دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٩ - برج طغرل
برج طغرل
نویسنده (ها) :
مهبانو علیزاده
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرْجِ طُغْرُل، از مشهورترین برجْ آرامگاههای ایران، مدفن طغرل اول سلجوقی (د ٤٥٥ق/١٠٦٣م) و برخی دیگر از افراد این خاندان که در ری واقع شده است. به نوشتۀ قزوینی رازی، طغرل در ری درگذشت و در «گورخانهای پر زینت و آلت»، مدفون شد (ص ٦٣١؛ نیز نک: ظهرالدین، ٢٢؛ راوندی، ١١٢؛ بنداری، ٣١-٣٢؛ برای اختلاف در محل دفن طغرل، نک: ابن خلکان، ٥/٦٧). در برخی متون از دفن افراد دیگر آل سلجوق، همچون تتش الب ارسلان (د ٤٨٨ق/١٠٩٥م) و طغرل سوم (د ٥٩٠ق/١١٩٤م) نیز در آرامگاه طغرل اول یاد شده است. از اینرو، میتوان، از ان به عنوان آرامگاه خانوادگی سلجوقیان یاد کرد (نک: مجمل…، ٤٦٥؛ کریمان، ٢/١٨٢؛ نیز «شرف»، ٦-٧؛ بنجامین، ٥٣).
برج طغرل از دیرباز، جهانگردان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از اینرو، به ویژه به نام برج طغرل یا برج ری اشاره شده است (برتر، I/٣٦٠؛ دیولافوا، ١٣٣,١٣٦؛ موریه، ٢٣٢, ٢٣٣). برج طغرل نمونۀ شاخص آنگونه برج آرامگاههایی است که همچون گنبد قابوس با میل آغاز میشود (شرودر، ١٠٢٢). نقشۀ برج از گونهای است که در سدههای ٤-٨ق/١٠-١٤م رایج کرده است (نک: هیلنبراند، «برج...» ٢٣٧؛ شیبانی، ٩). تناسبات درست و تزیینات کاملاً دقیق آن، باعث شده است که این برج از جملۀ جذابترین و بیعیبترین برج آرامگاهها بهشمار آید (هیلنبراند، ری...، ٨٢). در ساختمان برج از آجر استفاده شده است و نقشۀ داخلی آن مدور، و شکل خارجی آن ستارهای به ترتیب به قطر ١١ و ١٦ متر با ٢٤ ترک (تحقیقات میدانی؛ قس: ذکاء، ٤٣٣؛ هیلنبراند، همانجا) و ارتفاع آن حدود ٢٠ متر است (ذکاء، ٤٣٨). برج بر پی و بنیادی از قلوه سنگ و آجر برپا شده که از دیده پنهان است. در حال حاضر پیرامون بنا به شعاع بیش از یک متر محوطهسازی شده که به نظر میرسد در تعمیرات سالهای اخیر ایجاد شده باشد (هیلنبراند، همانجا؛ تحقیقات میدانی). نمای خارجی برج فاقد ازاره است، پرهها از پایین برج آغاز، و در بالا در زیر تزیینات طاسهای بزرگ و کوچک رُخبام برج محو میشود (مشکوتی، ٢١٥؛ تحقیقات میدانی).
برج در حال حاضر دارای دو ورودی جنوب شرقی و شمال غربی است. سر در ورودی جنوب شرقی یا سر در اصلی پر نقش و نگار، و تا اندازهای از بدنۀ برج بیرون آمده است. سعی معمار بر آن بوده که به تناسب و تقارن نقشۀ پرهای برج صدمهای وارد نیاید. از اینرو، ورودی را در فضای میان دو پره ایجاد کرده است، اما در کل نقشه از هماهنگی و توازن گنبد قابوس برخوردار نیست. این ورودی طاقی ضربی دارد که از داخل ، نوع چیدن آجرها به شکل جناغی است. بر پیشانی سر در، تزیینات زیبایی وجود داشته که پس از تعمیر، اثری از آن باقی نمانده است. جای آنها لوحی مرمری با تاریخ ١٣٠١ق در قاببندی مستطیل نصب شده است. به نوشتۀ لوحه تعمیر این بنا به فرمان ناصرالدین شاه و زیر نظر امینالسلطان، با اجرای ابوالحسن معمارباشی صورت گرفته است («شرف»، ٨، اورسل، ٢٢٣؛ کمالالدوله، «هفتم»؛ پرتر، همانجا، تحقیقات میدانی). در همان زمان به دستور همو باغی نیز پیرامون برج احداث گردید (اعتمادالسلطنه، ٨٥؛ کرزن، ١/٤٦٤؛ جکسن، ٤٩١).
این ورودی با ترکیبی ماهرانه و طاقچهسازیها نمایشگر شیوهٔ کاملاً معمارانه است، قاببندیهای تو در تو نمونهٔ سادهتری از تزیینات مشابه آن در یادمان سمیران (طارم) است. در گذشته ردیفی از طاسهای تقریباً با سطح صاف در قاب بالای سر در قرار داشته است، شکلی که این برج را به یادمانهای دیگر سلجوقی در شمال غرب ایران، مانند جامع دماوند، بنای پیر تاکستان و برج نقارهخانه در ری پیوند میدهد (هیلنبراند، ری، ٨٣).
در نقشهای که پاسکال کست (١٢٥٦-١٢٥٧ق/١٨٤٠-١٨٤١م) از برج ارائه داده، پلکان در دل یکی از پرهها مقابل ورودی نشان داده شده است؛ در همین محل است (نک: ذکاء، ٤٣٣) که در گزارش کارلاسرنا که در فاصلهٔ سالهای ١٢٩٤-١٢٩٥ق/١٨٧٧- ١٨٧٨م در ایران به سر برده، ورودی دومی ایجاد شده بود که در زمان اقامت او در تهران تنها خمیدگی طاق آن دیده میشده است (ص ٢٠٥). این ورودی ظاهراً به هنگام تعمیرات سال ١٣٠١ق به در دیگری برای برج تبدیل شده است. در قسمت بالای ورودی شمالی غربی بنا، پلکانی دیده میشود که اکنون حدود ٧ متر از سطح زمین فاصله دارد، زیرا با ایجاد در دوم، ورودی پلکان از پایین قطع شده است. با توجه به ارتفاع زیاد، ورود به آن، تنها با نردبان امکانپذیر است (تحقیقات میدانی).
تزیین بالای بدنهٔ خارجی شامل ٣ ردیف طاسهای بزرگ و کوچک است که در واقع باید آنها را مقرنس ابتدایی دانست. گودی کم درون این تزیینات در مقایسه با عمق مقرنس بسیار کمتر و تقریباً مسطح است (نک: هیلنبراند، همانجا). اینگونه تزیین نخستینبار در گنبد قابوس بهکار رفته است، اما در بناهای دیگر دورهٔ سلجوقی هم کمیاب نیست. نمونههای دیگر را در نمای خارجی زیرگنبد، مانند گنبد علی ابرقو (٤٨٨ق/١٠٩٥م)، بالای سر در ورودی برج سه گنبدِ ارومیه (٥٨٠ق/١١٨٤م)، مؤمنه خاتون در نخجوان (٥٨٢ق)، و روی ساقهٔ گنبد در مسجد جمعهٔ اردبیل (سدهٔ ٦ق/١٢م) میتوان دید؛ همچنین در گوشهسازی گنبد، به گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع گلپایگان (سدهٔ ٦ق) و جامع اردستان (سدهٔ ٦ق)، میتوان اشاره کرد (گدار، I٩١٠/١٣٩, ١٥٥, ١٥٩, I (٢), ١٩٥؛ پوپ، VIII/٣٤٥، نیز ٢٥٩).

در بالای تزیینات طاسی دو ردیف آجرچین از مثلثهای بیرون آمده و بالای آنها، تزییناتی ساده به چشم میخورد که قرنیز را کامل کردهاند. این بخش در تعمیرات دورهٔ ناصری جایگزین کتیبهای ارزشمند شده که به خط کوفی برگرداگرد برج در بالای تزیینات طاسی وجود داشته است. بخشهایی از کتیبهٔ از میان رفته در تصاویری که پیش از تعمیر برج کشیدهاند، مشخص است و سیاحانی مانند موریه (ص٢٣٣) و پرتر (I/٣٦٠) و دیگر کسانی که برج را دیدهاند، از آن یاد کردهاند (نیز نک: دیولافوا، ١٣٣، تصویر).

برخی از پژوهشگران تاریخ ساخت برج طغرل را رجب ٥٣٤/ مارس ١١٤٠ میدانند. این نظریه بر پایهٔ لوح آهنی با نوشتهٔ کوفی (متعلق به موزهٔ هنر دانشگاه میشیگان) و با رقم عبدالوهاب قزوینی است (موزه...، npn.) که ادعا شده روی در برج طغرل نصب بوده است (مایلز، ٤٥-٤٦؛ گرابار، ٣٧)؛ در حالی که صاحب النقض به هنگام تألیف کتاب خود در حدود سال ٥٦٠ق گورخانهٔ طغرل را بنایی صدساله میداند (قزوینی، ٦٣١)، بر این اساس بنیاد بنا به دو دههٔ آغازین سدهٔ ٥ق باز میگردد، هیلنبراند تزیینات طاسی قرنیز را بهترین سند تاریخگذاری فرض کرده که بیتردید سلجوقی است (همان، ٨٥)، و پیرنیا نیز آن را در شمار شاهکارهای معماری سبک رازی میداند که تا نیم سده پیش از تاخت و تاز مغولان رایج بوده است(ص ٨٠).
این بنا با شمارهٔ ١٤٧ به ثبت رسیده است (مشکٰوتی، ٢١٥).
مآخذ
ابن خلکان، وفیات؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، چهل سال تاریخ ایران، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛
اورسل، ارنست، سفرنامه، ترجمهٔ علیاصغر سعیدی، تهران، ١٣٥٣ش؛
بنجامین، ساموئل گریل ویلز، ایران و ایرانیان، ترجمهٔ محمدحسین کردبچه، تهران، ١٣٦٣ش؛
بنداری اصفهانی، فتح زبدةالنصرة، قاهره، ١٩٧٤م؛
پوپ، آرتور، معماری ایران، ترجمهٔ غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٧٠ش؛
پیرنیا، کریم، مجموعهٔ مقالات و مصاحبهها، یزد، ١٣٧٧ش؛
جکسن، ا. و. و.، سفرنامه، ترجمهٔ منوچهر امیری و فریدون بدرهای، تهران، ١٣٥٧ش؛
ذکاء، یحییٰ و محمدحسن سمسار، تهران در تصویر، تهران، ١٣٦٩ش؛
راوندی، محمد، راحة الصدور و آیة السرور، به کوشش محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ش؛
سرنا، کارلا، سفرنامه، آدمها و آیینها در ایران، ترجمهٔ علیاصغر سعیدی، تهران، ١٣٦٢ش؛
«شرف»، س ١٣٠٢ق، شم ٢٩، دورهٔ روزنامههای شرف و شرافت، تهران، ١٣٥٥ش؛
شیبانی، زرینتاج، «بررسی و تحقیقی پیرامون برج علاءالدوله»، اثر، تهران، ١٣٦٧ش، شم ١٥ و ١٦؛
ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ش؛
قزوینی رازی، عبدالجلیل، النقض، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٣١ش؛
کرزن، جرج، ایران و قضیهٔ ایران، ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، ١٣٦٢ش؛
کریمان، حسین، ری باستان، تهران، ١٣٥٤ش؛
کمالالدولهٔ قاجار، محمدحسن، جهان نمای مظفری، تهران، چ سنگی؛
مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛
مشکٰوتی، نصرتالله، تهران، ١٣٤٩ش؛
تحقیقات میدانی مؤلف؛
نیز:
Dieulafoy, J., La Perse la Chaldée et la Susiane, Paris, ١٨٨٧;
Godard, A., Āthār-é Irān, Haarlem, ١٩٣٦;
Grabar, O., «The Earliest Islamic Commemorative Structures», Ars Orientalis, Berlin, ١٩٦٦, vol. VI;
Hillenbrand,R., «TheFlanged Tomb Tower at Bastām», Art et société dans le monde iranien, Paris, ١٩٨٢;
id,Rayy, the Tomb Towers of Iran to ١٥٥٠, Unpublished;
Miles, C.G., «Appendix», Ars Orientalis, Berlin, ١٩٦٦, vol. VI;
Morier, J., A Journey Through Persia, Armenia and Asia Minor to Constantinople, London, ١٨١٢;
Pope, A.U., A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧;
Porter, K.R., Travels in Georgia, Persia, Ancient Babylonia, London, ١٨٢١;
Schroeder, E.,«The Seljuq Period», A Survey of Persian Art, Tehran etc., ١٩٦٧ , vol. III;
Universiity of Michigan, Museum of Art, images, umdl, umich. Edu/cgi/image/ image-index? Lasttype=simple &view=el… .
مهبانو علیزاده