امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ٨ - مقدمه
محصور باشد، يا همچون نياكان و اجداد كهن، فقط تقديس شود و در گذشتههاى دور جا مانده باشد و نتواند در جهان و انسان امروز اثر بگذارد. خدايى كه نظريه نصّ (گزينش الهى امام) مىشناساند افسانه يا قافنشين تخيلات، نيست؛ فقط خداى درماندگان و مردگان و بدبختها و بيچارهها نيست؛ خدايى نيست كه به انسان و حيات دنيوى او ربطى نداشته باشد، يا بىاعتنا به وقايع زمين از بلنداى آسمان نظارهگر باشد و بس. خداى اين نظريه، خدايى نيست كه تنها به موعظههاى آرام و سخنهاى نرم، بسنده كند تا مبادا عواطف مستكبران و ستمگرانى كه به دلخواه هواپرستانه خود با مقدرات انسانها بازى مىكنند، جريحه دار شود.
در مقابل نظريه نصّ (گزينش الهى امام)، نظريهاى است كه مىپندارد خداوند، پس از عصر وحى، از اداره زمين كنارهگيرى كرده و امور عالم را فروگذاشته است؛ در واقع اين ديدگاه معتقد است كه آسمان، پس از رسول خدا (ص) ديگر در امر رهبرى، دخالت نمىكند، و نقشآفرينى خداوند در رهبرى و هدايت انسان فقط به عصر رسالت محدود مىشود. اين نظريه با تناقضى تلخ مواجه است، و گريزى از آن ندارد؛ تناقض ميان تصوير واضح قرآن از خداى سبحان و پرستش كامل و جامع او- كه قرآن قصد دارد بر اساس چنين پرستشى، انسان را تربيت كند و جامعه عدالت را در زمين بر پا نمايد- با فروگذاشتن و اهمال امر رهبرى پس از رسول اعظم (ص) و باز كردن باب آن به روى هر كس و ناكسى؛ كسانى كه نه