دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٢ - حمدالله آماسی
حمدالله آماسی
نویسنده (ها) :
حمیدرضا افسری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَمْدُاللهِ آماسی، خوشنویس و کاتب نامدارِ ترک در قلمهای ششگانه (اقلام سِتّه)، و از هنرمندان صاحبسبک عثمانی در سدۀ ٩ و ١٠ ق/ ١٥ و ١٦ م.
پدرش، مصطفى دَده، شیخ طریقۀ سهروردیه بود که از بخارا به آماسیه، شهری در شمال آناتولی (واقع در ترکیۀ کنونی)، مهاجرت کرده بود (مستقیمزاده، ١٨٥؛ بیانی، ٤/ ١٠٦٤). حمدالله در آماسیه زاده شد. ولادتش را به اختلاف از ٨٣٠ تا ٨٤٠ ق/ ١٤٢٧ تا ١٤٣٦ م نوشتهاند (همانجاها؛ «دائرةالمعارف ترک»، XVIII/ ٤٣٥؛ «دائرةالمعارف دیانت»، XV/ ٤٤٩).
او در جوانی معارف دینی را نزد خطیبی به نام قاسم افندی آموخت، سپس به خوشنویسی روی آورد و از خیرالدین مرعشی، شاگرد عبدالله صیرفی تبریزی، تعلیم خط گرفت (مستقیمزاده، همانجا؛ حبیب، ٧٩؛ نفسزاده، ٤٨)؛ آنگاه در فن خوشنویسی چنان مهارت یافت که در زمان حکومت سلطان محمد فاتح (سل ٨٥٥ - ٨٨٦ ق/ ١٤٥١-١٤٨١ م)، بهعنوان معلم خط شاهزاده بایزید دوم ــ والی آماسیه ــ منصوب شد؛ سپس هنگامی که بایزید دوم در ٨٨٦ ق به حکومت رسید، حمدالله را به استانبول فراخواند و به سمت معلم خط شاهزادگان و منشیان دربار گماشت؛ بعدها نیز از ملازمان و مصاحبان پادشاه گردید (عالی، ٢٥؛ حبیب، همانجا؛ صویولجیزاده، ٨).
پس از مرگ بایزید دوم، و در زمان سلطان سلیم اول (سل ٩١٨- ٩٢٦ ق/ ١٥١٢-١٥٢٠ م)، حمدالله مدتی منزوی بود؛ اما دوباره سمت معلمی خط درباریان را عهدهدار شد. او زمان سلطان سلیمان قانونی (سل ٩٢٦-٩٧٤ ق/ ١٥٢٠- ١٥٦٦ م) را نیز درک کرد و حتى درخواست شاه را برای کتابت قرآن، به علت سالخوردگی نپذیرفت؛ سرانجام حمدالله در ٩٢٦ ق درگذشت و بنابر وصیتش، در گورستان قَرَجه احمد در ناحیۀ اسکودار استانبول، جنب مزار علی بن یحیى صوفی، خوشنویسِ نامدار، دفن شد (مستقیمزاده، حبیب، همانجاها؛ برای کتیبۀ سنگ مزار، نک : رادو، ٥٤، تصویر؛ آیوردی، ٣٢).
حمدالله آماسی در هویتبخشی و گسترش خوشنویسی عثمانی نقش مؤثری داشت. به علت نفوذ فرهنگ ایرانی در منطقه، در دورۀ سلجوقیان روم (٤٧٠-٧٠٠ ق/ ١٠٧٧-١٣٠١ م) تا ابتدای دولت عثمانی در قرن ٨ ق/ ١٤ م، خوشنویسی نیز تحتتأثیر مکاتب ایرانی بود ( ایرانیکا، IV/ ٧١١)؛ با آنکه حمدالله خوشنویسی را به شیوۀ ایرانی آموخته بود، ولی با تأمل در خطوط قدما، بهویژه یاقوت مستعصمی (ه م)، و بنابر ذوق و سلیقۀ فردی، با ایجاد تغییراتی در اقلام سته، بهویژه نسخ و ثلث، سبکی را پیریخت که به نام خود وی شهرت یافت (اوزونچارشیلی، II/ ٦١٣)؛ بدینترتیب، استانبول نیز بهتدریج، بهسبب حضور حمدالله و شاگردانش، به مرکز هنر خوشنویسی عثمانی تبدیل شد (EI٢, IV/ ١١٢٥).
مصطفى عالی پس از ذکر استادان هفتگانۀ ایرانی، از حمدالله آماسی در رأس استادان هفتگانۀ رومی (ترک) یاد کرده است (ص ٢٤). در تذکرههای ترکی متأخر، بهروایاتی دربارۀ حمدالله، نظیر آنچه که برای خوشنویسان ایرانی ذکر شده است، برمیخوریم؛ برای نمونه، او از حضرت خضر، الهام گرفته بود (مستقیمزاده، ١٨٦؛ قس: شیمل، ٤٨-٤٧، دربارۀ الهام گرفتن میرعلی تبریزی از حضرت علی (ع) و نیز سلطان علی مشهدی از حضرت خضر؛ و یا دوات نگهداشتن سلطان بایزید دوم برای حمدالله، نک : حبیب، ٨١؛ قس: «دائرةالمعارف اسلامیکا»، III/ ٦٠٤، دوات نگهداشتن شاه عباس اول صفوی برای علیرضا عباسی).

مستقیمزاده دربارۀ شخصیت حمدالله، بیانی غلوآمیز دارد. او توصیه میکند، شخص برای بهرهمندی از خط خوش، باید نخست به روح حمدالله آماسی فاتحهای نثار کند، و یا قلمهای خود را در یک شب جمعه در قبر استاد به مدت یک هفته مدفون سازد، سپس با آن قلمهای متبرک مشق کند (ص ١٨٧). صرفنظر از این گفتار عامپسند، مرغوبیت خط حمدالله موجب شده است تا خوشنویسیپژوهان ترک و غیر ترک، هنر وی را بستایند و در آثار خود، با تعابیری نظیرِ «شیخ»، «قدوةالخطاطین»، «قطب خطاطی»، «قبلةالکتاب»، «نادرۀ عصر» و ... از وی یاد و تمجید کنند (حبیب، ٧٩؛ فضائلی، ٣٣٦؛ زینالدین، مصور ... ، ٦٨؛ سراجالدین، ٧٥؛ هوار، ١٠٨؛ اُنور، ٩؛ اولکر، ١٩).
اعضای خانواده حمدالله نیز به خوشخطی معروف بودند (شیمل، ٧١؛ رادو، ٦٢؛ سرین، ١٩, ٢٠). درآمد دو روستا در ناحیۀ اسکودار، بهعنوان آرپالیق (مقرری) در اختیار حمدالله بود (دربارۀ آرپـالیق، نک : ه د، ١/ ٢٩٣-٢٩٤). ایـن مقـرری ــ روزانـه ٣٠ آقچه (سکۀ نقره) ــ حدود دو برابر مقرری دیگر خوشنویسان معاصر وی بود (عالی، ٢٥؛ ثریا، ٢/ ٢٤٣). حمدالله افزونبر هنر خوشنویسی با فنون شنا و تیراندازی نیز به خوبی آشنا بود (حبیب، همانجا).
حمدالله شاگردان بسیاری تربیت کرد، ازجمله: پسرش مصطفى دَده، دامادش شکرالله خلیفه، محییالدین و جمالالدین آماسی، حسامالدین خلیفه و رجب خلیفه (همو، ٨١ -٨٢، ١١٤- ١١٥؛ بیانی، ٤/ ١٠٦٤). حافظ عثمان (ه م)، از خوشنویسان سدۀ ١١-١٢ ق/ ١٧- ١٨ م، شیوۀ حمدالله را ادامه داد؛ ازاینرو حمدالله به «شیخ اول»، و حافظ عثمان به «شیخ ثانی» (ثریا، ٢/ ٢٤٤؛ در برخی مآخذ: «شیخ ثالث»، نک : بهنسی، ٨٢) شهرت یافتند.
آثـار
حمدالله خوشنویسی پرکار بود. آثار او را بیش از ٤٧ مصحف، کتیبه، چندین مرقع، قطعه، و طومار نوشتهاند (حبیب، ٧٩؛ صویولجیزاده، ٨؛ رادو، ٥٤). آثار برجای ماندۀ او اینها ست:
الف ـ قرآنها
١. قرآن کریم، به قلم نسخ در کتابخانۀ حمیدیه، ترکیه (حمیدیه ... ، ٢).
٢. قرآن کریم، یک جلد به همراه رسالة فی الادعیة و منظومة فارسیة به قلم نسخ، به تاریخ ٨٩٩ ق، در کتابخانۀ ایاصوفیه، استانبول ( دفتر ... ، ٣).
٣. قرآن کریم، در کتابخانۀ خزانۀ امانت توپکاپیسرای (اوزونچارشیلی، II/ ٦١٤).
٤. سورۀ انعام، به قلم نسخ، در کتابخانۀ ایاصوفیه، استانبول (دفتر، ٤).
٥. سورۀ انعام، در کتابخانۀ سلیمانیه، استانبول ( کتبخانة ... ، ٣).
ب ـ کتیبهها
کتیبۀ محراب، گنبد و درِ میانی مسجد بایزید در استانبول (حبیب، ٨٠؛ مستقیمزاده، همانجا؛ سرین، تصویرهای ٤٠-٤١).
ج ـ مرقعات: ٣ مرقع به قلمهای ثلث سه دانگ جلی با امضای « ... حمدالله المعروف بابن الشیخ ... »، یکی از آنها به تاریخ ٩٠١ ق، در موزۀ اسلامی ترک (بیانی، ٤/ ١٠٦٤)؛ و مرقع دیگری، در خزانۀ امانت توپکاپیسرای که به اقلام سته نوشته است (اوزونچارشیلی، همانجا).
د ـ قطعات
دو قطعه، یکی به قلم ثلث و دیگری به قلم نسخ، رقمدار در سلیمانیۀ استانبول (بیانی، همانجا؛ برای دیدن نمونۀ مفردات حمدالله، نک : رادو، ٥٢، تصویر؛ زینالدین، بدائع ... ، تصویر ٢٤٤؛ نیز برای دیدن نمونۀ خطوط وی، نک : سرین، جم ؛ زینالدین، مصور، جم ؛ رادو، ٥١, ٥٣، تصویرها؛ همچنین برای دیدن تکنگاریها دربارۀ زندگی و آثار حمدالله آماسی، نک : انور، لمپه، سرین، نیز خطاط ... ، سراسر کتابها).
مآخذ
بهنسی، عفیف، معجم مصطلحات الخط العربی و الخطاطین، بیروت، ١٩٩٥ م؛
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
ثریا، محمد، سجلعثمانی ( تذکرۀ مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣١١ ق؛
حبیب اصفهانی، خط و خطاطان، استانبول، ١٣٠٥ ق؛
حمیدیه کتبخانه سنده محفوظ کتب موجودهنین دفتریدر، استانبول، ١٣٠٠ ق؛
دفتر کتابخانۀ ایاصوفیه، استانبول، ١٣٠٤ ق؛
زینالدین، ناجی، بدائع الخط العربی، بیروت، ١٩٨١ م؛
همو، مصور الخط العربی، بیروت، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
سراجالدین، ابوبکر، روائع فن الخط و التذهیب القرآنی، قاهره، ٢٠٠٥ م؛
عالی، مصطفى، مناقب هنروران، استانبول، ١٩٢٦ م؛
فضائلی، حبیبالله، اطلس خط، اصفهان، ١٣٦٢ ش؛
کتبخانة عمومی دفتر مکتبة ابراهیم افندی و هی الآن ملحقه بالمکتبة السلیمانیة، استانبول، بیتا؛
مستقیمزاده، سلیمان، تحفۀ خطاطین، استانبول، ١٩٢٨ م؛
نیز:
Ayverdi, E. H., Fatih devri hattatları ve hat sanatı, Istanbul, ١٩٥٣;
EI٢;
Encyclopaedia Islamica, Leiden/ Boston, ٢٠١١;
Hattat Şeyh Hamdullah: hayâtı, talebeleri, eserleri, Kubbealti Akademisi Kültür ve Sanʾat Vakfı, ١٩٩٢;
Huart, C., Les Calligraphes et les Miniaturistes de l’Orient Musulman, Paris, ١٩٧٢;
Iranica ;
Lampé, M. C., Şeyh Hamdullah, Kenan Matbassi, ١٩٤٨;
Nefeszade, İ., Gülzârı Savab, ed. Kilisli Muallim Rifat, Istanbul, ١٩٣٨;
Rado, Ş., Türk hattatları, Istanbul;
Schimmel, A., Calligraphy and Islamic Culture, New York. ١٩٨٤;
Serin, M., Hattat Şeyh Hamdullah, Istanbul, ٢٠٠٧;
Suyolcuzade, M. N., Devha-tül-küttab, ed. Kilisli Muallim Rifat, Istanbul, ١٩٤٢;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٠;
Türkiye diyanet vakfı İslâm anciklopedisi, Istanbul, ١٩٩٧;
Ülker, M., BaŞlangıçtan günümüze, Türk hat sanatı, Ankara, ١٩٨٧;
Ünver, S., Hattat Şeyh Hamdullâh, Istanbul, ١٩٥٣;
UzunçarŞılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
حمیدرضا افسری