شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٤٩٥ - توسل به ابوالفضل العباس عليه السلام
باب الحوائج
توسل به ابوالفضل العباس عليه السلام
آقاى محمدرضا دشتى مىگويد: يك روز اول وقت، خدمت فقيه مقدس، ميرزا جواد تبريزى قدس سره رسيدم، ايشان مطالب ولايى بسيار مفيد و مؤثرى نقل كردند، از جمله فرمودند: من از دوران جوانى به ابوالفضل العباس عليه السلام علاقهى فراوان داشتم و به او توسل مىكردم. بعد از آنكه تصميم گرفتم دبيرستان را ترك كنم و به دروس حوزه مشغول شوم يك شب در عالم خواب ديدم كه حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام سوار بر اسب هستند. خدمت آن بزرگوار سلام كردم و در حالى كه آن وجود نازنين سوار اسب بودند، قسمت بالاى زانوى ايشان را بوسيدم، ايشان فرمودند: اين كتاب را بردار! در كنار ايشان يك جلد قرآن مشاهده كردم كه جلد نداشت. آن را برداشتم و در اين فكر بودم كه چرا آقا، خود كتاب را به من نداد و امر كرد خودم بردارم، ناگهان ايشان فرمودند: ميرزا! مگر نمىدانى كه من دست در بدن ندارم؟
(آقاى محمد رضا دشتى مىگويد: خود مرحوم ميرزا قدس سره گفتند كه در عالم خواب اولين بار وجود نازنين ابوالفضل العباس عليه السلام او را ميرزا خطاب كرد) مرحوم ميرزا قدس سره در حالى كه اشك مىريخت مىفرمودند: ابوالفضل العباس عليه السلام هرچه داشت در راه خدا داد و يار و ياور برادر خود بود و باب الحوائج است، بارها به او متوسل شديم و حاجت گرفتيم و هركس به اين بزرگوار متوسل شود، نااميد برنمىگردد؛ خداوند مرتبهى ولايى را به اين قهرمان كربلا داده است.