دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٨ - ابوالحسن معمار
ابوالحسن معمار
نویسنده (ها) :
یحیی ذکاء
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْحسن ِمِعْمار، حاجی ابوالحسن معمار باشی اصفهانی، ملقب به صنیعالملك (ح ١٢٤٥-١٣٠٥ ق / ١٨٢٩- ١٨٨٨ م). وی از جمله بنایانی بود كه از حدود سال ١٢٩١ ق زیردست محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در كاخها و باغهای سلطنتی تهران كار میكردند (اعتمادالسلطنه، روزنامه، ٦٣٢). حاجی ابوالحسن به سبب استعداد و حسن خدمت و نیز طرح و ایجاد برخی بناهای جالب، پیشرفت شایان كرد و مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت.
برخی از كاخهای سلطنتی تهران با معماری و طراحی وی پدید آمده است. از جمله «تالار سلام»، «تالار آینه» و سرسراها و حوضخانههای مربوط به آن در كاخ گلستان. ساختمان تالار سلام كه تالار تخت و موزه نیز نامیده شده اشت، در ١٢٩١ ق آغاز گردید.
تالار سلام به سبب وسعت و پوشش طاق و تویزه با دهانههای بزرگ از نظر معماری از ساختمانهای جالب عهد ناصری است (شرف، شم ٦؛ ذكاء، ٢١٩؛ اعتمادالسلطنه، همان، ١٧٥). ساختمان تالار آینه نیز همزمان با ساختمان تالار سلام آغاز شد و تزئینات داخلی آن در ١٢٩٩ ق پایان یافت. این تالار با آنكه چندان وسیع نیست، ولی به سبب موقعیت و زیبایی آیینهكاریهای سقف و دیوارهایش از شهرت فراوان برخوردار است. ماده تاریخ اتمام تالار به صورت قصیدهای به خط میرزا ابوالفضل ساوجی در زیر گیلویی تالار، گچبری شده و در پایان آن چنین آمده است: «در محرم سنۀ هزار و دویست و نود و نه به اهتمام حاجی ابوالحسن بناء نوایی حسن انجام پذیرفت» (ذكاء، ٢١٦-٢٢٦). در همین سال همزمان با سفر ناصرالدین شاه به یكی از ییلاقهای اطراف تهران دستور خراب كردن عمارت اندرون كه توسط حاجی علیخان حاجبالدوله ساخته شده بود. صادر گردید. بیدرنگ اندرون و حرم خانۀ جدیدی در مدت ٧ ماه به معماری حاجی ابوالحسن ساخته شد (اعتمادالسلطنه، الماثر، ٦٥؛ شرف، شم ٣).
در ١٣٠٠ ق حاجی ابوالحسن به استدعای میرزا ابراهیم خان امین السلطان وزیر دربار، به منصب معمار باشیگری ارتقا یافت (اعتمادالسلطنه، تاریخ، ٣ / ٢٠٤٦، روزنامه، ٢٣٤). از دیگر بناهایی كه ساختۀ اوست، میتوان از مدرسه و مسجد «حاج ابوالحسن معمار باشی»، مشهور به «صنیعیه» در نزدیكی امامزاده یحیی در تهران نام برد. ساختمان این بنا در ١٣٠٣ ق پایان یافته و كتیبۀ سنگی سر در آن حاوی وقف نامه، نام واقف و موقوفاتی است كه برای مخارج و نگهداری مدرسه و مسجد وقف شده است. كتیبه به خط محمد ابراهیم تهرانی مشهور به میرزا عمو و حجاری آن، كار استاد عبدالرسول حجار است (همو، المآثر، ٨٤؛ بلاغی، ١٨٠-١٨١).
نقش مهم حاجی ابوالحسن در تاریخ معماری سدههای اخیر ایران، وارد كردن عناصر معماری غربی در معماری سنتی ایران است. در این زمان بهویژه در ایجاد كاخهای جدید سلطنتی و بازسازی بناهای كهن دربار و خانههای رجال و ثروتمندان، شیوۀ معماری ایران بهتدریج به سوی سبكهای اروپایی كشیده میشود.

سفرهای شاه و رجال آن عصر به كشورهای اروپایی و شهرهای ممالك مجاور ایران چون استانبول، باكو و تفلیس كه معماری آنها تركیبی از معماری شرق و غرب بود و نیز ورود آلبومهای عكس و نقشههای عمارات اروپایی به ایران، سبب تحولاتی در معماری ایران گردید و ابوالحسن معمارباشی به پیروی از خواست شاه و سلیقهای كه در میان مردم تهران رونق میگرفت، به طرح و ساختن بناهایی به شیوۀ نوین پرداخت. اثر برجستۀ وی از انگونه بناها «عمارت خوابگاه» ناصرالدین شاه است كه در میان باغچۀ حرم خانه با سبكی كاملاً متفاوت با ساختمانهای سنتی ایرانی ساخته شد. تاریخچۀ ایجاد این عمارت چنین بود كه پس از به پایان رسیدن عمارت حرم خانه، ناصرالدین شاه بر آن شد كه برای خوابگاه خصوصی خود كاخی جدید در وسط باغچۀ اندرون بسازد.
بنای كاخ روز اول رجب ١٣٠٣ با تشریفات ویژۀ آغاز گردید و در روز ٩ رجب ١٣٠٤ پایان یافت (نك : اعتمادالسلطنه، روزنامه، ٤٨٢، ٥٥٨). این نخستینبار بود كه بنایی با ویژگیهای معماری اروپایی در میان قصرهای سلطنتی ایران برپا میشد (شرف، شم ٦٥). عمارت به تقلید از قصر كوچوك سو در استانبول ساخته شده (نك : اصلان آپا، ٥١٢-٥١٣) و آن را از خارج با تزئینات حجاری و بنایی و محجرهای فلزی در گرد بام و از داخل با كاشیكاریهای برجستۀ صورتدار در بدنه و سر بخاریها و نقاشیهای دیواری آراسته بودند. از جمله سقف و دیوارهای یکی از اتاقهای این بنا را استاد بهرام نقاش كرمانشاهی با مجالس جشن و سرور نقاشی كرده بود (ذكاء، ٢٥٥-٢٥٦). این بنا در ١٣٣٨ ش تخریب شد.
حاج ابوالحسن كه در دربار ناصرالدین شاه، ثروتی قابل توجه و مقام معمار باشیگری و لقب صنیع الملكی (اعتمادالسلطنه، روزنامه، ٦٣٢) به دست آورده بود، برای استوار كردن منزلت خود با زمینهسازی قبلی خود كوشید تا دختر خود را به ازدواج با شاه در آورد، اما شاه دختر وی را به مجرد دیدار به خانۀ پدر بازگرداند. این رویداد سبب رواج اشعار هزلآمیزی دربارۀ این حادثه بین مردم تهران شد (نك : مستوفی، ١ / ٣٧٧-٣٨٠). معمارباشی در حدود ٦٠ سالگی به مرض حصبه در تهران درگذشت. پس از مرگ وی دولت نیز درصدد تصرف اموال او برآمد كه از میان تنها سهم شاه ٠٠٠‘٤٥ تومان شد (اعتمادالسلطنه، همان، ٦٣٢، ٦٤٣).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان، تاریخ منتظم ناصری، به كوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
همو، روزنامۀ خاطرات، تهران، به كوشش ایرج افشار، ١٣٤٥ ش؛
همو، المآثر و الآثار، تهران، كتابخانۀ سنائی؛
بلاغی، سید عبدالحجة، تاریخ تهران، قم، ١٣٥٠ ش؛
ذكاء، یحیی، تاریخچۀ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای كاخ گلستان، تهران، ١٣٤٩ ش؛
شرف، تهران، ١٣٠٠- ١٣٠٧ ق؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٤١ ش؛
نیز:
Aslanapa, Oktay, Osmanli deuri mimarisi, Istanbul, ١٩٨٦ .
یحیی ذكاء