برگی جدا شده از گلستان سعدی (١٠٠٩ق / ١٦٠٠م)، در موزۂ هنر كانتی لس آنجلس. پس از گلستان سعدی، امضای او در هيچ اثر ديگری ديده نمیشود (بيچ، .٨٩-٩٠)علاوه بر كتابهای ياد شده، شماری نقاشی به صورت پراكنده و منفرد نيز از او باقی مانده است. ٣ نقاشی از او در مرقع گلشن در كتابخانۀ كاخ گلستان وجود دارد (آتابای، ٣٦٢؛ كريمزاده، ١ / ١٠٠).
مآخذ
آتابای، بدری، فهرست مرقعات كتابخانۀ سلطنتی، تهران، ١٣٥٣ش؛
ابوالفضل علامی، آيين اكبری، لكهنو، ١٨٦٩م؛
توزك جهانگيری، لكهنو، ١٨٦٣م؛
كريمزاده، محمدعلی، احوال و آثار نقاشان قديم ايران، لندن، ١٣٦٣ش؛
نيز:
Barrett, D. and B. Gray, Indian Painting, Geneva, ١٩٧٨;
Beach, M. C., The Imperial Image, Washington, ١٩٨١;
Brown, P., Indian Painting Under the Mughals, New York, ١٩٧٥;
Dimand, M.S., A Handbook of Muhammadan Art, New York, ١٩٥٨;
EWA;
Titley, N.M., Persian Miniature Painting, London, ١٩٨٣;
Welch, A. and S.C., Welch, Arts of the Islamic Book, London, ١٩٨٢.
فريبا افتخار