شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٣٩ - پوشيدن لباس سياه در ايام حزن بر اهل بيت عليهم السلام
يوسف. براى من شهادتگاهى فراهم شده كه بايد به سوى آن بروم. و گويا مىبينم گرگهاى بيابان بين نواويس و كربلا بندبند بدن مرا از هم جدا كرده و شكم خالى و گرسنهى خود را از پيكر من سير مىسازند. روش ما خاندان رسالت، رضاى خدا را جستن و رضاى ما اهل بيت، رضاى خداست؛ در بلاها استقامت مىورزيم و شكيبايى داريم و پاداش صابرين به ما خواهد رسيد، كه به يقين پارهى تن رسول خدا هرگز از او جدا نخواهد شد.
بلكه براى روشنى چشم پيامبر و تحقق وعدهى الهى همگى در بهشت گردهم مىآيند؛ پس هركس بخواهد جان خود را در راه ما فدا كند و جوياى ديدار خدا باشد با ما بيايد، كه همانا من، ان شاء اللَّه صبحگاه عازم هستم».
و در نامهى خود به بعضى از اشراف بصره نوشتند:
«... أمّا بعد، فإنّ اللَّه اصطفى محمّداً صلى الله عليه و آله من جميع خلقه، وأكرمه بنبوّته، واختاره لرسالته، ثم قبضه اللَّه اليه، وقد نصح لعبادة وبلّغ ما أرسل به صلى الله عليه و آله، وكنّا أهله وأولياءه وأوصياءه وورثته، وأحقّ الناس بمقامه في الناس، فاستأثر علينا قومُنا بذلك فرضينا وكرهنا الفُرقة، وأحببنا العافية، ونحن نعلم أنّا أحقّ بذلك الحقّ المستحقّ علينا ممّن تولّاه.
وقد أحسنوا وأصلحوا وتحرّوا الحقّ فرحمهم اللَّه وغفر لنا ولهم وقد بعثتُ رسولي إليكم بهذا الكتاب، وأنا أدعوكم إلى كتاب اللَّه وسنّة نبيّه صلى الله عليه و آله، فانّ السنّة قد اميتت، وإنّ البدعة قد احييت، وإن تسمعوا