امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٥ - نصوص دال بر امامت اهل بيت(عليهم السلام)
اختلاف و مشاجره افتاد و عدهاى همان كلام عمر را تكرار كردند. وقتى حاضران بسيار همهمه و اختلاف كردند، رسول خدا (ص) فرمود: «از اينجا برخيزيد كه نزاع نزد من شايسته نيست»[١].
ذهبى در تذكرة الحفاظ روايت كرده است: ابوبكر پس از وفات پيامبر، مردم را جمع كرد و گفت: شما از پيامبر احاديثى مىگوييد و در آن احاديث، با هم اختلاف مىكنيد و بهحتم اختلاف مردم پس از شما شديدتر خواهد بود. پس هيچ روايتى از رسول خدا نقل نكنيد و هر كس از شما [درباره اين كار] پرسيد، پاسخ دهيد كه كتاب خدا در ميان ما هست؛ پس حرامش را حرام، و حلالش را حلال بشماريد»[٢].
عمر و عثمان نيز در عهد خود چنين كردند[٣]. وقتى بنىاميه به حكومت رسيدند به اين مقدار بسنده نكردند؛ بلكه از سويى، روايات جعلى بسيارى از زبان رسول خدا (ص) ساختند و از سوى ديگر، از هيچ آزار و اذيتى نسبت به اهل بيت رسول خدا (ص) فروگذار نكردند؛ تا آنجا كه تنها نيم قرن پس از وفات پيامبر (ص)، اهلبيت آن حضرت را در كربلا به خاك و خون كشيدند. بدين سبب- و به منظور حفظ قرآن كريم- حكمت الهى،
[١] . البخارى، كتاب« العلم»، باب« العلم»، ج ١، ص ٢٢ و كتاب« المرض»، باب« قول المريض قوموا عني» و صحيح مسلم، آخر كتاب« الوصية».
[٢] . ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٢( باب زندگينامه ابوبكر).
[٣] . ر. ك:« معالم المدرستين»، ج ٢، ص ٥٠ و پس از آن.