دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٤ - بروجرد، مسجد جامع
بروجرد، مسجد جامع
نویسنده (ها) :
محمد مهریار
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُروجِرْد، مَسْجِدِ جامِع، یكی از كهنترین مسجدهای ساخته شده در سدههای نخستین اسلامی در ایران. مجموعۀ كنونی مسجد با عناصر بسیار پراكندهای شكل گرفته كه طی چند سده در كنار یكدیگر برپا شدهاند. گاه پیدایش بخشی با از میان رفتن بخشی دیگر و یا تغییر چهره بخشهایی از این مجموعه همراه بوده، و با تغییراتی كه در نیم سدۀ اخیر در فضای درونی و پیرامونی آن صورت گرفته، بخشهایی از این مجموعه از میان رفته است (سیرو، ٢٣٩؛ مهریار ٨٨؛ فرزین، ٥٩).
پیشینه
نخستین كسی كه از مسجد بروجرد نام برده، اصطخری است (ص ١٩٩). نوشتۀ وی با تغییر اندكی در كتابهای جغرافینویسان پس از او تكرار شده است (نك : اشكال العالم، ١٤٢؛ ابن حوقل، ٢ / ٣٦٨؛ یاقوت، ١ / ٥٩٦). حمدالله مستوفی در سده ٨ ق / ١٤ م از دو جامع عتیق و حدیث در بروجرد یاد كرده است (ص ٧٠).
مشهور است كه جامع بروجرد را حمویة بن علی، وزیر ابودلف بر ویرانههای آتشكدۀ شهر بنا نهاد (پیرنیا، ٤). اگرچه شواهد به دست آمده طی كاوشهای باستانشناختی در محل گنبدخانۀ مسجد نشان میدهد كه دیوار مسجد بر بنیادی سنگی كه از پیش وجود داشته، استوار است، اما تاكنون نشانهای از آثار پیش از دوران اسلامی یافت نشده است و از این رو، تبدیل بنای آتشكده به مسجد قابل تأمل است (تحقیقات میدانی؛ مهریار، ١٠٨-١٤٦، نیز نقشۀ ٩).
آغاز پژوهش دربارۀ این بنا به حدود اوایل سدۀ ١٤ ش بازمیگردد. در پی گزارشهایی حاكی از وجود بنایی نخبه و پراهمیت در لرستان و به دنبال بازدید بنا در ١٣١٣ ش / ١٩٣٤ م، گزارشها به یقین تبدیل شد؛ در سال بعد پوپ شرح كوتاهی از این بازدید را همراه با تصاویری منتشر ساخت («گزارش ... »، ٣١، نیز تصویرهای ٢, ٣, ٥). اما آغازگر پژوهش دقیق بنای جامع بروجرد، سیرو محقق نامدار فرانسوی بود. وی بیش از یك دهه پس از بازدید نخستین، به بررسی جامع و روشمند این بنا پرداخت و نتیجۀ پژوهش ارزشمند خود را طی مقالهای مفصل با تصویر و نقشه منتشر ساخت (نك : ص ٢٣٩-٢٥٨) و سرانجام، سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران در دو دهۀ ١٣٥٠ و ١٣٦٠ ش برای تعمیر و حفاظت بنا به پژوهشهای میدانی در مسجد اقدام نمود. حاصل این پژوهش روشن شدن پارهای ابهامات و تصحیح نظریات پژوهشگران پیشین بود (نك : مهریار، ٧٨-١٦٤؛ مقدس، ١٣٥-٢٠٦).
امروزه مسجد دارای صحن مركزی است كه محور شكلگیری بناهایی است كه به تدریج در گذر زمانی بسیار طولانی و در دورههای ساخت و ساز تغییر كرده است؛ جبهۀ شمالی آن به شبستان شمالی محدود میشود، سطح كف این شبستان از سطح صحن پایینتر، و سطح مستوی بام آن چند پله از كف صحن بالاتر است و جبهۀ شرقی و غربی را تأسیسات غیرقرینۀ ورودیها محدود میسازد. هشتی ورودی شرقی از گوشۀ جنوب شرقی، و ورودی غربی نیز از طریق یك هشتی مشابه، دسترسی به صحن را ممكن میسازد. سقاخانه، یك حجره و حوضخانه در جنوب آن واقع شده است. در جبهۀ جنوبی، دو شبستان در دو طرف منارههای كوتاه تنها ایوان رفیع مسجد به طور قرینه قرار دارند كه از الحاقات گنبد اصلی به شمار میروند. بنای گنبدخانه اصلی میان دو شبستان شرقی و غربی ایوان و نیز مغازههای جبهه جنوبی محصور است (مهریار، ٨٨).
كهنترین بخش از فضای معماری مسجد كه تا امروز برپا مانده، بخشهایی از ساختمان اولیۀ گنبدخانه است؛ برخی از آثار یافت شده، گویای پیشینهای كهنتر است، از جمله آجرهایی كه از تخریب ستونهای استوانهای اولیه بر جا مانده است، همچنین كشف تكه سفالینهها و سكهای با تاریخ ٣٦٠ ق، جایگزینی ساختمان گنبدخانه را بر بنای پیش از آن نشان میدهد (سیرو، ٢٤٦؛ مهریار، ١٥٠؛ مقدس، ١٧٠، ١٧٣)؛ از این رو، میتوان چنین
پنداشت كه در هنگام برپا شدن ساختمان گنبدخانه، مسجدی شبستانی برپا بوده، و همانند مسجدهای شبستانی ساوه، نائین و نطنز (اواخر دورۀ آل بویه)، مقصورهای با شكوه در میان جبهۀ قبله وجود داشته است (نك : همو، ١٧١) كه پیرنیا (همانجا) جامع بروجرد را نامآورترین آنها میداند.
گنبدخانۀ اولیه، بنای چهار گوشهای است كه در ازای هر یك از ٤ بر درونی آن به ٢٠ / ١٠ متر میرسد و ساختمان گنبد بر ١٢ ستون مركب استوار شده است. هر یك از ستونهای میان اضلاع گنبدخانه، تركیبی است از مكعبی كه در هر یك از ٤ كنج آن استوانهای جا دارد كه مجموعاً یك واحد را تشكیل میدهند. نمای سطوح جانبی مكعب رگ چین آجری سادهای دارد و نمای استوانهها، با تكراری از نقوش هندسی در بافت آجری زینت شده است. ستونهای هر یك از چهارگوشۀ گنبدخانه، اندكی بزرگتر از ستونهای میان اضلاع است. در میان هر جبهه از گنبدخانه، طاق وسیعی در میان دو راهرو باریك كناری كه قرینۀ یكدیگرند، جا دارد. در جبهۀ قبله، محراب در فضای طاق میانی جاسازی شده است و راهروهای كناری فرو رفته است. دهانههای میانی و راهروهای شرقی و غربی گنبدخانه به شبستانهای كناری راه مییابد و از سمت شمال به حیاط راه دارد (سیرو، ٢٤١؛ مهریار، ٩٧). بافت آجری تزیینی سادهای كه در قاببندیهای دو طرف محراب موجود است و بدنۀ داخلی فیلپوشهای فضای گنبدخانه و همچنین ستونْنماهای استوانهای شكل داخلی را میتوان با مقبرۀ شاه اسماعیل سامانی، گنبدخانۀ جامع نطنز (٣٨٩ ق) و نیز بناهای دورۀ سلجوقی همچون گنبدخانۀ جامع قزوین، مدرسۀ حیدریه، جامع گلپایگان و جامع اردستان مقایسه كرد (گدار، نقشههای ١٣٢, ١٣٧, ١٤١, ١٤٢؛ قوچانی، ١٣٢).
گنبدخانه در دورۀ سلجوقی
كتیبهای آجری با خط كوفی بنّایی تزیینی، زینتبخش بالای فضای محراب است: «بسم الله اللهم اغفر امر هذا القبه الصدر الاجل مجدالدین حـ ... ابوالعز محمد بن طاهر بن سعید اطال الله بقائه». اگرچه كتیبه فاقد تاریخ است، اما با توجه به نام بانی آن (وزیر مسعود سلجوقی) میتوان گفت كه میان سالهای ٥٣٣ تا ٥٣٩ ق به بنا افزوده شده است.
ارتفاع اضلاع چهارگانۀ گنبدخانه تا نقطۀ انتقالی پلان ٤ به ٨ حدود ٧٠ / ٧ متر است و در محل تبدیل آن به هشت ضلعی ساختاری ساده و عاری از ظرافت به چشم میخورد. روی طاقهای مسطح در بالای راهروهای اصلی، بجز جبهۀ جنوبی كه دارای قاب گرهكاری آجری است، روزنهایی تعبیه شده، اما با كمی دقت میتوان دریافت كه در آغاز این جبهه نیز دارای روزن بوده، و در دورههای بعدی قاب گرهكاری جایگزین آن شده است. ارتفاع طاقبندی هشت ضلعی گنبد از روی دیوارهای ٤ جبهه حدود ٠٢ / ٣ متر است. آنگاه به شانزده ضلعی تبدیل شده، پس از ٤٠ / ١ متر با قرار گرفتن ٥ رج آجر افقی، نخستین رگۀ آجر عرقچین گنبد روی این نوار استوار شده است. این گنبد دو پوسته، و یكی از كهنترین نمونههای گنبد دو پوش در ایران است. پوستۀ داخلی از انحنای معمول دورۀ سلجوقی پیروی میكند، و پوستۀ خارجی پوششی با بدنه كشیده چادر مانندی داشته است. اكنون گنبدی فلزی با نمایی از كاشی و آجر بر روی پوشش اصلی جاسازی شده است (مقدس، ١٣٧- ١٣٨؛ سیرو، ٢٤١, ٢٤٤؛ پوپ، «گزارش»، ٣١، تصویر ٣؛ مهریار، ٩٥).
جاسازی كتیبۀ یاد شده با تغییر چهرۀ بنا و افزایش پوستهای آجری بر بدنۀ داخلی گنبدخانه از كف تا بالاترین نقطۀ عرقچین گنبد همراه بوده، چنانكه تزیینات آجری سازۀ قبلی مستور شده است، ولی با تغییراتی كه در نمایش خطوط كلی معماری داخلی بنا داده شده، ١٦ طاق نمای كاذب بر بالای فضای هشت ضلعی و در زیر كتیبۀ دایرۀ پاكار گنبد جاسازی شده است. به احتمال بسیار افزودن پوستۀ سه و نیم آجری بر نمای بیرونی بنا در همین زمان صورت گرفته است (مهریار، ٩٥، ٩٧-٩٩؛ مقدس، ١٦٠-١٦٣).
منار اولیه
تك منار بیرون جبهۀ جنوب غربی بنا را نیز میتوان از یادگارهای دورۀ سلجوقی و یا نزدیك به آن دوره دانست كه بخشهایی از سطوح پایینی آن در زیر ساخت و سازهای جدید پنهان مانده است (همو، ١٣٨، ١٤٠، ١٧٣).
وجود قطعات كاشی و حروف كتیبههای كاشی فیروزهای رنگ در زیر سطح كف امروزی گنبدخانه حاكی از تزیینات پیشین بناست. زمان این دگرگونی نزدیك به دورۀ تعمیرات اساسی گنبدخانه است، اما در حال حاضر نشانهای از آن برجای نمانده است (مهریار، ١٢٠).
الحاقات بنا
الف ـ دورۀ صفویه
مسجد جامع بروجرد در دورۀ صفویه گسترش قابل ملاحظهای یافت و چهرۀ آن كاملاً تغییر كرد. گنبدخانه یا شبستان مركزی دارای ایوان شد و دو شبستان در شرق و غرب به آن الحاق گردید. معماری شبستانها با طاقهای بزرگ مربوط به دورۀ صفوی است (نك : پوپ، «بررسی ... »، تصویر ٣٠٢B). این افزودههای بسیار دقیق و ظریف تركیب مناسبی میان طاقهای شبستانهای شرقی و غربی و ایوان بزرگ پدید آورده است (سیرو، ٢٤٣, ٢٥٠). سكههایی كه با تاریخ ضرب ٨٥١ و ٨٥٣ ق در زیر پایههای شبستان شرقی به دست آمده، حاكی از برپایی شبستانها در جای ساختوسازهای كهنتر است (مهریار، ١١٢).
در دورۀ صفویه با نصب ٤ ستون در فضای گنبدخانه و با استفاده از طاق و تویزههای خشتی، كف گنبدخانه را به میزان ٨٠ / ١ متر بالاتر آوردهاند تا با كف شبستانها یك دست بشود (در ٥٠ و ٦٠ سانتیمتری زیر این كف دو كف قدیمیتر وجود دارد)، اما این اقدام سبب سرگیر شدن راهروهای كناری هر یك از ٤ جبهۀ گنبدخانه شده است. كمبود بلندی پوشش دهانههای میانی آنها، با تخریب پوشش قدیمی راهروها و دهانههای میانی جبران شده، و پوششهای آجری تازه در سطحی بلندتر از گذشته برپا شده است.
هر یك از شبستانها دو ناو به عمق ٣ فرشانداز در جهت قبله دارد كه به قرینه در دو سمت گنبدخانه جا گرفتهاند (مقدس، همانجاها؛ مهریار، ٨٨، ١١٢، ١١٩، ١٤٥؛ سیرو، ٢٤٧-٢٥٢).
مجموعۀ تأسیسات ورودی غربی با معماری بسیار خوب در این دوره تكمیل شده است. كتیبهای سنگی حاوی فرمان شاه عباس اول صفوی با تاریخ ١٠٢٢ ق بر سر در این ورودی نصب است. از دورۀ صفویه كتیبۀ دیگری با ماده تاریخ ١٠٩٢ ق روی دماغۀ درِ ورودی غربی گنبدخانه به چشم میخورد؛ همچنین منبر چوبی نفیسی در كنار محراب، با نوشتۀ «عمل یارمحمد نجار» و ماده تاریخ «منبر اخلاصدان» (١٠٦٩ ق) جای دارد (ایزدپناه، ٢ / ٥٢٣-٥٢٥؛ مقدس، ١٦٣-١٦٥).
ب ـ دورۀ قاجاریه
در این دوره استحكام بخشی و تعمیرات بسیار دقیقی در ایوان سمت قبله صورت گرفته، و طاق ایوان كاملاً بازسازی شده است. اكنون طاقهای آن همانند طاقهای شبستانهای صفوی نیست، و اضافه كردن نمای تازه در اینجا به وضوح به چشم میآید؛ دو گلدسته نیز بر فراز ایوان سر برافراشته است. برپایههای شرقی و غربی ایوان دو سنگ نوشته دیده میشود كه متن هر یك تأیید دیگری است و حاوی احداث دو گلدسته و تعمیر مسجد در ١٢٠٩ ق است (سیرو،٢٥٠, ٢٥٤؛ مقدس، ١٦٥-١٦٦). ورودی غربی تغییر و تحول و گسترش یافته، و به جای بخشهای ویران شدۀ دورۀ صفوی تأسیسات تازهای برپا شده است. همچنین تأسیسات ورودی شرقی به مسجد اضافه گردیده است (سیرو، ٢٥٧-٢٥٨). شبستان شمالی كه در زیر كف مهتابی وسیع مستطیل شكلی جای دارد، از ساخت و سازهای این دوره است. این شبستان نقشهای كلاسیك و معماری ساده و یكنواختی دارد. طاقها با دقت ساخته شده است. وجود محرابی قدیمتر در زیر محراب كنونی شبستان شمالی، ورودی گوشۀ شمال شرقی شبستان به كوچۀ مجاور و دیوار خشتی زیرنمای آجری دیوار شمالی شواهدی هستند كه میتوان آنها را نشانۀ نوسازی و تعمیر شبستانی قدیمتر دانست و بعید نیست كه نشانههایی از مسجد اولیه در این محل به دست آید (همو، ٢٥٦؛ مقدس، ١٧٧).
در دوران جنگ ایران و عراق حدود ١٠ بمب و موشك در فاصلۀ یك تا ١٠٠ متری جامع بروجرد منفجر شد و خساراتی جدی بر بنا وارد آورد كه بعدها ترمیم گردید (همو، ١٦٨- ١٦٩). جامع بروجرد با شمارۀ ٢٢٨ در ردیف آثار ملی به ثبت رسیده است (مشكوتی، ٢٩٢).
مآخذ
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٣٩ م؛
اشكال العالم، منسوب به ابوالقاسم جیهانی، ترجمۀ علی بن عبدالسلام كاتب، تهران، ١٣٦٨ ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧ م؛
ایزدپناه، حمید، آثار باستانی و تاریخی لرستان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
پیرنیا، كریم، «مساجد»، معماری ایران دورۀ اسلامی، به كوشش محمدیوسف كیانی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
فرزین، علیرضا، لرستان در گذر تاریخ، تهران، ١٣٧٢ ش؛
قوچانی، عبدالله، «بررسی كتیبههای تاریخی مجموعۀ نطنز و مسجد جامع نائین»، اثر، تهران، ١٣٧٥ ش، شم ٢٦ و ٢٧؛
مشكوتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماكن باستانی ایران، تهران، ١٣٤٩ ش؛
مقدس، محمد، «تاریخچۀ مختصر مسجد جامع بروجرد»، مجموعۀ مقالات كنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، ١٣٧٦ ش، ج ٥؛
مهریار، محمد، «بررسی مقدماتی مسجد جامع بروجرد»، اثر، تهران، ١٣٦٤ ش، شم ١٠ و ١١؛
یاقوت، بلدان؛
تحقیقات میدانی مؤلف؛
نیز:
Godard, A., »Les Anciennes mosquées de l’Irān«, Āthār-e-Irān, Haarlem, ١٩٣٦, vol. I(٢);
Pope, A. U., »Preliminary Report of the Sixth Season of the Survey«, Bulletin of the American Institute for Persian Art and Archaeology, New York, ١٩٣٥, vol. IV;
id, A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧;
Siroux, M., »La Mosquée Djum‘a de Bouroudjird«, Bullietin de l’Institut Français d’Archéologie Orientale, Paris, ١٩٤٧, vol. XLVI.
محمد مهریار