دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٩ - باباجان حافظ تربتی
باباجان حافظ تربتی
نویسنده (ها) :
محمدحسن سمسار
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باباجانْ حافِظِ تُرْبَتی، خوشنویس قلم نستعلیق، شاعر و نوازندۀ نامدار (د ٩٤٤ ق/ ١٥٣٧ م). او فرزند حافظ عبدالعلی تربتی و برادر حافظ قاسم خوانندۀ مشهور است. آنان از مردم زاوۀ (تربت حیدریۀ) خراسان بودند. حافظ عبدالعلی در زمان سلطان حسین میرزا بایقرا (حك ٨٧٣-٩١١ ق) به هرات رفت و به دربار او پیوست (پیربداق منشی، ٤/ ٢٢٣؛ قاضی احمد، ١٠١؛ بیانی، ١/ ٨٣) و حافظ قاسم در ١٢سالگی به خدمت ملاحسین كاشفی سبزواری فاضل و نویسندۀ نامدار شیعی درآمد (پیربداق منشی، همانجا). به گزارش پیربداق منشی درپی روابط خوبی كه بین سلطان یعقوب آق قویونلو (حك ٨٨٣-٨٩٦ ق) و سلطان حسین میرزا بایقرا پدید آمد، یعقوب حافظ عبدالعلی را طلب كرد. عبدالعلی و فرزندانش از خراسان نزد یعقوب رفتند. پس از مرگ یعقوب حافظ قاسم به دربار شاه اسماعیل اول صفوی فرا خوانده شد و تا آخر عمر این پادشاه، در خدمت او بود و پس از او نیز در دربار شاه طهماسب به سر میبرد (همانجا). در این میان تا روزگار شاه طهماسب از باباجان هنرمند كهتر این خانواده در مآخذ اثری نیست.
نام باباجان را نخستین بار در تذكرۀ تحفۀ سامی (تألیف: ٩٦٨ق) مییابیم (سام میرزا، ١٣٥-١٣٦). آنچه دیگر تذكرهنویسان بعد دربارۀ زندگی وی نوشتهاند، برگرفته از این كتاب است. با توجه به فاصلۀ اندك بین مرگ باباجان و تألیف تحفۀ سامی و شرح دقیقی كه سام میرزا از ویژگیهای زندگی باباجان میدهد، او باید سالهای پایانی عمر باباجان را دریافته باشد.
نام این هنرمند در متون تاریخی و نیز تذكرههای خوشنویسی همواره در كنار خوشنویسان بزرگ و نامداری چون میرعلی هروی، سیداحمد مشهدی، شاه محمود نیشابوری و دیگران آمده است (روملو، ١٨٦؛ اسكندر بیك، ١/ ١٧٠). محمود بن محمد كه با وی همزمان بوده است، او را «نادرۀ زمان» میخواند (ص ٥٨). نام استادِ باباجان در خوشنویسی دانسته نیست، اما او یكی از چیرهدستترین پیروان سلطان علی مشهدی خوشنویس نامدار سدۀ ١٠ ق شناخته میشود (همانجا). دور نیست كه به هنگام اقامت خانوادۀ او در هرات كه همزمان با سالهای شهرت و رواج كار خوشنویسی سلطان علی بوده، باباجان به طور مستقیم یا غیرمستقیم از مكتب این استاد بهره گرفته باشد. اگر چه در فهرست نام شاگردان او نام باباجان دیده نمیشود (نك : بیانی، ١/ ٢٥٢)، اما مالك دیلمی خوشنویس بزرگ همزمان او در مقدمۀ مرقع ممتاز مشهور به مرقع امیرحسنبیك كه اكنون در توپكاپی سرایی نگاهداری میشود، پس از بر شمردن نام گروهی از شاگردان و پیروان سلطان علی مینویسد: «جناب مولانا رستم علی ... نادرۀ عصر واوانند. حافظ باباجان عودی و راقم حروف و استاد مظفرعلی را واسطۀ وصول سند به مولانا سلطان علی، اوست» (همو، ٣/ ٦٠٥-٦٠٦). این نوشتۀ روشن مالك گویای آن است كه باباجان نستعلیق را از رستم علی خراسانی آموخته، و شاگرد با واسطۀ سلطان علی مشهدی به شمار میآید (نك : همو، ١/ ٢٥٢). باباجان نزد ابوالفتح بهرام میرزا فرزند شاه اسماعیل اول صفوی منزلتی تمام یافت (پیربداق منشی، همانجا)؛ به همین سبب در برخی از قطعات خود «بهرامی» رقم میكرد (بیانی، ١/ ٨٣).
باباجان شاعری خوش ذوق بود و در سرودن غزل و ساختن معما طبعی لطیف داشت. چیرهدستی او در نوازندگی به ویژه نواختن عود و سازهای دیگر به درجه ای بود كه او را همتای عبدالقادر مراغی موسیقیدان بزرگ ایرانی (د ٨٣٨ ق) شمردهاند (پیربداق منشی، همانجا). به گفتۀ سام میرزا عود را كسی بهتر از او ننواخته است (ص ١٣٥). هنر دیگر باباجان كنده گری (نقّاری) و زرنشانی بر استخوان [عاج ؟] بود (همو، نیز پیربداق منشی، همانجاها؛ نك : قاضی احمد، ١٤٨). محمود بن محمد او را استاد مالك دیلمی در كتابت نستعلیق دانسته است كه درست نیست (همانجا)، زیرا چنانكه گذشت، مالك از رستم علی با كلماتی ستایشانگیز چون «جناب مولانا»، «نادرۀ عصر واوان» و تعبیر «زید بركاته» كه همگی نشان از تكریم شاگرد نسبت به استاد است، یاد میكند (بیانی، ٣/ ٦٠٦).
عالی دربارۀ زمان زندگی باباجان به خطا رفته است و وی را در شمار خوشنویسان كتابخانۀ بایسنقر (د ٨٣٧ ق) پنداشته، در حالی كه ١٠٧ سال فاصلۀ زمانی میان مرگ این دو وجود دارد. همو بدون ذكر سند، فیضی خوشنویس و شاعر را برادر او دانسته (ص ٢٨)، و میرزا حبیب اصفهانی نیز از او پیروی كرده است (ص ١٨٨).
پاسخ معمایی كه شگفتی سوسِك را برانگیخته مبنی بر اینكه اگر باباجان خوشنویس نامداری در دربار بهرام میرزا بوده، چرا نامش در مقدمۀ مرقع بهرام میرزا نیامده است؟ (نك : ایرانیكا، III/ ٢٩٢)، دوست محمد نویسندۀ مقدمه در پایان بخش «بیان استادان خط نستعلیق» چنین آورده است: «... و چون سلسلۀ ارباب كتاب بیرون از حصر و حد است ... تعریف حسن رقم و لطف قلم جماعتی ... كه كتابت ایشان در اثنای این مجلد اندراج خواهد یافت ... باز میگذارد و قلم ... بر تعریف ایشان نمیگمارد ... » (نك : بیانی، ١/ ١٩٦).
باباجان افزون برداشتن هنرهای یاد شده دارای منشهای نیكو نیز بود. سام میرزا او را «بسیار خلیق و درویش نهاد» وصف میكند (همانجا). باباجان حافظ در تبریز درگذشت و پیكرش در گورستان گجیل كه پدرش نیز در آن مدفون بود، به خاك سپرده شد (ابن كربلایی، ١/ ٣٧٥، ٤٢٢).
از آثار این هنرمند توانا تنها چند قطعه خط در مرقع بهرام میرزا برجاست: ١. قطعهای به قلم دودانگ خوش با رقم «كاتبها حافظ باباجان» كه به دست دوست محمد قطّاعی شده است و رقم «قاطعها دوست محمد» دارد (بیانی، ١/ ٨٤). ٢. دو قطعه به قلم نیمدودانگ خوش با رقم «كتبه العبد الفقیر باباجان بهرامی» و «كتبه العبد باباجان بهرامی» (همانجا؛ نیز نك : مرقع بهرام میرزا).
مآخذ
ابن كربلایی، حافظ حسین، روضات الجنان، به كوشش جعفر سلطان القرایی، تهران، ١٣٤٤ش؛
اسكندر بیك منشی، عالمآرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، ١٣٤٥-١٣٥٨ش؛
پیر بداق منشی، جواهر الاخبار، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
حبیب اصفهانی، خط و خطاطان، قسطنطنیه، ١٣٠٥ق؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٧ ش؛
سام میرزا صفوی، تحفۀ سامی، به كوشش ركنالدین همایون فرخ، تهران، ١٣٤٧ ش؛
عالی، مصطفى، مناقب هنروران، استانبول، ١٩٢٦ م؛
قاضی احمد قمی، گلستان هنر، به كوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، ١٣٦٦ش؛
محمود بن محمد، قوانین خطوط، به كوشش عبدالله جغتایی، لاهور، ١٩٦٩ م؛
مرقع بهرام میرزا، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
نیز:
Iranica;
Qāḍī Aħmad, Calligraphers and Painters, tr. V. Minorsky, Washington, ١٩٥٩.
محمد حسن سمسار