شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٠ - زندگى نامهى استاد الفقهاء والمجتهدين، ميرزا جواد تبريزى قدس سره
نكته نبايد غافل بود كه در هر زمان و هر مكانى به فراخور حال، اشخاص و عالمانى كه پيرو واقعى امامان معصوم عليهم السلام و خلف صادقى براى پيشينيان خويش به شمار مىروند، بوده و هستند و مرحوم ميرزا قدس سره يكى از آن بزرگانى است كه مصداق عينى و بارز قول امام عليه السلام: «
مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاء صائِناً لِنَفْسِه حافظاً لِدِينه مُخالِفاً لِهَواهُ مُطِيعاً لِامْرِ مَوْلاه فَلِلْعَوام انْ يُقلّدُوه»[١]
مىباشد، با نظر به وصيت نامه مرحوم ميرزا قدس سره مىتوان پى برد كه چگونه ايشان به دنبال طرح مسائلى بودند كه روح اسلام و دين به آن وابسته است و فراموش كردن هر يك از آن فرازها مصيبتى غير قابل جبران به دنبال دارد.
مرحوم ميرزا قدس سره آنگونه زندگى كرد كه به واقع روز وفات ايشان
يَومٌ عَلى آلِ الرَسُول عَظِيم
بود و تمام مردم به خصوص طلاب فاضل و متديّن در حسرت فراق آن يار سوختند و بر سر و سينه زنان، پيكر مطهر آن عالم بزرگوار را تشييع كردند. هركدام از ابعاد وجودى مرحوم ميرزا قدس سره خود نياز به كتابى مستقل و مفصل دارد؛ زيرا فقيد راحل قدس سره آنگونه زندگى كرد كه لحظه به لحظه زندگى پرمعنا و ملكوتى ايشان قابل ثبت مىباشد.
[١]- الاحتجاج، طبرسى، ج ٢، ص ٢٦٣.